تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - مطالب ابر داستان کوتاه
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 2 شهریور 1391 :: نویسنده : زهرا رضایی
سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد. ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل! یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.

ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را به جا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود. اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید. صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست! ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند!

قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت: نمی دانم چه بگویم سخن هر دو را شنیدم؟!

یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند!
و سوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد...!


اثر "پائولو کوئیلو"




نوع مطلب : ادبیات، کتاب، 
برچسب ها : پائولو کوئیلو، داستان کوتاه، ملا و شراب فروش،


جمعه 15 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : زهرا رضایی
صبح دل انگیزی بود، آن دو راهب در حالیکه زیر لب حمد و ثنای خدا می گفتند به سوی معبدشان باز می گشتند. راهب مسن تر در جلو راه می رفت و راهب جوان با اندک فاصله ای در پی او روان بود. در مسیر گذر آنها  رودخانه ای بود، کم عمق و زیبا. در ساحل آن رودخانه دختری جوان و زیبا ایستاده بود که می ترسید تنها از آن رود بگذرد. با نزدیک شدن راهب پیر دختر زیبا گفت:

"راهب من می ترسم و نمی توانم از رودخانه رد شوم،  کمکم کن از رود بگذرم"

اما  راهب پیر نگاهش را از دختر برگرفت و با عجله به رودخانه زد و از آن گذشت.  وقتی به آن سوی رودخانه رسید به عقب نگاه كرد و در كمال حیرت راهب جوان همراهش را دید كه آن دختر را روی شانه هایش حمل  می كند.

راهب پیر در ابتدا چیزی نگفت  اما در دلش راهب جوان را به سبب نقض قوانین معبد بسیار نکوهش می کرد، نکوهشی آمیخته با حسادت، حسادتی عمیق.

سپس آن دو مدت ها در سكوت راه رفتند تا جلوی دروازه ی معبد رسیدند. راهب پیر ناگهان ایستاد و به راهب جوان گفت:

"این خوب نبود ، خلاف قوانین بود، باید چشمانت را به روی آن دختر زیبا می بستی، نه اینکه او را بر روی شانه هایت بگذاری، تو دچار هوس و گمراهی شدی..."

و راهب جوان در حالیکه لبخندی بر داشت او را گفت:

"اما استاد، من آن دختر را در ساحل رودخانه رها كردم، ولی تو هنوز او را حمل می كنی، اگر هشیار باشی، آنوقت زنی وجود نخواهد داشت ، فقط وزنه ای روی شانه هایت وجود دارد، فقط همین. اگر هشیار نباشی، آنوقت آن زن وجود خواهد داشت، آنوقت آن زن در انواع امیال، تخیلات، و توهمات تو رسوخ می كند و تو همیشه آنرا بر دوش خواهی داشت. این بصیرتی عمیق است. می توانی چیزهایی را حمل كنی كه حمل نمی كنی، می توانی از چیزهایی گرانبار باشی كه وجود ندارند، می توانی زیر چیزهایی خرد بشوی كه وجود ندارند..."




نوع مطلب :
برچسب ها : راهب، داستان کوتاه،


اسامی برندگان دهمین دوره جایزه ادبی صادق هدایت اعلام شد. به گزارش خبرگزاری های ایران داوران این دوره از جوایز پروین سلاجقه، دل آرا قهرمان و حسن قدمی بوده اند. در مرحله اول این جایزه از ۶۵۰ قصه ارسالی ۵۲ داستان انتخاب شدند و سپس از بین آنها ۲۹ قصه به مرحله نهائی راه یافتند. داوران در نهایت تندیس صادق هدایت را به حمزه برمر به خاطر داستان "انحنای رابطه" دادند.

مریم ایلخان به خاطر داستان "من هنوز بیدارم"، آرام روانشاد به خاطر داستان" فقط می خواستم یک فنجان قهوه بخورم" و مجتبی مقدم به خاطر داستان "خرس در آغوش درخت" برنده لوح افتخار شدند. جایزه صادق هدایت از سال ۱۳۸۱ تو سط برادرزاده اش جهانگیر هدایت و به مناسبت یکصدمین سالگرد تولد صادق هدایت برگزار می شود.





نوع مطلب : کتاب، ادبیات، هنر، 
برچسب ها : صادق هدایت، جایزه سالانه، ادبیات، داستان کوتاه، هوشنگ گلشیری،


سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : احمد احمدی
امتحان

یکی از روزها، پادشاهی سه وزیرش را فراخواند و از آن ها خواست کیسه ای برداشته و به باغ قصر بروند و این کیسه ها را برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند. همچنین از ان ها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند. وزیران با تعجب هر کدام کیسه ای برداشته و به سوی باغ به راه افتادند!

 

وزیر اول که به دنبال راضی کردن شاه بود، بهترین میوه ها و با کیفیت ترین محصولات را جمع اوری کرد، تا اینکه کیسه اش پر شد.




ادامه مطلب


نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : داستان پند آمیز، پادشاه و وزیزان، داستان کوتاه،