تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - مطالب افغانستان
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
نامزدان ریاست جمهوری افغانستان، انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، مناظره نامزدان انتخابات افغانستان، اشرف غنی احمدزی، داکتر عبدالله، زلمی رسول، رحیم وردک

نخستین مناظره تلویزیونی نامزدان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳ افغانستان دیشب با موضوع 'امنیت و سیاست داخلی' برگزار شد.




ادامه مطلب


نوع مطلب : افغانستان، انتخابات 93 (2014) افغانستان، 
برچسب ها : نامزدان ریاست جمهوری افغانستان، انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، مناظره نامزدان انتخابات افغانستان، اشرف غنی احمدزی، داکتر عبدالله، زلمی رسول، رحیم وردک،


در مراسم اعلام برترین‌های فوتبال دنیا در سال 2013  جایزه بازی جوانمردانه سال به تیم ملی فوتبال افغانستان رسید.

این مراسم که با حضور 209 کشور عضو فیفا در شهر زوریخ سوئیس برگزار شد و تمامی بزرگان فوتیال در این مراسم حضور داشتند و شنیدن شدن نام تیم ملی افغانستان در حضور 209 کشور جهان افتخاری بس بزرگ برای کشورمان می باشد و بدست آوردن چنین افتخار بزرگی را به تمامی ملت افغانستان تبریک عرض می نماییم.

البته چندی پیشنیز منصور فقیر یار دروازبان تیم ملی کشورمان نیز به عنوان دومین بازیکن برتر آسیا از بین 10 بازیکن برتر آسیا انتخاب شد .

و باز هم این موفقیت را به تمام افغانستانی ها تبریک عر ض می نماییم.


به امید موفق های بیشتر در تمام عرصه ها برای کشور عزیزمان.

تیم ملی افغانستان


منصور فقیر یار


منصور فقیر یار




نوع مطلب : عمومی، افغانستان، ورزشی، 
برچسب ها : فوتبال افغانستان، بهترین بازیکن آسیا، جایزه بازی جوان مردانه سال 2013، افغانستان، زوریخ سوئیس، تیم ملی افغانستان،


جمعه 13 دی 1392 :: نویسنده : دختر یخی

بیشترهموطنانم كابل را با تهران می‌شناسند، ‌لباس بلند و شلوار گشاد محلی را در آورده‌اند و اینجا در تهران تی‌شرت مارك‌دار و شلوار جین می‌پوشند.  و گاهی كه پول توی جیبشان باشد خرج‌های آن چنانی می‌كنند!

رویت را كه بر می‌گردانی، كم نیستند دختران جوان افغانی كه شال‌ها، روسری‌ها و مانتوهای رنگارنگ مد روز تهرانی‌ها را بر سر و تن دارند و دیگر چادرهای بور چینی را از سر برداشته‌اند و فقط زن‌های قدیمی‌تر افغانی در مناطق محروم‌تر این سر و وضع را دارند. اینها دختران نسل جدید هموطنم هستند كه چشم‌های بادامی و تنگشان نشانی از ملیتشان است.

اینها هم نسل سومی هستند،
هرچند تهرانی‌ها هنوز وقتی واژه «افغانی» را می‌شنوند یاد چیزهای خوبی نمی‌افتند و هنوز این واژه برای بیشترهم کیشانم نوعی تحقیر شمرده می‌شودامابه نظرمن ملیتم هویتم رامی سازد افغانی بودن جرم نیست پسوند زادگاه اجدادمان است، هرچند كه هنوز افغانی های ـ البته مجازـ همچون سایر مهاجران و پناهندگان دركشورهای دنیا موقعیت اجتماعی و شهروندی ندارند، اما به نظر می‌رسد همین شرایط تردید و گریز و بی‌تفاوتی دولت ایران نسبت به اخراج آنها برایشان شرایط مطلوب وبرای بعضیهاشان شرایط نامطلوبی را فراهم كرده باشد.
 
بیست سال پیش وقتی یك افغانی را توی خیابان‌های تهران می‌دیدند در موقعیت‌هایی نظیر حفر كانال‌های آب و فاضلاب، چاه‌ها، زمین‌های كشاورزی، كارگر شهرداری و ... بود اما حالا افغانی ها همه جا هستند، در هر كار ردپایی دارند، پیر و جوانشان را می‌توان در همه جا پیدا كرد.

ازحوزه و دانشگاه و تجارت وخرید وفروش گرفته تاکارهای آموزشی وفرهنگی. ناگفته نماند ک این دسته ازهموطنان آنهایی بودن ک جان ومال وزندگیشان را دردست گرفتند و خطرات وتاوان های ناشی از مهاجربودن خود را از نظرگذرانیدند.همان هایی ک مهاجربودن را به کارگری محدود نکردند.

از سوی دیگر نمی‌توان این نكته را از نظر دور داشت كه متاسفانه جمعیت مهاجران مجاز و غیرمجاز افغانی ها در زمان ارتكاب جرم چندان مشخص نیست و در نگاه مشاهده كننده بیرونی بین این افراد تفكیكی وجود ندارد و عموما ارتكاب جرم افغانی هایی كه چند ماه بیشتر درایران نیستند ، شرایط زندگی وامنیت كار هموطنان مجاز را هم بر هم می‌زند.

نسل اول - جنگ زده‌هایی كه مهمانی را شروع كردند

بخشی‌ از آنها همان پیرمردهای افغان هستند كه در روزهای پس از پیروزی احمد شاه مسعود ـ فرمانده قهرمان جهاد و پایداری ـ به كشور برگشتند تا در همان خاك هم به خاك سپرده شوند.

اما پیرمردهای افغانی كه در تهران مانده‌اند در هر سن و سالی كه هستند با شرط سلامت باید در كنار سایر اعضای خانواده كار كنند، در ایران كه باشند برای آنكه زندگی روی غلتكش بچرخد باید كار كنند، این قانون این شهر است.قانونی که تاثیرش برهموطنان چند برابر ایرانیان است.

این نسل اما و اگر و حقی هم به گردن نسل‌های بعدی دارد، نقشی كه بسیار مهم است و باعث ثبات تقریبا نسبی افغان‌ها در تهران و البته ایران شده است.

بدون شك اگر سه دهه پیش، نه ! اما تا همین ده- پانزده سال قبل افغانی ها دست از اصرارشان برای ماندن در ایران برمی داشتند و ایران مثل قدیم‌تر‌ها برایشان فقط همسایه ای بی تفاوت می‌ماند، در این صورت نسل‌های بعدی كه دیگر چهره‌هایشان هم به افغانی نمی‌رود، در خاك آبا‌و‌اجدادیمان بزرگ می‌شدند و به راستی اگر در همان زمان حضور نیروهای ائتلاف شمال(نیروهای همراه احمد شاه مسعود) همه افغانی هایی كه به ایران و سایر نقاط دنیا مهاجرت كرده بودند برمی‌گشتند آیا كشور باز هم به كام نیروهای طالبان شیرین می‌شد !؟

به هر روی داستان افغانی های كارپیشه و قانع در ایران با همین نسل اول شروع شد و تا امروز ابعاد و شكل‌های جدید، منحصر به فرد و تا حدودی دردناک به خود گرفته است و حالا این نسل یا دیگر زنده نیستند، یا از كار افتاده شده‌اند و جایشان را به نسلی داده‌اند كه سه دهه پیش در كنار پدر و مادرشان نمی‌دانستند كشورشان را به كدام مقصد ترك می‌كنند و آیا باز هم بر‌می‌گردند.

نسل دوم - بنیانگذاران كار زیاد با مزد كم !

وقتی مردان افغانی دست زن و بچه‌های خود را گرفتند و راهی ایران كه نزدیك‌ترین مرز را داشت شدند، فرزندانشان هیچ وقت به این سرزمین جدید، دور شدن از وطن یا حتی وضعیت زندگیشان فكر هم نمی كردند، در آن روزهایی كه كودكان هموطنم گرسنه بودند، حتما فكركردن به اسباب‌بازی و یا حتی خود بازی برایشان بی معنا بود و گرسنگی نمی گذاشت كه به جایی كه می‌روی فكر كنی ! نسل دوم ، همین كارگران امروز و چند سال پیش ما در ایران هستند، پدران همین كودكانی كه دیگر كشورشان ایران شده و زبانشان هم برگشته !

مردان افغانی كه بدون خانواده و برای كار به ایران می آمدند، به دلیل حفظ ارتباط با خانواده و كشورشان احتمال و انگیزه بیشتری برای بازگشت داشتند اما بخش قابل توجهی از افغان‌های مجاز و غیر مجازی كه با خانواده آمدند دیگر میل به بازگشت به کشور رانداشتندو امروز حدود دو دهه است كه  تهرانی، شیرازی، مشهدی و ... هستند!

نسل دوم  اما نسبت به نسل قبلی فرصت بیشتری برای آموزش، بهداشت، كار و در نهایت زندگی داشتند .

شاید بتوان گفت كه این نسل از هموطنانم بیشترین آسیب را دیده‌اند، چرا كه دوران كودكی و نوجوانی‌ آنها با سال‌های سخت پس از جنگ در ایران همراه بود، دورانی كه كار و زندگی بسیار سخت بود و هنوز مردم و بسیاری از مسئولان ایران حضور تعداد قابل توجهی از افغانی ها را در پایتخت قبول نداشتند و هنوز اجاره دادن خانه، ازدواج با دختران ایرانی، كار كردن در محیط كاری و ... تابلویی خطرناك بود كه مردم از آن اجتناب می‌كردند!

البته ناگفته نیست كه در همین سالها همین نسل از افغانی ها به دلیل خاصیت كلی دوری از وطن و داشتن نگرانی از بابت بی‌آبرویی، فقر و نداشتن كار، دستمزد‌های كم در مقابل كار زیاد دریافت می کردند كه كارفرمایان ایرانی را بد عادت كرد .همچنین برخی اخبار کاذب و بعضا صحیح درمورد تخلفات افغانی ها  باعث شد این نسل در اذهان ایرانی‌ها نسلی خطرناك و غیر قابل ترحم تا امروز بماند.

در عین حال پدران كودكان افغانی امروز تهران  در دهه هفتاد و اواخر دهه شصت فرصت‌هایی را هم برای درس خواندن پیدا كردند، به طوری كه در سه دهه گذشته بیش از 602 هزار نفر از بزرگسالان افغانی بازحمت  در دوره‌های سوادآموزی شركت كرده و با سواد شده‌اند.

همچنین مدیر كل اتباع و مهاجرین خارجی وزارت كشور ایران چند ماه پیش با تاكید بر اینكه آمار دقیقی از مجموع فارغ‌التحصیلان افغان در مراكز آموزش عالی وجود ندارد گفت: حدود 12 هزار نفر در سی سال گذشته در رشته‌های مختلف آموزش عالی در نقاط مختلف ایران فارغ‌التحصیل شده‌اند.

نسل سوم - افغانی‌های تهرانی ، كودكانی كه كابل را با تهران می‌شناسند!

آنهایی که بعضی هاشان ازکشور بت ساخته اند وبرخی دیگر تهران را می پسندند!!

دختر بچه‌ها و پسر بچه‌ها، به بلوغ رسیده‌ها و یا نوزادانی را می‌گویم كه هنوز از آب و گل بیرون نیامده‌ باید با زبان فارسی و با گویش ایرانی حرف بزنند، مدرسه ایرانی بروند و آداب و رسوم ایرانی را یاد بگیرند، با دوستان ایرانی درس بخوانند و بازی كنند، كنكور بدهندوفارغ التحصیل شوند.بعضی هاشان به عشق نام وملیتشان ب کشوربازمی گردند وبرخی دیگر تهران وایران را زاذگاه و محل سکونت خود می دانند.

اینها برای آنهایی است كه مجاز هستند و كارت اقامت دارند، اما كودكان نسلی كه افغانی غیرمجازند، كجای تهران  هستند!؟





نوع مطلب : افغانستان، 
برچسب ها : سه نسل افغان با سه دیدگاه، نسل اول همان جنگ زده های دیروزمانند، نسل دوم نسل آسیب پذیرتر هموطنانم، نسل سوم همان نسلی ک چیز زیادی از ملیت وهویتمان را به یاد نمی آورند،


سانتریفوژ چندمحوری
"پدرم همیشه از زندگی مردی به نام محمد حسین صادقی نیلی صحبت می كند. او همولایتی ما بود و سالها پیش، در نیلی مركز ولایت دایكندی افغانستان زندگی می كرد و تنها تحصیلكرده آنجا محسوب می شد. سالها با خوانین مبارزه كرد تا دست انها را از تكه زمینها و آلونكهای كشاورزان كوتاه كند. به مشكلات مردم فكر می كرد و با خودش می گفت تا كی این وضع ادامه دارد؟ و به كودكانی فكر می كرد كه باید همپای خانواده شان نان آوری می كردند. نه مكتبی و مدرسه ای بود نه درس و بحثی. یك روز تصمیم گرفت با معاش زندگیش مكتب بسازد. برخی كودكان با رضایت خانواده و برخی به زور به مكتب فرستاده شدند. آخر، خانواده ها خیلی فقیر بودند و روی كار كودكانشان حساب می كردند. آن موقع شاید كمتر كسی باور می كرد كه كودكان ان سالها، مردان عرصه های فرهنگی و سیاسی جامعه افغانستان شوند. بنظر من او كسی است كه به مشكلات عادت نكرد و به آسانی از كنارشان رد نشد و سعی كرد راهی برای رفع مشكلات پیدا كند. من از طرز نگاهش به زندگی درس گرفتم."

این بخشی از حرفهای مصطفی رضایی جوان افغانستانی است كه برای اولین بار در دنیا سانتریفیوژ چند محوری را اختراع كرده است.

مصطفی هر چند كه هیچ وقت این همولایتی پدرش را ندید اما همواره می دید كه پدرش هم با چنین تفكری زندگی می كند. به مشكلات عادت نمی كند و راهی نو جستجو می كند. مهاجرت خانواده مصطفی به ایران هم از همین نوع چاره جویی ها بود. سی و دو سال پیش در بحبوحه حمله شوروی سابق، ‌پدر مصطفی به مهاجرت تن داد و دو دل بود كه ایران برود یا اروپا. از یك طرف پیشرفت های اروپا او را به فكر وا می داشت كه اگر در انجا ساكن شود خانواده اش می تواند پیشرفت آموزشی و اقتصادی بیشتری كند. از طرف دیگر نزدیكانش به او توصیه می كردند كه ایران بیاید چون زندگی در كشور همسایه، همزبان، هم فرهنگ و هم مذهب بهتر از كشورهای دیگر است. بالاخره مشورت اطرافیان موثر افتاد و او ایران را انتخاب كرد و به مشهد کوچید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : افغانستان، 
برچسب ها : زهرا حسین زاده، سانتریفوژ چندمحوری، مصطفی رضایی، مجید احمدی، سامان كبیری، کشتی گیر، مازندران،


سه شنبه 19 آذر 1392 :: نویسنده : زهرا رضایی
سرزمین ما افغانستان لایق و سزاوار چنین رفتاری از سوی ایران نیست.

رئیس جمهور کرزی، سفر به تهران، کابل، ایران، افغانستان، روحانی




نوع مطلب : افغانستان، 
برچسب ها : رئیس جمهور، کرزی، سفر به تهران، کابل، ایران، افغانستان، روحانی،


در تازه ترین جدول رده بندی فیفا، تیم ملی فوتبال افغانستان با داشتن ۲۲۶ امتیاز جایگاه ۱۲۹ را کسب کرد. پیش از این، افغانستان، تیم ۱۳۳ م جدول رده بندی فیفا بود. فدراسیون فوتبال افغانستان می گوید که صعود تیم ملی فوتبال آن کشور در جدول های مختلف فیفا، بی سابقه بوده است. در حال حاضر افغانستان در صدر جدول تیم های جنوب آسیا، هشت تیم اشتراک کنندۀ چلنج کپ ۲۰۱۴ مالدیف و در مقام هژدهم تیم های آسیایی جا دارد.

رده بندی تیم های فوتبال فیفا بر اساس کارکردگی و انجام مسابقات صورت می گیرد. انتظار می رود تیم ملی فوتبال افغانستان در سال آینده میلادی بتواند با برگزاری مسابقات دوستانۀ بین المللی، جایگاه خود را در جدول رده بندی بلندتر برود. مرتضی دانش، سخنگوی فدراسیون فوتبال افغانستان به صدای امریکا گفت که صعود چهار پلۀ تیم فوتبال آن کشور تنها به خاطر کارکردگی و قهرمانی جام کشور های جنوب آسیا نبوده "بلکه دو پیروزی و یک تساوی که تیم فوتبال افغانستان در اوایل سال ۲۰۱۳ میلادی در مسابقات راه یابی به چلنج کپ آسیا کسب کرد، جایگاه ۱۲۹ جدول رده بندی فیفا را از آن خود کرد."

آقای دانش، برنامه ریزی های جدید فدراسیون فوتبال، راه اندازی لیگ برتر در سطح افغانستان و برنامه ریزی اشتراک اطفال و نوجوانان و به ویژه بانوان را در عرصۀ فوتبال، از دلایلی توجه فیفا به فوتبال افغانستان می داند. همین اکنون فوتبال لیگ بانوان در شهر کابل وارد دومین دور خود شده و اکنون از شانزده تیم اشتراک کننده در لیگ، چهار تیم به دور نیمه نهایی رقابت ها راه یافتند. رشد فوتبال بانوان و نوجوانان در افغانستان از گام های مثمری در عرصۀ ریشه یی و حرفه یی ساختن فوتبال در آن کشور به شمار می رود.

راه یابی به جام ملت های آسیا
قرار است تیم ملی فوتبال افغانستان، در ماه می سال ۲۰۱۴ میلادی با اشتراک  در رقابت های چلنج کپ آسیا، یکی از مدعیان آن جام باشد. یکی از امتیازات لقب قهرمانی چلنج کپ آسیا، ورود مستقیم قهرمان آن جام به مسابقات فوتبال ملت های آسیا خواهد بود. فوتبال افغانستان در این اواخر رشد قابل ملاحظه یی داشته و کسب لقب قهرمانی جام فوتبال کشور های جنوب آسیا، پای بازیکنان آن تیم را در کلپ های فوتبال کشور های مانند هند نیز باز کرد. همین اکنون چهار بازیکن تیم ملی فوتبال افغانستان در لیگ برتر هند - در شهر ممبئی - بازی می کنند.

حضور بازیکنان افغان ساکن در خارج، برگ برندۀ دیگری برای تیم فوتبال افغانستان حساب شده است. در جام کشور های جنوب آسیا، درخشش بازیکنان لیگ های فوتبال آلمان در تیم ملی فوتبال افغانستان، این امیدواری را ایجاد کرد که فدراسیون فوتبال آن کشور در آینده نیز در پی بازیکنان افغانی الاصل ساکن در خارج از افغانستان باشد. همین اکنون ندیم امیری بازیکن آلمانی افغانی تبار در تیم ملی نوجوانان آلمان انتخاب شده است. کارشناسان ورزش به این باور اند که تلاش فدراسیون فوتبال افغانستان و توافق مسوؤلین  فدراسیون فوتبال آلمان، زمینۀ حضور آن بازیکنان را در تیم ملی افغانستان میسر ساخته می تواند.

رادیو دری امریکا




نوع مطلب : افغانستان، ورزشی، 
برچسب ها : تیم ملی فوتبال افغانستان، رده بندی فیفا،



صبح‌گاه سه‌شنبه گذشته (۲۱ عقرب/آبان) نمایشگاه صنایع دستی افغانستان با عنوان 'فیروزکوه: سنت و تداوم در هنر افغانستان' در موزه لیتون هاوس لندن بازگشایی شد. که به مدت سه ماه در لندن جریان خواهد داشت. این نمایشگاه تلاش مشترکی است از سوی 'موزه هنر اسلامی دوحه'، 'نهاد فیروزکوه در کابل' و 'موزه لیتون هاوس در لندن' برای معرفی صنایع دستی افغانستان در چهار بخش حکاکی، سرامیک، خطاطی و تزیین زیورات.


ناصر منصوری، یکی از اساتید برجسته کنده‌کاری افغانستان به لندن آمده و به دیدارکنندگان نمایشگاه در مورد این آثار معلومات می‌دهد. در میان این آثار برجسته‌ترین آنها قفسه تزیینی است که تحت نظر ناصر منصوری، در کابل ساخته شده و به گفته آقای منصوری ترکیبی است از سبک‌های طراحی کابلی، نورستانی، تیموری و شمسی. این قفسه که از شکل خورشید الهام شده، با لاجورد بدخشان تزیین شده و از چوب چارمغز (گردو) که دو رنگ طبیعی روشن و تاریک دارد، ساخته شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : هنر، افغانستان، 
برچسب ها : موسسه فیروزکوه، صنایع دستی افغانستان، نمایشگاه لندن،


سکینه یعقوبی رئیس انستیتوی آموزشی افغان برنده جایزه یک میلیون دلاری 'اوپس' در سال ۲۰۱۳ شد. این جایزه به کسانی داده می‌شود که برای حل مشکلات جامعه شان کاری انجام داده باشند. فعالیت انسان دوستانه و اجتماعی آنها باید در عرصه مبارزه با فقر، بیسوادی، گرسنگی، بیماری و بی عدالتی صورت گرفته باشد. مرکز برکلی دانشگاه جورج تاون برای دین، صلح و امور جهانی' در آمریکا این جایزه را به خاطر فعالیت‌های چندین ساله خانم سکینه یعقوبی در عرصه آموزش و پرورش و بهداشت به او داده است.

سکینه یعقوبی پس از حضور نیروهای ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی سابق در افغانستان، به آمریکا رفته و تحصیلات خود را در دانشگاه کالیفورنیا در استوکتون انجام داده است. او کارشناسی ارشد در رشته بهداشت عمومی از دانشگاه لوما لیندا دارد. خانم یعقوبی برای یک سال در دانشگاه دیترویت کار کرده و بعدا از سوی کمیته بین المللی صلیب سرخ استخدام شده است. آغاز فعالیت‌های اجتماعی و بشردوستانه او از همین جا شروع می‌شود، زمانی که او به اردوگاه های مهاجرین افغان در پاکستان می‌رود.

او با درک اهمیت آموزش و پرورش، به همکاری عالمان دین، کلاس‌های درسی را راه اندازی کرد که به زودی در آن بیش از ۳۰۰ دانش آموز ثبت نام کردند. در سال بعد سکینه ۱۵ مدرسه برای ۲۷ هزار دانش آموز با حمایت مالی کمیته بین المللی مهاجرین ایجاد کرد. او تمام مدارس را نظارت می کرد، معلمان را آموزش می داد و مسایل بهداشتی و صلح را در مضامین درسی آنان گنجانده بود. وقتی کمیته بین المللی مهاجرین در سال ۱۹۹۵ با کمبود بودجه مواجه شد، مدارس بسته شد و خانم یعقوبی، انستیتوی آموزش افغان را با ۲۰ هزار دلار شخصی خودش تاسیس کرد.

فعالیت های خانم یعقوبی، گسترش یافت و اکنون او با جواز رسمی از وزارت‌های صحت/بهداشت، معارف/آموزش و پرورش، امور زنان و کار و امور اجتماعی افغانستان در ولایات کابل و هرات فعالیت می‌کند. انستیتوی آموزشی افغان اکنون ۵۲ مرکز آموزش ابتدایی، عالی، فرهنگ و هنر و فعالیت های در زمینه تامین معیشت دارد. دولت افغانستان به این نهادها هیج گونه کمک مالی نمی‌کند و تمام خدمات این مراکز رایگان است. تربیت معلم و خدمات آموزشی و بهداشتی برای زنان و کودکان مهمترین فعالیت‌های این نهاد است که با بودجه ۱.۷ میلیون دلار با ۴۸۰ کارمند فعال است.

خانم سکینه یعقوبی می‌گوید که از جایزه اوپس برای گسترش فعالیت‌های انستیتوی آموزشی افغان استفاده خواهد کرد. آرزوی او، افغانستانی آزاد با شهروندان تحصیل کرده است.

منبع: بی بی سی




نوع مطلب : افغانستان، 
برچسب ها : سکینه یعقوبی، جایزه یک میلیون دلاری اوپس، افغانستان،


اسدالله سعادتی: با یک نگاه کنجکاوانه به پیرامون، به‌درستی درمی‌یابیم که مسلمانان امروز دقیقاً در لبه میانی دو دیدگاه متفاوت و حتا متعارض زندگی می‌کنند. از یک‌سو هوای مسموم دنیازدگی محض و روزمرگی بی‌هدف، ذهن و ضمیر ما را به‌سختی می‌آزارد و از سوی دیگر غبار غمبار افراط‌گرایی و قرائت‌های ناصواب از دین، باورها و فرهنگ دینی را تنفس می‌کنیم. هر‌دو نگاه، ستون فقرات آرمان‌های دینی و معنوی ما را به‌طور یکسان؛ اما با شیوه‌های متفاوت، می‌شکنند.

در زمانه‌ای که ما زیست می‌کنیم آنچه کم‌سو و بی‌رمق است، شمع نگاه معتدل، میانی و معطوف به حقیقت است. نه رفتارهای دینی ما، روح تشنه دینداران «معرفت‌اندیش» عصر ما را سیراب می‌کند و نه افکار دنیا‌‌اندیشان منکر معنویت، به معماهای ما پاسخ می‌دهد. به نظر می‌رسد، بسیاری از کسانی که سودای دین دارند؛ اما مشعل خرد‌شان در اثر گرمای تنور احساسات‌شان خاموش نیست، از چنین وضعیتی ناراحت‌اند.

پرسش اساسی در این میان اما این است که چگونه می‌توان از این وضعیت برزخی رهایی یافت؟ آیا راهی هست که بتواند مسلمانان را هم از خطر سقوط در اعماق تاریکی‌های دنیاگرایی و روزمرگی محض برهاند و هم ارزش‌های دینی و معنوی آنان را در دل دنیای‌شان، آنگونه که شایسته دین است، به بار و بر برساند؟ آیا اساساً تجلیل از سالمرگ مردان اصلاح‌گری ‌چون حسین،‌ که بار و برگ قیام اصلاح‌گرانه‌اش از دل دریای خون رویید و بالید،‌ فرصتی برای رهایی از چنگال احساسات و افراط‌گرایی و مبارزه منطقی با انحرافات است یا برعکس؟ چه‌چیزی را از قیام و انقلاب امام حسین باید دید؟ تن خونبار و زخم‌آلود او را یا روح بزرگ و اصلاح‌گرش را؟ به مظلومیتش باید گریست و میراث مرگ سرخ او را تنها به سرو‌سینه‌زدن خلاصه کرد یا با درک درست از هدف قیام، و با آموختن درس‌های انسانی از او، درخت کهنسال و تنومند آزادی و عدالت را سبزتر و پربار‌تر ساخت؟ به‌یقین که این پرسش، یا این پرسش‌ها، پرسش‌هایی سخت و با‌صلابتند. پاسخ درست به این پرسش‌ها، مجال دیگر و قلم توانمند دیگری می‌طلبد؛ اما با تسامح و اجمال می‌توان نکات زیرین را پاسخگونه‌ای به این پرسش‌های باصلابت تلقی کرد:

یکم؛
عاشورا را نباید به رسم بی‌روحی برای گریستن و به سرو‌سینه‌زدن تبدیل کرد. تا جایی که می‌دانیم حسین زینبش را به استقامت و پایداری توصیه کرد و از گریه و زاری به‌شدت برحذر داشت. او زینب را پیامبر یا پیام‌آور ‌یا روایتگر زخم‌های بی‌شمار بدن‌های شهدا نمی‌دانست؛ بلکه رساننده و تفسیر‌کننده پیام فلسفه قیامش تلقی می‌کرد. امام حسین نگفت که زینب تا می‌توانی در بازار شام اشک بریز! او می‌خواست زینب در بازار شام خطبه بخواند و بگوید که ایهاالناس! حسین برای برچیدن کج‌اندیشی‌ها و کجروی‌ها قیام کرد و جان داد.

دوم؛
عاشورا اختصاصی به یک مذهب ندارد. عاشورا در قدم نخست مکتب انسان‌سازی است که هرجا روح تشنه‌ای در جست‌وجوی عدالت، آزادی و ارزش‌های انسانی باشد، خود را در عمق دریای عظیم عاشورا احساس می‌کند. همه انسان‌های اصلاح‌گر و آزاده، عاشورایی‌اند. عاشورا فرصتی است برای بازاندیشی هر‌انسان آزاده و مسلمان. مجالی است برای یافتن پاسخ به این پرسش از خود که آیا واقعاً رفتارهایم انسانی است؟ آیا رفتارهای من می‌تواند سرمشقی باشد برای همه آنانی که در جست‌‌وجوی راهی برای اصلاح و رعایت حقوق دیگران است؟

تکرار همه‌ساله عاشورا باید به‌منزله دریچه‌ای درک شود که همه‌ساله از عالم بالا به روی انسان‌های مسلمان و آزاده باز می‌شود تا عظمت و ارزش‌ها و آرمان‌های برینی چون عزت، آزادگی، ایثار و از خودگذری در راه رفاه خلق را یاد آوری کند. پیام عاشورا بدون شک، باید تازیانه بیدارباشی باشد بر ‌بناگوش آن‌هایی که «خدا» را و «خلق»‌ را فراموش کرده‌اند و در «خویشتن» و هواهای نفسانی «خویشتن» فرو رفته‌اند. حادثه‌ای که در عاشورا اتفاق افتاد، تنها یک پیام محوری داشت؛ پیامی‌که از امتداد قرن‌ها و از ورای نسل‌ها، هنوز هم به گوش می‌رسد: «…طلب الاصلاح فی امت جدی» جامعه باید اصلاح شود؛ خرافات و کج‌اندیشی‌ها باید از جامعه رخت بربندد.

سوم؛
عزاداران باید این ندای عظیم را باگوش جان بنیوشند که: «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امت جدی». آزادی برای برگزاری مراسم دینی‌ـ‌مذهبی حق همه است؛ اما این آزادی نباید با آزادی‌های دیگر در تعارض قرار گیرد.

البته آزادی برگزاری مراسم عاشورا مثل برخی از آزادی‌های دیگر در کابل نوپدید نیست. کابل از سالیان دیر، فرهنگ تجلیل از عاشورا را در سینه‌اش پرورانده است. شاید با اندکی تفاوت و شدت و ضعف در زمان‌های مختلف. مردم کابل اعم از شیعه و سنی از دیرباز تا‌کنون، بر‌خلاف رسم برخی از کشورهای پیرامون، متحدانه به عاشورا با دیده قدر نگریسته و از آن تجلیل به عمل آورده‌اند. به‌یقین که این نوع برخورد فرامذهبی با عاشورا، پاسداشتنی است. هوشیاری عزاداران و سقوط‌نکردن در کام انحرافات و احساسات، نور این نوع نگاه را پُرسو‌تر می‌کند.

خون‌آلود‌کردن پشت و پهلوی خود با تیغ‌های تیز در مساجد و مکان‌های عمومی‌که امکان دارد باعث تنفر دیگران شود، ‌نیز سد‌کردن راه‌ها و جاده‌ها، نصب بلندگوهای بیرونی و برخی از موارد دیگری که باعث آزار دیگران می‌شود، با روح عزاداری و با هدف و فلسفه قیام امام حسین سازگار نیست. بنا‌بر‌این، حق آزادی برگزاری مراسم عاشورا، اگر سبب می‌شود که حق دیگری از کف برود، یا آزادی‌ای سلب شود، دقیقاً با هدف قیام امام حسین زاویه منفرجه ایجاد می‌کند.

آزار‌رساندن به دیگران، ضد ارزش است. سلب آزادی از انسان‌ها، پشت‌کردن به انگیزه قیام امام حسین و افول در قعر ضد ارزش‌هایی است که امام حسین، ارجمند‌ترین سرمایه‌هایش را که همانا جان خود و عزیزانش بود؛ برای رهایی جامعه از آن، در طبق اخلاص گذاشت و فدا کرد. اینک برماست که اجازه ندهیم این فرهنگ تجلیل از عاشورا، آنگونه که امام حسین می‌خواست، فدای رفتار ‌و نگاه‌های انحرافی ما شود.


منبع: جامعه باز




نوع مطلب : افغانستان، 
برچسب ها : عاشوار، فلسفه عاشورا، قیام امام حسین، کربلا، کابل، افغانستان،


۸صبح، کابل: دانش‌آموزان مکاتب افغان-ترک در افغانستان، طی سال جاری خورشیدی توانسته‌اند که ۱۴۷ مدال از المپیادهای بین‌المللی به‌دست آورند. این مدال‌ها شامل ۴۴ مدال طلا، ۴۹ نقره و ۵۴ مدال برونز می‌شوند. مسوولان مکاتب افغان-ترک در افغانستان می‌گویند: این مدال‌ها در المپیادهای کمپیوتر ساینس، ریاضی، محیط زیست ساینس، اختراعات، لسان انگلیسی، فزیک، کیمیا، بیولوژی، اجتماعیات، زبان ترکی و هنر رسامی که در کشورهای اندونزیا، هندوستان، ایران، گرجستان، رومانیا، ترکیه، کینیا و آذربایجان راه‌اندازی شده بود، توسط شاگردان مکاتب افغان-ترک به‌دست آمده‌اند.

شاگردانی‌که توانسته‌اند طی سال جاری میلادی از المپیادهای بین‌المللی مدال به‌دست آورند، روز شنبه، یازدهم عقرب، طی مراسم خاصی با حضور وزیر معارف و سفیر ترکیه در افغانستان از سوی مسوولان مکاتب افغان-ترک مورد تقدیر قرار گرفتند.

دانش‌آموزان مکاتب افغان-ترک که از سال ۲۰۰۳ به این‌سو در المپیادهای بین‌المللی شرکت می‌کنند، طی این سال‌ها توانسته‌اند که ۳۵۹ مدال به‌دست آورند. دانش‌آموزان این مکاتب در سال ۲۰۰۳ تنها سه مدال به‌دست آوردند اما در سال ۲۰۱۳ توانستند که ۱۴۷ مدال به‌دست آورند.

در حال حاضر، سی مکتب شامل لیسه و ابتداییه افغان-ترک در افغانستان فعالیت دارند. این مکاتب عمدتا در شهرهای بزرگ افغانستان فعال هستند. مسوولان مکاتب افغان-ترک می‌گویند که در حال حاضر در این مکاتب بیش از شش هزار و شش‌صد دانش‌آموز مصروف آموزش هستند. به گفته‌ی آنان، از سال ۱۹۹۵ میلادی که مکاتب افغان-ترک در افغانستان آغاز به فعالیت کرده، تاکنون بیش از سه هزار و چهارصد تن از این مکاتب فارغ شده‌اند.


مکاتب افغان-ترک از جمله‌ی با کیفیت‌ترین مکاتب افغانستان به شمار می‌روند. شاگردان این مکاتب، در امتحانات کانکور نیز نمرات بلندی را به‌دست می‌آورند.


منبع: ۸صبح




نوع مطلب : افغانستان، 
برچسب ها : المپیادهای بین‌المللی، افغانستان، مکاتب افغان-ترک، کابل،




( کل صفحات : 53 )    1   2   3   4   5   6   7   ...