تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - مطالب ابر موفقیت
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 9 دی 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
طرف به همه چیز ناخنک زده ولی هیچی بلد نیست. شده یک دریاچه وسیع ولی کم عمق. این انتقادی است که ممکن است به شما هم وارد باشد. ممکنه حتی اگر کسی به‌شکل مستقیم هم این موضوع را به شما نگفته باشد، با خودتان که فکر می‌کنید بگویید من در چیزی متخصص و خبره نیستم و خودتان را به‌خاطر این موضوع سرزنش کنید. اما اگر این انتقاد و نوع نگاه اشتباه باشد چه؟ اگر بگویم که ممکن است متخصص نبودن هم یک ویژگی باشد، چه برداشتی می‌کنید؟

همونطور که در مطلب‌های مختلف اشاره کرده‌ام ما افراد متفاوتی هستیم و درک متفاوتی نسبت به دنیا داریم. همین مبنای تفاوت باعث می‌شه تا رویکردهای مختلفی نسبت به کار و زندگی داشته باشیم. و همین مبنای تفاوت باعث می‌شه که دیگران رو درک نکنیم و نتونیم نوع نگاه و برخورد افراد دیگر با یک رویداد را قبول کنیم.
بعد از انقلاب صنعتی در دنیا تخصص گرایی تبدیل شد به یک ارزش کاری. در دوره‌ای که کارخانجات و صنایع حرف اول نظام‌های اجتماعی و اقتصادی را می‌زدند، متخصص بودن یک مزیت رقابتی شغلی بود چراکه فرد می‌توانست موقعیت کاری خود را با ساخت یا مثلا تعمیر یک دستگاه خاص یا انجام یک کار فنی تثبیت کند. اما وقتی به موج اطلاعاتی رسیدیم، دانش در شاخه‌های متنوع به‌شکلی آسان در دسترس قرار گرفت. همین چند سال پیش را به‌یاد بیاورید! تنها منابع اطلاعاتی کتاب‌ها بودند که به‌سختی تهیه می‌شدند. اما حالا قبل از این‌که به هرکتابی بخواهیم فکر کنیم، سراغ اینترنت می‌رویم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : موفقیت، روانشناسی،


پنجشنبه 8 دی 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان می‌شود اما معمولا سـخت‌ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان به ارمغان می‌آورد. با به‌کارگیری اصولی که در این قسمت برای شما شرح می‌دهیم می‌تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و بی‌نقص راه‌اندازی

خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان می‌شود اما معمولا سـخت‌ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان به ارمغان می‌آورد. با به‌کارگیری اصولی که در این قسمت برای شما شرح می‌دهیم می‌تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و بی‌نقص راه‌اندازید. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام این امور عادت نداده‌ایم. این امر سبب می‌شود تـا توانایی خـود را بـرای دامـن زدن بـه تـصورات و تخیلات از دست داده و در نـتـیـجه قـدرت تـخـیـل خـود را به کار نگیریم. به همین دلیل فرصت‌های بیشماری را به آسانی از دست می‌دهیم. ایـده‌های بـزرگ از مـحـلی فـــرای باورهای شخصی نشات می‌گـیـرند. بـاید بـه دوردسـت‌ها بنگرید و افکار متفاوت را آزمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید. عده‌ای بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آن را به طرز وحشتناکی بی‌حس و کرخت می‌کنند، چنین رفتاری باعث می‌شود درخت افکار شما هیچگاه به بار ننشیند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : خلاقیت، موفقیت،


اگر شما بودید کدام یک از اینها را انتخاب می‌کردید: چند بسته کوچک جایزه ارزان‌قیمت یا یک جایزه بزرگ و خیلی گران‌قیمت؟!
خیلی‌ها فورا دومی را انتخاب می‌کنند. حق هم دارند! آنها می‌گویند جوایز کوچک و کم‌ارزش فقط برای مدت کوتاهی آدم را شاد و سرحال نگه می‌دارند. بعد از آن دیگر مثل روز اول انرژی‌بخش و نشاط‌آور نیستند. اما جایزه‌های بسیار بزرگ و گران‌قیمت همیشه ارزش خود را حفظ می‌کنند. در واقع به خاطر ارزش بالایی که دارند کاری می‌کنند که قدر و قیمت صاحبان آنها نیز بالاتر رود.
ولی هستند کسانی که قید جایزه بزرگ را می‌زنند و جوایز کوچک و کم‌قیمت را فقط به خاطر این‌که زودتر به دست می‌آیند، با وجود موقتی بودن ترجیح می‌دهند. آنها شبیه معتادانی هستند که قادر نیستند لذت حاصل از چند ساعت ورزش و بدنسازی در هفته و اندام زیبای حاصل از آن را به مرور زمان درک کنند و در عوض متوسل به مواد مخدر مدهوش‌کننده می‌شوند تا به قیمت از دست دادن زیبایی و ریخت انسانی خود، چند لحظه‌ای در فکر و ذهن مدهوش خویش، لذتی گذرا و در واقع بدعاقبت را تجربه کنند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : موفقیت،


مقاله ای طولانی اما کامل که 120تا از قانون ها و تکنیک های برایان تریسی یکی از معروفترین نویسندگان و بازاریابان دنیا را به شما می آموزد که دانستن برخی از آنها کلیدی برای موفقیت های بزرگ درکسب و کار می باشد.

1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد. برای هر علتی معلولی هست، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید. چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد.

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند. افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند. افکار شما آفریننده اند. شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید.
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، اقتصاد، نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : برایان تریسی، موفقیت، قانون، روانشناسی،


یکشنبه 13 آذر 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت. بالاخره پرسید: ماجرای کارهای خودمان را می نویسید؟ درباره ی من می نویسید؟ پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت: درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی.

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید.

- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام.

- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی. در این مداد 5 خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی.

صفت اول:
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست. او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد.

صفت دوم:
گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود. پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم:
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست. در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.

صفت چهارم:
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است.

صفت پنجم:
همیشه اثری از خود به جا می گذارد. بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی.




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : داستان، موفقیت،


پنجشنبه 3 آذر 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
همیشه در پس ذهن همه ما تصویری وجود دارد از آینده. می‌گم همیشه چون واقعا این تصویر وجود دارد و شرایط و فشارهای زندگی و کار و روزمرگی باعث می‌شود که آن را فراموش کنیم. در این پادکست در مورد تاثیر در نظر گرفتن ویژن در کار و زندگی صحبت می‌کنم. در ضمن این پادکست در پاسخ به سوال یکی از خوانندگان بلاگ تهیه شده است.





نوع مطلب : روانشناسی، نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : ویژن، موفقیت، کسب و کار،


چهارشنبه 2 آذر 1390 :: نویسنده : احمد احمدی
کارهای زیادی هست که می‌خواهیم انجام بدیم. کارهایی که می‌دونیم انجام دادنشون چه تاثیری مثبتی می‌تونه داشته باشه. اما انجام نمی‌دیم. دست روی دست می‌گذاریم. وقتی به مسیر پیش‌رو نگاه می‌کنیم، موانع زیادی می‌بینیم و همین موانع کافی است برای این‌که به اندازه کافی بترسیم و حرکتی نکنیم. می‌خواهیم کتاب بنویسم اما از خودمون می‌پرسیم اگر با استقبال روبرو نشه چی؟ یک کتاب دیگه بنویسم که چی‌بشه؟ می‌خواهیم کسب و کار راه بیاندازیم و از خودمون می‌پرسیم اگر شکست بخورم چی می‌شه؟ می‌خواهیم تغییری در شرایط شغلی خود ایجاد کنیم و از خودمون می‌پرسیم که اگر همه چیز اونطوری که فکر می‌کنم جلو نره چی؟ هزاران کار هست که می‌خواهیم انجام بدیم و از خودمون سوال می‌کنیم که اگر نشه چی؟

بله موانع زیادی در پیش رو وجود داره. موانعی که بزرگ و سخت هستند. اما همه موانع در ذهن شما متولد شده‌اند. همه سدهای پیش‌رو در تخیل شما ساخته‌‌شده‌اند. همه این سوالات زاییده ذهن شما هستند. اگر گوش کنید می‌‌شنوید که همه کتاب‌ها، همه فیلم‌ها، نمایش‌ها، نقاشی‌ها، همه آدم‌های اطراف زمزمه می‌کنند که باید حرکت کرد. باید این سد را شکست. برای نوشتن کتاب باید جمله اول را نوشت. خیلی ساده نوشت. برای ایجاد کسب و کار و تغییر در وضعیت کار باید اولین جلسه را برگزار کرد. ممکنه همه چیز در اولین قدم خوب پیش‌نره. اما برداشتن اولین قدم بسیار مهمه. شکستن یک سد بزرگ از ضربه‌های کوچک شروع می‌شود.

منبع: the coach





نوع مطلب : روانشناسی، نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : موفقیت،


با هیجان بالا کاری را شروع می‌کنید. یک کسب و کار راه می‌اندازید یا یک موقعیت کاری جدید رو انتخاب می‌کنید. در نقطه شروع هستید و دورنمای بسیار زیبا و موفقی را از آینده می‌بینید. در آینده‌ای که قرار هست شما آنجا باشید، پول، موفقیت، آرامش، رشد شخصی و همه ایده‌آل‌ها وجود دارند. کار خودتون رو شروع می‌کنید اما به هزاران دلیل کارها آنطور که تصور می‌کردید پیش نمی‌رود. کم‌کم آن دورنمای زیبا رنگ می‌بازد و شما متوجه می‌شوید که دارید به نقطه مقابل موفقیت یعنی شکست می‌رسید.

شکست بخشی از زندگی است. بخشی حقیقی و دردناک. هیچ شخصی دوست ندارد با برچسب شکست‌خورده شناخته شود. اما شکست یک حقیقت است و ما و اطرافیان ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در زمان شکست می‌توان همه چیز را تمام شده دانست یا می‌توان از آن درس گرفت و دوباره انرژی و توان را جمع کرد برای شروع دوباره. اگر شکست خورده‌اید و می‌خواهید دوباره شروع کنید، پاسخ دادن به پنج سوال زیر می‌تواند به شما کمک بزرگی کند:



ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : شکست، موفقیت،


یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند.

اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.

اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.

در نگاه اول شاید این عدد 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.

68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد!؟

خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟

بسیار عالی است! امتحان کنید.

خواهید دید که هنوز 18 ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود.

ایده‌ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در می آید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و ...

ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم.

ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط 68 ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.

بدون اینکه 68 ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.
آرزو

هر ساعت 60 دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این 1440 دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم 68 ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!

به راستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند 68 ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟!

فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد.

پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.

فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.

باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و 68 ثانیه آن را مهار کنیم.

68 ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.

68 ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.

68 ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و 68 ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.

کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم.

اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.

68 ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.

آن وقت می بینی که می توانی.




نوع مطلب : روانشناسی، عمومی، 
برچسب ها : قانون جذب، موفقیت، هدف، تمرکز، کاینات،


جمعه 27 آبان 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
موضوعی که قصد داریم در این مقاله به آن بپردازیم یکی از دلایلی است که در زندگی افراد باعث ایجاد فقر شادی و غم‌پروری می‌شود.

آیا شما با جمله "ما مردم غم‌پروری هستیم" موافقید؟
به نظر شما چه دلایلی باعث فقر شادی و غم‌پروری می‌شود؟
بهتر است قبل از هر چیز ببینیم منظور از روحیه غم‌پروری چیست.
غم‌پروری در لغت یعنی پیوسته در غم و اندوه بودن و منظور از غم‌پروری، متوقف شدن غیرعاقلانه در مشکلات و مسایل زندگی و پیچیده‌تر کردن و پر و بال دادن بیش از حد به آنها، به جای حل کردن آن است.
متوقف شدن در مشکلات به چه معناست؟

افراد در مواجهه با مسایل و مشکلات به دو صورت مساله‌مدار "عاقلانه و منطقی" و هیجان‌مدار "احساسی و هیجانی" عکس‌العمل نشان می‌دهند. گروه اول افرادی هستند که به جای غصه خوردن و متوقف شدن در مشکلات، با اعتمادبه‌نفس بالا و ارتقا سطح آگاهی‌های خود و با استفاده از راه‌حل‌های متفاوت مشکلات خود را حل می‌کنند. اما گروه دوم با رفتاری هیجانی و احساسی به جای حل مساله زانوی غم بغل کرده و انرژی و وقت خود را به غصه خوردن و بطالت می‌گذرانند و خود را افسرده می‌کنند. مسلما این گروه با مشکلات زیادی از قبیل روبه‌رو خواهند شد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : موفقیت، روانشناسی، غم، غصه، حل مسئله، توانایی، فقر شادی، غم پروری،




( کل صفحات : 3 )    1   2   3