تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - مطالب ابر موفقیت
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 6 اسفند 1392 :: نویسنده : دختر یخی




در جامعه ما کم نیستند کسانی که دچار توهم هستند و آنهم توهم دانستن! براستی اگر در تنهایی به داشته های خود صادقانه فکر کنیم تا چه حد ما به آگاهی رسیده ایم؟!
اگر نگاهی به اطرافمان وشاید هم به خودمان بیندازیم بهترمتوجه این مطلب میشویم ومیتوانیم برای آن مثال های نامحدودی بیابیم.

استیون هاوکینگ فیزیک دان و کیهان شناس بریتانیایی در این مورد چنین گفته است:

بزرگترین دشمن دانش جهل نیست، بلکه توهم دانستن است!




نوع مطلب : روانشناسی، عمومی، 
برچسب ها : موفقیت، توهم دانستن،



ذهن انسان همواره از ناشناخته هراسان است. ناشناخته آن را مختل می‌کند، ذهن در شیارهای آشنای خودش زندگی می‌کند در یک الگوی مشخص و شناخته شده به چرخش و چرخش ادامه می‌دهد. درست مانند صفحه گرامافون. ذهن از رفتن به سوی ناشناخته وحشت دارد.


اما زندگی همیشه در ناشناخته‌ها حرکت می‌کند. زندگی را تنها زمانی می‌شناسی که آماده سفر به ناشناخته شوی ولی تو می‌ترسی. تو مایلی که زندگی مطابق ذهن تو حرکت کند. زندگی همیشه رو به سوی ناشناخته‌ها دارد. زندگی یک سیلان است. ما می‌خواهیم آن را ساکن کنیم. زیرا وقتی چیزی را ساکن کنی می‌توانی آن را پیش بینی کنی.

تو می‌خواهی خوشبخت باشی و طالب لذت هستی اما کسی که خواهان لذت است باید رنج آن را بپذیرد درست مانند قله‌ها و دره‌ها. اوج‌ها و قله‌ها را می‌خواهید ولی دره‌ها را نه!؟ پس دره‌ها کجا بروند؟ بدون دره‌ها، قله‌ها چگونه می‌توانند وجود داشته باشند؟ اگر عاشق قله‌ها هستی دره‌ها را نیز دوست بدار. آن‌ها نیز بخشی از تقدیرند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : موفقیت،


سه شنبه 1 اسفند 1391 :: نویسنده : زهرا رضایی
چهل و دو سال پیش وقتی من یازده سالم بود، سوختم. مادرم در حالی که بیشتر از هفده سال نداشت،سر زا رفت و من و برادرم بی‌مادر شدیم. پدرم بعد از مادرم با زنی ازدواج کرد که قبلا با مرد دیگری ازدواج کرده بود و چون بچه دار نمیشد، جدا شده بود. این خانم گفت هم دختر دارم و هم پسر و با هم زندگی می‌کنیم. اما از آنجایی که خواست خدا چیز دیگری بود، این خانم در خانه پدرم سالی یک و در نهایت ده فرزند به دنیا آورد که یکی از برادران من شهید شد. وقتی نامادری‌ام این همه بچه آورد، من توی این بچه ها گم شدم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : نوآوری و خلاقیت، روانشناسی، 
برچسب ها : طاهره جوان، موفقیت، خلاقیت، کسب درامد، زنان موفق، زنان شاغل،


موفقیت دست‌یابی به اهداف است و هر چیز غیر از آن حاشیه است. این کشفی فوق‌العاده در همه تاریخ بشریت است. زندگی شما زمانی به زندگی فوق‌العاده‌ای تبدیل می‌شود که خواسته‌های خود را دقیقا مشخص کنید، برنامه‌ای برای دست‌یابی به آن‌ها تعریف کرده و هر روز بر آن کار کنید.

فرایند تعیین هدف
1. خواسته‌های خود در هر حوزه کلیدی زندگی را دقیقا مشخص کنید.
کار خود را با ایده‌ال‌گرایی آغاز کنید. تصور کنید هیچ محدودیتی برای تحقق خواسته‌هایتان و آنچه می‌خواهید باشید، داشته باشید و انجام دهید، وجود ندارد. تصور کنید که زمان‌ و پول لازم، همه دوستان و رابطه‌ها و تحصیلات و تجارب لازم برای تحقق اهداف تعیین شده را در اختیار دارید.




ادامه مطلب


نوع مطلب : آموزشی، روانشناسی، نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : موفقیت، تعیین اهداف، برنامه ریزی، رسیدن به هدف،



اعتقادات ما در قدم اول از والدین، معلمین، همسالان، تلویزیون و رسانه ها نشات می گیرد. وقتی سنمان کم است فکر می کنیم بزرگترهایمان بیشتر از ما می دانند به همین خاطر به هرچه که می گویند اعتماد می کنیم. اما هرچه سنمان بالاتر می رود، دیگر خودمان اعتقادات و باورهایمان نسبت به دنیا را شکل می دهیم. اما کمی از ته نشین اعتقادات دوران کودکی در ما می ماند. گاهی اوقات بدون اینکه خودمان خبر داشته باشیم درونمان لانه می سازند.


در زیر به برخی از این باورها و اعتقادات اشاره می کنیم. آیا این اعتقادات را در خودتان می بینید و اگر دیدید سعی کنید آنها را تغییر دهید.


1. اگر در چیزی شکست خوردی، فردی مغلوب هستی!

این باور معمولاً در مدرسه و در روزهایی که می خواهیم وارد بزرگسالی شویم، شکل می گیرد. تشویقمان می کنند که به هر قیمتی که شده موفق شویم. من اگر شکست بخورم، که بسیار هم پیش می آید، دوباره تلاش می کنم، اینقدر آن را امتحان می کنم تا بالاخره موفق شوم. اگر باور داشته باشید که اگر در کاری شکست بخورید، فردی شکست خورده هستید، یعنی همه آدم های دنیا شکست خورده هستند. اجازه ندهید چنین باوری شما را از زندگی عقب بیندازد. یک باور جدید جای آن بگذارید.

2. تا وقتی خراب نشده، چرا باید عوضش کنیم؟

منظورم عوض کردن به منظور کم کردن نیست. در مورد ارتقاء وسایل، فرایندها و ... صحبت می کنم. برای حرکت کردن با سرعت زندگی ما نیاز به تغییر داریم و خیلی وقت ها با کسانی برخورد می کنید که مخالف تغییر هستند. تا می توانید از چنین افرادی دوری کنید. اگر می بینید چیزی را می توانید ارتقاء دهید، معطل نکنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : روانشناسی، موفقیت، شکست، پیروزی، شروع،


جمعه 26 خرداد 1391 :: نویسنده : زهرا رضایی
مارک البیون در کتاب خود تحت عنوان «ساختن زندگی و امرار معاش»، درباره یک مطالعه آشکارکننده از سوداگرانی می نویسد که دو مسیر کاملا متفاوت را پس از فراغت از تحصیل دانشگاهی طی کرده اند. وی چنین می گوید:

یک بررسی از فارغ التحصیلان دانشکده بازرگانی، سابقه 1500 نفر را از سال 1960 تا سال 1980 مورد مطالعه قرار داده است. در آغاز، فارغ التحصیلان به دو گروه تقسیم شدند:

  1. گروه الف: کسانی بودند که گفته بودند می خواستند اول پول درآورند تا بعداً هر کار خواستند بکنند. یعنی اول مشکلات مالی خود را حل و فصل کنند، بعداً به امور دیگر زندگی بپردازند.
  2. گروه ب: شامل کسانی بود که ابتدا به دنبال علاقه واقعی خود بودند و اطمینان داشتند که پول عاقبت خود به دنبال آن می آید.
چه درصدی در هر گروه وجود داشت؟ از 1500 فارغ التحصیل در مطالعه مورد نظر، کسانی که در گروه الف «اول پول» بودند 83 درصد کل یا 1245 نفر را تشکیل می دادند. گروه ب «اول علاقه واقعی» یعنی خطرپذیرها جمعاً 17 درصد یا 255 نفر بودند.

پس از بیست سال 101 نفر میلیونر در کل این دو گروه به وجود آمده بود که یک نفر از گروه «الف» و 100 نفر از گروه «ب» بودند…




نوع مطلب : روانشناسی، اقتصاد، 
برچسب ها : موفقیت، ثروت،


سه شنبه 9 خرداد 1391 :: نویسنده : زهرا رضایی
"شکست وجود ندارد. فقط نتیجه کار است که گاهی به دلمان نمینشیند. آنقدر راه را عوض کنید تابه مقصد برسید..."




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : موفقیت،


چهارشنبه 30 فروردین 1391 :: نویسنده : زهرا رضایی

همه می‌خواهند بدانند موفقیت چیست. اما یکی از بهترین راه‌ها برای این‌که بدانیم چیزی چیست، این است که بدانیم چه نیست.

موفقیت به معنی مشکل نداشتن نیست. ما انسانیم و همه مشکلاتی داریم. همه آدم‌های موفق هم مشکلاتی دارند و گاه مشکلات بسیار بزرگی دارند. مهم طرز برخورد با مشکلات و نگرش درست نسبت به آنهاست. ما قرار نیست بی‌مشکل باشیم. مشکلات و چالش‌های زندگی، فرصت‌های رشد هستند. انسان‌های موفق آنهایی هستند که از "فرصت" مشکلات بهترین استفاده را می‌کنند.

موفقیت به معنی بیمار نشدن نیست. بیماری‌ها و ناتوانی‌های جسمی نیز مثل بقیه مشکلات زندگی، می‌توانند فرصت‌های رشد باشند. همه ما انسان‌ها گاهی بیمار می‌شویم و حتی ممکن است با بیماری و محدودیت و ناتوانی جسمی به دنیا بیاییم. انسان‌های موفق آنهایی هستند که این محدودیت‌ها را در هم می‌شکنند و با نیروی شدید ناشی از تمرکز روی آن‌چه می‌خواهند پیش می‌روند.

موفقیت به معنی بی‌غم بودن نیست. همه ما گاهی دلتنگ و غصه‌دار می‌شویم و هوای دلمان گرفته و ابری می‌شود. ما انسان هستیم و در طول زندگیمان انواع عواطف را تجربه می‌کنیم. هیچ‌کس نمی‌تواند بی‌وقفه شاد باشد. آدم‌های موفق هم گریه می‌کنند و گاهی خیلی گریه می‌کنند. اما آنها همیشه تصویر بزرگ‌تر را پیش چشم دارند و در سخت‌ترین شرایط و در اوج اندوه و غم نیز ناامید نمی‌شوند.




ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : موفقیت، روانشناسی، رضایت درونی،


جمعه 21 بهمن 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
شبانه‌روز چند ساعت است؟ خوب معلوم است بیست و چهار ساعت! پس اگر کسی از راه رسید و انجام یک کار را به ساعت ۲۵ زندگی‌اش موکول کرد، معنایش چیست؟ خیلی‌ها می‌گویند جواب این هم کاملا معلوم است! معنایش این است که آن کار هرگز انجام نخواهد شد چون زمانی واقعی برای انجام آن اختصاص نیافته است.

اما درست همین‌جا یک نکته ظریف وجود دارد که آن خیلی‌ها نمی‌بینند و آنها که می‌بینند خوب می‌دانند ساعت ۲۵ می‌تواند وجود داشته باشد! راز این اتفاق در قراردادی بودن تقسیم شبانه‌روز به ۲۴ ساعت است. بد نیست بدانید که اگر اجداد ما در قرن‌ها پیش، به جای ۲۴ ساعت، شبانه‌روز را به ۲۵ ساعت تقسیم می‌کردند، شاید شکل و شمایل ساعت‌ها و تقویم‌ها و زمان‌سنج‌ها کمی تغییر می‌کرد، اما در نهایت هیچ چیزی روی زمین و آسمان زیر و رو نمی‌شد و زندگی اجتماعی انسان به شکلی متفاوت به حیات خود ادامه می‌داد.

تقسیم شبانه‌روز به ۲۴ ساعت، مثل خیلی از تقسیمات دیگر، یک توافق ذهنی بین ما آدم‌هاست و به همین خاطر هر انسانی می‌تواند در ذهن خود، به یک ساعت اضافی به نام ساعت ۲۵ هم باور داشته باشد و درست مانند بقیه ساعات شبانه‌روز با آن برخورد کند. ساعت ۲۵، ساعت اضافه‌ای است که استفاده نمی‌شود، اما هست و می‌توانیم خیلی از کارهایی که قصد انجامشان را نداریم و یا فرصت و انرژی کافی برای پرداختن به آنها در اختیارمان نیست را به این ساعت اضافی منتقل کنیم! ساعت ۲۵ یک ساعت اضافی است که می‌تواند به یک ساعت طلایی در زندگی شغلی و اجتماعی ما تبدیل شود و برای ما راحتی و آسایشی بی‌نظیر فراهم سازد! تصور کنید شما نسبت به تمام انسان‌های عالم هر شبانه‌روز یک ساعت وقت بیشتر در اختیار دارید. وقتی که به ظاهر غیرواقعی است اما بسیاری مواقع به شکلی عالی و حیرت‌آور جواب می‌دهد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : نوآوری و خلاقیت، روانشناسی، آموزشی، 
برچسب ها : موفقیت، مدیریت زمان، مدیریت وقت،


چهارشنبه 5 بهمن 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
جادوی ضمیر ناخودآگاه

حوادث و اتفاقات بیرونی را هر کس با توجه به باورها و بینش خود (و به طور خودکار) تفسیر و توجیه می‌کند لذا بسیاری از انسانها اینگونه باور دارند که آنچه در درونشان می گذرد از اراده شان خارج بوده و نمی توانند در آن دخل و تصرفی بکنند. باورهای انسانها (که شکل دهنده و تنظیم کننده رفتار آدمی است) در طول عمر شکل گرفته، ساخته شده و قالب بندی می شوند. ولی باورهای ساخته شده از بدو تولد تا 5 سالگی، از اهمیت بسیار حیاتی برخوردار می باشند. چون در این دوره 5 ساله بچه شدیداً به مادر، پدر و اطرافیان وابسته بوده و بدون اینکه مفهوم خوبی یا بدی را بداند و بدون اینکه توانایی فهم و شناخت مفاهیم را داشته باشد راهنمایی ها، فرمان ها، تنبیهات، تشویقات و هشدارهای متعدد و بیشمار مادر و اطرافیان را دریافت و کلیه آنها را ضبط می کند. به علاوه هرچه از سوی مادر و اطرافیان ظهور و بروز کند (از راه شنیدن، دیدن، لمس کردن، عملکرد و...) و یا ناظر بر رویدادها و امور جاری زندگی، رسوم، سنن، آئین، آداب و عادات، دین و مذهب و مراسم مربوط به آنها جملگی و بی کم و کاست دقیقاً در ذهن کودک ضبط می شوند.


موقعیت کودک، نیاز حیاتی او به مادر و پدر، عدم توانایی او در فهم و درک معانی در این دوره تصحیح و توضیح را برای او غیرممکن می سازد. لذا کلیه امور و جریان ها را حقیقت محض پنداشته و ضبط می کند. این نوارهای ضبط شده در تمام طول زندگی وجود داشته و هیچ کس نمی تواند آنها را از مغز خود پاک سازد و این نوارها همیشه آماده بازنواختن هستند. این بازنواختن در تمام عمر دارای نفوذی بسیار مقتدرانه است.

باورها و اعتقادات ساخته شده در این دوره از اهمیت خاصی برخوردار هستند چرا که باورهای بعدی تحت تأثیر باورهای اولیه قرار می گیرند. حتی در بسیاری از افراد قالب ها و باورهای فکری پنج ساله اولیه بدون تغییرات اساسی (حتی بعضاً به صورت تعصب آمیز) راهنما و الگوی آنان در تمام طول عمرشان می گردد. بنابراین فرمان ها، هشدارها، راهنمایی ها، تنبیه ها و تشویق ها در مغز کوچک کودک ضبط می شوند که بیشتر اینها در چهارچوب کلمات نکن، بکن، هرگز، هیچوقت، همیشه، یادت نرود و همچنین ادب کردن های بیهوده و خسته کننده والدین در کودک احساس های منفی به وجود می آورد. این احساس های ناشاد که در پی هم می آیند و یکدیگر را تأیید و تثبیت می کنند. نیز به طور دائم ضبط شده و پاک شدنی نیستند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : ضمیر ناخوداگاه، ضمیر خوداگاه، موفقیت،




( کل صفحات : 3 )    1   2   3