تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - مطالب ابر غیرقانونی
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 6 اسفند 1392 :: نویسنده : زهرا رضایی
گفت‌وگویی در‌باره وضعیت مهاجران غیر‌قانونی، با یک قاچاقچی انسان

اشاره: نظر به درخواست مصاحبه‌شونده و طبق مواد قانون رسانه‌ها مبنی بر راز‌داری، از ذکر نام اشخاص خود‌داری شده است. قرار شد ساعت یازده همدیگر را ببینیم. دیدار ما قبلاً از آلمان هماهنگ شده بود‌. شنیده بودم او شخصی بسیار قدرتمند و بی‌رقیب در حرفه خود است‌. حتا مبارزه گسترده با فساد مالی و ارتشا نیز کوچک‌ترین تأثیری بر روی تجارت و فعالیت‌های وی نگذاشته است‌. این‌جا استانبول است اکسارای‌، میدان ساعت. موبایلم زنگ می‌خورد‌. مردی با لهجه فارسی ایرانی از آن‌سوی خط می‌گوید‌: دیدمتان همان‌جا بایستید تا بیایم‌. نگاه می‌کنم مرد بلند‌قدی از دور لبخند می‌زند و دست تکان می‌دهد‌. نزدیک می‌شود و بعد از سلام می‌گوید، شما به دنبال خانه اجاره‌ای‌استید؟ متوجه‌ منظورش نمی‌شوم‌. دوباره می‌گوید از آلمان با من هماهنگ کردند ‌برای شما خانه اجاره‌ای پیدا کنم‌. بعد از شنیدن نام آلمان، می‌گویم بله‌، دوستم شما را به من معرفی کرده است و… با هم چند خیابان را پشت سر می‌گذاریم‌. با اشاره به یک ساختمان هفت‌طبقه می‌گوید از این طرف بفرمایید. دنبال او وارد ساختمان می‌شوم و به طبقه سوم می‌رویم‌. همه‌جا کثیف است و بوی بدی می‌دهد‌. دری را باز می‌کند و وارد اتاق می‌شویم‌. یک اتاق کاملاً به‌هم‌ریخته و کثیف با دیوارهای سیمانی که برخی قسمت‌هایش ریخته بود و یک مبل کهنه و یک تلویزیون کوچک قدیمی‌. در اتاق دو مرد دیگر هم بودند. (یکی سودانی و دیگری ترک‌) روی مبل روبه‌روی آن‌ها می‌نشینم و بعد از کمی‌ تعارف‌ می‌گویم‌: فکر کنم بهتر است در مورد کارمان صحبت کنیم‌. مرد ایرانی حرف‌های مرا برای دو نفر دیگر به زبان ترکی ترجمه می‌کند‌. مرد ترک نگاهی به من می‌کند و با لبخندی می‌گوید: از این‌که این‌جایی نمی‌ترسی‌؟ تمام تلاشم را می‌کنم تا اضطراب و نگرانی‌ام را بروز ندهم‌. به آن‌ها می‌گویم برای ترسیدن به این‌جا نیامده‌ام؛ پس لطفاً به موضوعی که به خاطر آن به این‌جا آمده‌ایم بپردازیم.

به این ترتیب، گفت‌وگو آغاز می‌شود:



ادامه مطلب


نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : مهاجرت به اروپا، ترکیه، استانبول، قاچاق، یونان، آتن، غیرقانونی،