تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - مطالب سینما
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 16 آذر 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
چون خودم شخصا به تماشای فیلم (البته فیلم خوب) خیلی علاقه دارم و عمیقا معتقدم که تماشای فیلم بسیار روی طرز فکر، عقاید و ایده آلهای آدم تاثیر میزاره درست مثل یک کتاب در واقع فیلم هم مانند یک کتاب یک کالای فرهنگیه. با دیدن فیلم میتونیم سواد فکری و بصری خودمون رو بالا ببریم. میخوام از این به بعد یک بخشی رو در این وبلاگ به حوزه نقد فیلم اختصاص بدم. البته نقدها از خودم نیستند چون من نقد تخصصی بلد نیستم ولی نقدهای خوب از فیلم های خوب رو سعی میکنم در اینجا بگذارم.

لبخند مونالیزا - mona lisa smile

"به تصویر مونا لیزا نگاه کنید! داره می خنده! اما آیا واقعا خوشحاله؟!"
در طول فیلم دائما از خود می پرسیم کدام هستیم؟ زن خانه داری که "تنها دلیل به دنیا آمدنش این است تا فرزندانی به دنیا بیاورد و از خانه و زندگی اش مراقبت کند" و یا زنی معلم، حقوق دان،‌موسیقی دان،‌ مدیر و....

این سئوالی است که ذهن اندیشمندان زیادی را به خود مشغول کرده است. اینکه گذر تاریخ و تحولاتی که در زندگی بشر رخ داده است چه نقش جدیدی را برای زنان تعریف می کند. آیا زنان همانطور که دغدغه ی نزدیک به تمام ادیان است، تنها وظیفه اش حفاظت از چهارچوب خانواده (که خود البته اصلی ترین رکن جامعه است) است و یا این تنها وظیفه ی او نیست بلکه می توان نقش های دیگری را هم برایش متصور بود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : هنر، سینما، 
برچسب ها : نقد فیلم، لبخند مونالیزا، زنان،


یکشنبه 6 آذر 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
دیوید کراننبرگ از آن فیلمسازان عجیب و غریبی است که جهان ویژه خودش را خلق کرده است و در میان علاقه‌مندان جدی سینما، سینماگر خاصی محسوب می‌شود. کراننبرگ مولف و صاحب سبک است و به‌سختی می‌توان در میان فیلمسازانی که کارشان را از دهه‌ 70 میلادی آغاز کردند همتایی برایش یافت. توجه به جسم و روان انسان، تقابل خیر و شر و وحشت و خشونت از مولفه‌های اصلی فیلم‌های این کارگردان کانادایی است. از فیلم‌های شاخص او می‌توانیم به «اسکنرها»، «مگس»، «دو قلوها»، عنکبوت و «تصادف» اشاره کنیم که بسیار متفاوت و بحث‌برانگیز بوده‌اند.

جنبه‌های روانی و روان‌شناسانه همیشه در فیلم‌های کراننبرگ وجود داشته است اما حالا در «روش خطرناک» با فیلمی زندگینامه‌ای روبه‌رو هستیم که به زندگی مهم‌ترین روان‌شناسان تاریخ می‌پردازد. نظریات و کشفیات زیگموند فروید و کارل گوستاو یونگ در روان‌شناسی آنقدر مهم و تاثیرگذار بود که قرن بیستم را به افتخار آنها «قرن روانکاوی» لقب دادند. ویگو مورتنسن بازیگر مورد علاقه کراننبرک در «روش خطرناک» نقش فروید را بازی می‌کند و مایکل فاسبیندر هم نقش یونگ شاگرد و همکار برجسته فروید را برعهده دارد. کایرا نایتلی هم نقش سابینا اسپیلرمن را بازی می‌کند؛ زن روسی جوانی که بیماری روحی و روانی داشت و فروید و یونگ روی درمان او کار می‌کردند. فیلم برای اولین‌بار در جشنواره ونیز امسال روی پرده رفت و البته با استقبال منتقدان مواجه نشد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : سینما، روانشناسی، 
برچسب ها : فروید، یونگ، روانشناسی، سینما،


افغانستان در ده سال گذشته شاهد تغییرات زیادی در عرصه های سیاست و اجتماع بوده است. آنچه که کمتر به آن پرداخته شده، عرصه های هنر و فرهنگ کشور است که متاثر از فضای سیاسی پس از طالبان، کاملاً دچار تحول شده اند. این مقاله می کوشد مروری داشته باشد بر فراز و فرودهای سینمای افغانستان در دهه یی که گذشت.

هنر حرام

اگر در دهه ی هشتاد میلادی هنر در افغانستان ماهیت ایدیولوژیک یافت، در دهه ی نود، تقریباً از صحنه حذف گردید. پس از سقوط دولت کمونیستی در سال 1992، دولت اسلامی برای مدتی از سینما برای تبلیغات جهادی استفاده کرد ولی آتش جنگ های داخلی مجال نداد تا سینمایی بر اساس عقاید جهادی و اسلامی ایجاد کند. اما دومین حکومت اسلامگرا در دهه ی نود، در اولین روزهای به قدرت رسیدن رابطه اش را با سینما کاملاً روشن کرد: سینما و تصویر حرام است. گروه طالبان طی پنج سال حکومت شان، افغانستان را به جایی رساند که محسن مخملباف آن را «کشوری بدون تصویر» نامید. طالبان سالون های سینما را بسته کردند، تلویزیون و عکاسی را ممنوع کردند و در برخی موارد مثل هرات، سالون سینما را تخریب و به جای آن مسجد ساختند. سختگیری های طالبان باعث شد تا فعالیت های هنری و فرهنگی در افغانستان به کلی فلج شود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : سینما، افغانستان، 
برچسب ها : علی کریمی، سینمای افغانستان، جنگ، مخملباف،


برای نخستین بار در تاریخ تئاتر آمریکا یک نمایش که بازیگران آن به دو زبان چینی ماندارین و انگلیسی صحبت می کنند، در برادوی نیویورک به روی صحنه رفته است.

تهیه کنندگان نمایش "چینگلیسی" امیدوارند که مناسبات فرهنگی چینی ها و آمریکایی ها را ارتقا دهند.

این اولین بار است که در برادوی نیویورک، مهم ترین مرکز تئاتر آمریکا، نمایشی به دو زبان چینی و انگلیسی اجرا می شود.

این کمدی تفاوت های فرهنگی و ارتباطاتی مردم چین و آمریکا را به تصویر می کشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : سینما، 
برچسب ها : نمایش، تیاتر، تئاتر، برادوی،


سه شنبه 1 آذر 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
گفت‌وگو با الکساندر پاین، کارگردان «زادگان»

در میان همه فیلم‌های پاییزی، یکی که باعث شد از خنده دل درد بگیرم و احساس کنم که این از نامزدهای جایزه اسکار در چندین رشته خواهد بود، کمدی کم‌خرج و دلچسب «زادگان» است که روز 18 نوامبر اکران می‌گیرد؛ بازگشتی به روی پرده برای الکساندر پاین کارگردان که جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را (همراه با جیم تایلر) برای «راه‌های فرعی» محصول 2004 ربود. در جشنواره تلوراید امسال، جورج کلونی به من گفت: «آلکساندر باید فیلم‌های بیشتری بسازد.» من در همان جشنواره توانستم با این نویسنده وکارگردان کم‌حرف گفت‌وگویی داشته باشم، آن هم در زمانی که از این سالن سینما به آن یکی می‌رفتیم و او ترجیح می‌داد فیلم‌ها را تماشا کند تا آنکه درباره‌شان حرف بزند. پیش از آن با هم صحبت نکرده بودیم. او نویسنده‌ای تیزبین، متفکر و بامزه، محجوب و در عین حال از خود مطمئن است که از نبراسکا آمده (گاهی اوقات در اوماها زندگی می‌کند و گاهی در لس‌آنجلس) و هنوز هم برای فیلم ساختن در هالیوود مانور می‌دهد. یک نکته که پاین در گفت‌وگو در مورد «زادگان» مایل بود بر آن تاکید کند، این بود که «انتخاب بازیگر خوبی داشتم.» کلونی در نقش مت کینگ بیچاره، یک وکیل املاک و مستغلات است که در هاوایی باید با مساله به اغما فرو رفتن همسرش و همچنین با دو دختر پر شر و شور خود دست و پنجه نرم کند. بسیاری از شخصیت‌های این داستان عواطف عمیق خود را پنهان می‌کنند، نمونه‌اش صحنه‌ای است که شایلین وودلی نوجوان در نقش دختر کلونی، خبر بد شدن حال مادرش را می‌شنود. پاین اغلب در این قبیل موارد خویشتنداری از خود نشان می‌دهد در حالی‌که دیگر فیلمسازان اغلب این لحظات بزرگ را بر فرق سرتان می‌کوبند. رابرت فارستر در نقش پدرزن کینگ، پیرمردی کله‌شق است و با این حال با عشق بی‌چون و چرا به دخترش تماشاگر را تحت تاثیر قرار می‌دهد. فیلم یادآور «شرایط مهرورزی» جیمز ال. بروکز است و مانند آن فیلم در یک چشم به هم زدن از کمدی به تراژدی تغییر جهت می‌دهد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : سینما، 
برچسب ها : نقد فیلم، فیلم زادگان، الکساندر پاین، راههای فرعی،


سه شنبه 1 آذر 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
گفت‌وگوی اختصاصی «شرق» با دیوید لینچ به بهانه انتشار آلبوم جدیدش

نام دیوید لینچ برای ایرانی‌ها، تداعی‌گر فیلمسازی است. دوستدارانش او را با فیلم‌هایی چون کله‌پاک‌کن، مرد فیل‌نما، مخمل آبی، بزرگراه گمشده، جاده مالهالند و اینلند امپایر می‌شناسند. لینچ اما در موسیقی و نقاشی هم تجربیات زیادی دارد. سابقه فعالیت وی در عرصه موسیقی به بیش از 20 سال می‌رسد. او این روزها بیش از آنکه فیلم بسازد، مشغول فعالیت در موسیقی و نقاشی است. لینچ را می‌توان نمونه‌ای موفق از یک هنرمند جامع‌الاطراف
(Total Artist) به حساب آورد که شاید همتای ایرانی‌اش کسی نباشد جز عباس کیارستمی. لینچ نوازنده و خواننده، شباهت زیادی به لینچ فیلمساز دارد؛ همچنان که نقاشی‌های او پیوندی گریزناپذیر با فیلم‌هایش دارند. او به‌تازگی آلبوم جدید موسیقی خود را منتشر کرده. نام آلبوم «روزگار دلقک دیوانه» است که لینچ در آن هم گیتار نواخته و هم خوانندگی کرده است. گفت‌وگو با دیوید لینچ که به بهانه انتشار این آلبوم انجام شده، پس از هماهنگی‌های اولیه با میندی رمیکر، منشی این هنرمند از طریق تلفن انجام شد. لینچ صدایی آرام و مهربان دارد و بسیار پرانرژی است. او یکی از طرفداران مدیتیشن محسوب می‌شود و در جایی اظهار داشته که صبح‌ها و عصرها دو برنامه نیم‌ساعته مدیتیشن دارد. سال‌هاست که در هیچ حالت از مدیتیشن غفلت نکرده و نمی‌داند بدون مدیتیشن چه زندگی‌ای خواهد داشت.


ادامه مطلب


نوع مطلب : سینما، 
برچسب ها : دیوید لینچ، سینما، بزرگراه گمشده،


سه شنبه 1 آذر 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
نقدی بر فیلم «زادگان»

الکساندر پاین پس از پنج سال انتظار از زمان ساخته شدن «راه‌های فرعی»، «زادگان» را ساخته که بهترین فیلمش تاکنون است. این تصویر پر افت و خیز و شگفت‌انگیز از پدر و دو دختری که با مرگ قریب‌الوقوع همسر و مادرشان کنار می‌آیند و ظاهرا مطالعه‌ای در مورد فقدان و تطابق با موقعیت‌های ناگوار است، به اثری جادویی و خنده‌دارتر از حد تصور بدل می‌شود. جورج کلونی در فیلمی که با تماشاگران جویای یک داستان ناب انسانی ارتباط خوبی برقرار می‌کند، به بهترین شکل ظاهر شده است و این به آن معناست که فاکس سرچ لایت می‌تواند روی یک دوره طولانی اکران که از ابتدای تعطیلات در 23 نوامبر تا چند روز پس از سال نو ادامه دارد، حساب کند.
پاین همیشه با استعدادش برای زیر ذره‌بین بردن مردم عادی و پر عیب و نقص در چارچوب یک اثر گرم و کمدی، تماشاگران را تحت تاثیر قرار داده اما مهارتش در آمیختن حس و حال‌های متضاد و تغییر ظریف احساسات، هرگز به اندازه اقتباس او از رمان سال 2007 کاوی هارت همینگز نمود نداشته است. این داستان که ماهرانه توسط پاین، نت فاکسون و جیم راش به فیلمنامه برگردانده شده، زمانی در حدود یک هفته را در بر می‌گیرد که طی آن، اساس زندگی متیو کینگ و خانواده‌اش زیر و رو می‌شود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : سینما، 
برچسب ها : فیلم، زادگان، پاین، الکساندر، راههای فرعی، کمدی جادویی، نقد فیلم،


پنجشنبه 19 آبان 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
فدریکو فلینی
مثلِ همه‌ی بچّه‌ها من هم دوست داشتم قربان‌صدقه‌ام بروند و ازم تعریف کنند. ولی پدر و مادرم سرشان به کارهای خودشان گرم بود. زندگی آن‌روزها اصلاً آسان نبود و فرصتی نداشتند تا قربان‌صدقه‌ی بچّه‌ی لاغرمردنی‌ای مثلِ من بروند. این بود که گاهی با خودم فکر می‌کردم کسی دوستم ندارد. بعد فکر می‌کردم شاید اگر بمیرم بفهمند که چه‌قدر دوست‌داشتنی بوده‌ام و به‌خاطرِ من حسابی گریه کنند. روزها درباره‌ی این‌چیزها فکر کردم و بعد به این نتیجه رسیدم که شاید خودکشی بهترین کاری‌ست که از دستم برمی‌آید.

چندسالم بود؟ حتّا نوجوان هم نبودم. یادم نیست کسی درباره‌ی خودکشی با من حرف زده بود، یا جایی درباره‌اش چیزی شنیده‌ بودم؛ به‌هرحال می‌دانستم که خون قرمز است و آدمی که خودکشی می‌کند خون از تن‌اش بیرون می‌زند و آدم‌ها با دیدنِ خونی که از تن‌اش بیرون زده شروع می‌کنند به جیغ‌ و داد و همین‌جور گریه می‌کنند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : سینما، 
برچسب ها : فدریکو فلینی، ایتالیا، سینما،




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4