تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - مطالب ابر فقر
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 31 مرداد 1392 :: نویسنده : دختر یخی



 فقر

میخواهم  بگویم ......
فقر  همه جا سر میکشد ...
فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی  هم  نیست ...
فقر ، چیزی را  " نداشتن " است ، ولی  ، آن چیز پول نیست ... طلا و غذا نیست  ....
فقر  ،  همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ...
فقر ،  تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ...
فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند .....
فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....
فقر ،  همه جا سر میکشد ........

فقر ، شب را " بی غذا  " سر کردن نیست ..
فقر ، روز را  " بی اندیشه"   سر کردن است.





نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : فقر، دکترشریعتی، فقراندیشه، فقرازدیدشریعتی،


سه شنبه 17 آبان 1390 :: نویسنده : احمد احمدی
میخواهم بگویم...

فقر همه جا سر میکشد....

فقر، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست...

فقر، چیزی را " نداشتن " است، ولی، آن چیز پول نیست... طلا و غذا نیست...

فقر، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند...

فقر، تیغه های برنده ماشین بازیافت است، که روزنامه های برگشتی را خرد میکند...

فقر، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند...

فقر، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود...

فقر، همه جا سر میکشد...

فقر، شب را "بی غذا" سر کردن نیست...

فقر، روز را "بی اندیشه" سر کردن است...




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : فقر، شریعتی، کلام شریعتی،