تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - مطالب ابر قیام امام حسین
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
اسدالله سعادتی: با یک نگاه کنجکاوانه به پیرامون، به‌درستی درمی‌یابیم که مسلمانان امروز دقیقاً در لبه میانی دو دیدگاه متفاوت و حتا متعارض زندگی می‌کنند. از یک‌سو هوای مسموم دنیازدگی محض و روزمرگی بی‌هدف، ذهن و ضمیر ما را به‌سختی می‌آزارد و از سوی دیگر غبار غمبار افراط‌گرایی و قرائت‌های ناصواب از دین، باورها و فرهنگ دینی را تنفس می‌کنیم. هر‌دو نگاه، ستون فقرات آرمان‌های دینی و معنوی ما را به‌طور یکسان؛ اما با شیوه‌های متفاوت، می‌شکنند.

در زمانه‌ای که ما زیست می‌کنیم آنچه کم‌سو و بی‌رمق است، شمع نگاه معتدل، میانی و معطوف به حقیقت است. نه رفتارهای دینی ما، روح تشنه دینداران «معرفت‌اندیش» عصر ما را سیراب می‌کند و نه افکار دنیا‌‌اندیشان منکر معنویت، به معماهای ما پاسخ می‌دهد. به نظر می‌رسد، بسیاری از کسانی که سودای دین دارند؛ اما مشعل خرد‌شان در اثر گرمای تنور احساسات‌شان خاموش نیست، از چنین وضعیتی ناراحت‌اند.

پرسش اساسی در این میان اما این است که چگونه می‌توان از این وضعیت برزخی رهایی یافت؟ آیا راهی هست که بتواند مسلمانان را هم از خطر سقوط در اعماق تاریکی‌های دنیاگرایی و روزمرگی محض برهاند و هم ارزش‌های دینی و معنوی آنان را در دل دنیای‌شان، آنگونه که شایسته دین است، به بار و بر برساند؟ آیا اساساً تجلیل از سالمرگ مردان اصلاح‌گری ‌چون حسین،‌ که بار و برگ قیام اصلاح‌گرانه‌اش از دل دریای خون رویید و بالید،‌ فرصتی برای رهایی از چنگال احساسات و افراط‌گرایی و مبارزه منطقی با انحرافات است یا برعکس؟ چه‌چیزی را از قیام و انقلاب امام حسین باید دید؟ تن خونبار و زخم‌آلود او را یا روح بزرگ و اصلاح‌گرش را؟ به مظلومیتش باید گریست و میراث مرگ سرخ او را تنها به سرو‌سینه‌زدن خلاصه کرد یا با درک درست از هدف قیام، و با آموختن درس‌های انسانی از او، درخت کهنسال و تنومند آزادی و عدالت را سبزتر و پربار‌تر ساخت؟ به‌یقین که این پرسش، یا این پرسش‌ها، پرسش‌هایی سخت و با‌صلابتند. پاسخ درست به این پرسش‌ها، مجال دیگر و قلم توانمند دیگری می‌طلبد؛ اما با تسامح و اجمال می‌توان نکات زیرین را پاسخگونه‌ای به این پرسش‌های باصلابت تلقی کرد:

یکم؛
عاشورا را نباید به رسم بی‌روحی برای گریستن و به سرو‌سینه‌زدن تبدیل کرد. تا جایی که می‌دانیم حسین زینبش را به استقامت و پایداری توصیه کرد و از گریه و زاری به‌شدت برحذر داشت. او زینب را پیامبر یا پیام‌آور ‌یا روایتگر زخم‌های بی‌شمار بدن‌های شهدا نمی‌دانست؛ بلکه رساننده و تفسیر‌کننده پیام فلسفه قیامش تلقی می‌کرد. امام حسین نگفت که زینب تا می‌توانی در بازار شام اشک بریز! او می‌خواست زینب در بازار شام خطبه بخواند و بگوید که ایهاالناس! حسین برای برچیدن کج‌اندیشی‌ها و کجروی‌ها قیام کرد و جان داد.

دوم؛
عاشورا اختصاصی به یک مذهب ندارد. عاشورا در قدم نخست مکتب انسان‌سازی است که هرجا روح تشنه‌ای در جست‌وجوی عدالت، آزادی و ارزش‌های انسانی باشد، خود را در عمق دریای عظیم عاشورا احساس می‌کند. همه انسان‌های اصلاح‌گر و آزاده، عاشورایی‌اند. عاشورا فرصتی است برای بازاندیشی هر‌انسان آزاده و مسلمان. مجالی است برای یافتن پاسخ به این پرسش از خود که آیا واقعاً رفتارهایم انسانی است؟ آیا رفتارهای من می‌تواند سرمشقی باشد برای همه آنانی که در جست‌‌وجوی راهی برای اصلاح و رعایت حقوق دیگران است؟

تکرار همه‌ساله عاشورا باید به‌منزله دریچه‌ای درک شود که همه‌ساله از عالم بالا به روی انسان‌های مسلمان و آزاده باز می‌شود تا عظمت و ارزش‌ها و آرمان‌های برینی چون عزت، آزادگی، ایثار و از خودگذری در راه رفاه خلق را یاد آوری کند. پیام عاشورا بدون شک، باید تازیانه بیدارباشی باشد بر ‌بناگوش آن‌هایی که «خدا» را و «خلق»‌ را فراموش کرده‌اند و در «خویشتن» و هواهای نفسانی «خویشتن» فرو رفته‌اند. حادثه‌ای که در عاشورا اتفاق افتاد، تنها یک پیام محوری داشت؛ پیامی‌که از امتداد قرن‌ها و از ورای نسل‌ها، هنوز هم به گوش می‌رسد: «…طلب الاصلاح فی امت جدی» جامعه باید اصلاح شود؛ خرافات و کج‌اندیشی‌ها باید از جامعه رخت بربندد.

سوم؛
عزاداران باید این ندای عظیم را باگوش جان بنیوشند که: «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امت جدی». آزادی برای برگزاری مراسم دینی‌ـ‌مذهبی حق همه است؛ اما این آزادی نباید با آزادی‌های دیگر در تعارض قرار گیرد.

البته آزادی برگزاری مراسم عاشورا مثل برخی از آزادی‌های دیگر در کابل نوپدید نیست. کابل از سالیان دیر، فرهنگ تجلیل از عاشورا را در سینه‌اش پرورانده است. شاید با اندکی تفاوت و شدت و ضعف در زمان‌های مختلف. مردم کابل اعم از شیعه و سنی از دیرباز تا‌کنون، بر‌خلاف رسم برخی از کشورهای پیرامون، متحدانه به عاشورا با دیده قدر نگریسته و از آن تجلیل به عمل آورده‌اند. به‌یقین که این نوع برخورد فرامذهبی با عاشورا، پاسداشتنی است. هوشیاری عزاداران و سقوط‌نکردن در کام انحرافات و احساسات، نور این نوع نگاه را پُرسو‌تر می‌کند.

خون‌آلود‌کردن پشت و پهلوی خود با تیغ‌های تیز در مساجد و مکان‌های عمومی‌که امکان دارد باعث تنفر دیگران شود، ‌نیز سد‌کردن راه‌ها و جاده‌ها، نصب بلندگوهای بیرونی و برخی از موارد دیگری که باعث آزار دیگران می‌شود، با روح عزاداری و با هدف و فلسفه قیام امام حسین سازگار نیست. بنا‌بر‌این، حق آزادی برگزاری مراسم عاشورا، اگر سبب می‌شود که حق دیگری از کف برود، یا آزادی‌ای سلب شود، دقیقاً با هدف قیام امام حسین زاویه منفرجه ایجاد می‌کند.

آزار‌رساندن به دیگران، ضد ارزش است. سلب آزادی از انسان‌ها، پشت‌کردن به انگیزه قیام امام حسین و افول در قعر ضد ارزش‌هایی است که امام حسین، ارجمند‌ترین سرمایه‌هایش را که همانا جان خود و عزیزانش بود؛ برای رهایی جامعه از آن، در طبق اخلاص گذاشت و فدا کرد. اینک برماست که اجازه ندهیم این فرهنگ تجلیل از عاشورا، آنگونه که امام حسین می‌خواست، فدای رفتار ‌و نگاه‌های انحرافی ما شود.


منبع: جامعه باز




نوع مطلب : افغانستان، 
برچسب ها : عاشوار، فلسفه عاشورا، قیام امام حسین، کربلا، کابل، افغانستان،