تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - مطالب روانشناسی
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 7 آذر 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
دیوید کراننبرگ از آن فیلمسازان عجیب و غریبی است که جهان ویژه خودش را خلق کرده است و در میان علاقه‌مندان جدی سینما، سینماگر خاصی محسوب می‌شود. کراننبرگ مولف و صاحب سبک است و به‌سختی می‌توان در میان فیلمسازانی که کارشان را از دهه‌ 70 میلادی آغاز کردند همتایی برایش یافت. توجه به جسم و روان انسان، تقابل خیر و شر و وحشت و خشونت از مولفه‌های اصلی فیلم‌های این کارگردان کانادایی است. از فیلم‌های شاخص او می‌توانیم به «اسکنرها»، «مگس»، «دو قلوها»، عنکبوت و «تصادف» اشاره کنیم که بسیار متفاوت و بحث‌برانگیز بوده‌اند.

جنبه‌های روانی و روان‌شناسانه همیشه در فیلم‌های کراننبرگ وجود داشته است اما حالا در «روش خطرناک» با فیلمی زندگینامه‌ای روبه‌رو هستیم که به زندگی مهم‌ترین روان‌شناسان تاریخ می‌پردازد. نظریات و کشفیات زیگموند فروید و کارل گوستاو یونگ در روان‌شناسی آنقدر مهم و تاثیرگذار بود که قرن بیستم را به افتخار آنها «قرن روانکاوی» لقب دادند. ویگو مورتنسن بازیگر مورد علاقه کراننبرک در «روش خطرناک» نقش فروید را بازی می‌کند و مایکل فاسبیندر هم نقش یونگ شاگرد و همکار برجسته فروید را برعهده دارد. کایرا نایتلی هم نقش سابینا اسپیلرمن را بازی می‌کند؛ زن روسی جوانی که بیماری روحی و روانی داشت و فروید و یونگ روی درمان او کار می‌کردند. فیلم برای اولین‌بار در جشنواره ونیز امسال روی پرده رفت و البته با استقبال منتقدان مواجه نشد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : سینما، روانشناسی، 
برچسب ها : فروید، یونگ، روانشناسی، سینما،


شنبه 5 آذر 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
یادگیری به کمک فراموشی!

سرما هر روز بیشتر می‌شد. باران‌های سیل‌آسا و آسمان همیشه ابری باعث شده بود تا ساحل دریاچه چهره به ظاهر دلگیری به خود بگیرد. اما آن روز صبح بعد از صرف صبحانه خورشید انگار تصمیم گرفته بود به هر قیمتی که هست لااقل تا قبل از ظهر زمین را گرم کند. ابرها به احترام خورشید کنار رفته بودند و آفتابی دلپذیر ساحل دریاچه را دربر گرفته بود. هیچ کس نمی‌توانست در مقابل وسوسه کنار ساحل، دور اجاق نشستن مقاومت کند. نیم ساعت بعد از صبحانه همگی دور اجاقی گرم و پر آتش نشسته و منتظر درس جدید خدامراد بودیم.

خدامراد طبق معمول لیوانی بزرگ از دمنوش گیاهان صحرایی را برای خود پر کرد و کنار اجاق نشست و بی‌آن‌که مقدمه‌چینی کند به سراغ درس امروز رفت. او گفت: "امروز می‌خواهیم در مورد یکی از خصوصیات جالب فکر و ذهن انسان صحبت کنیم و بر اساس این ویژگی اشتباه بزرگی را که انسان‌های متکی به آگاهی فکری هنگام یادگیری مرتکب می‌شوند، توضیح دهیم و در نهایت نتیجه بگیریم که یک فرد آگاه فطری چگونه بدون ارتکاب این خطا می‌تواند از مانعی که هشیاری متکی بر فکر برای خود می‌تراشد عبور کند و به قدرت یادگیری عمیق و ماندگار دست یابد."

خدامراد ادامه داد: "ذهن انسان خاصیت عجیبی دارد به اسم ضدفکر ساختن. یعنی به محض این‌که فکری در ذهن ساخته می‌شود هم‌زمان با آن یک ضدفکر هم متولد می‌شود. علتش هم این است که ذهن شبیه چاقویی است که همواره سعی می‌کند عمل جداسازی و مرزبندی را انجام دهد. این چاقوی تیز هنرش این است که با برش و ایجاد زخم در بافت یکپارچه موضوعات هستی آنها را به دو قسمت مجزا تقسیم کند. این دو قسمت از دید ذهن ذاتا باید دشمن و متضاد یکدیگر باشند تا وظیفه برش و جداسازی درست انجام شده باشد."


ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : فرایند یادگیری، فراموشی، مغز،


1- شناخت شخصیت نوجوان:

ما والدین با شناخت ویژگی‌های دوره نوجوانی بسیاری از رفتارهای ناخوشایند آنان را غیرطبیعی نپنداریم که موجب بروز عکس‌العمل در ما شود و به تیرگی روابط با نوجوان نیانجامد.

2- استفاده از روش تغافل (نادیده گرفتن):

از موثرترین روش‌های تربیتی در این دوره «روش تغافل» است. یعنی مسائل و مشکلات نوجوان را بزرگ نشان ندهیم که در او ایجاد وحشت نماید و یا او را به لحاظ رفتارهایش دائم باز خواست ننمائیم بلکه نوجوان بایستی همواره در حالت خوف و رجاء باشد.

3- ایفای نقش راهنمایی بجای دستوری:

در برخورد با مسائل نوجوان بهتر است از خودش کمک بگیریم یعنی این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حلّ مشکل او، خودش است و برای حل آن باید اقدام نماید و ما والدین فقط وظیفه ی راهنمایی او را داریم که از عواقب تصمیم خودش مطلع شود.

4- آموزش:

مهمترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی جهل و ناآگاهی نسبت به آن موضوع می‌باشد که ضروری است برای کاهش ترس و اضطراب‌های نوجوانی آموزش‌های لازم در مورد بلوغ، دوست‌یابی، حل مساله، گذراندن اوقات فراغت، برنامه‌ریزی درسی و مواردی از این قبیل به نوجوان آموزش داده شود.

5- برقراری رابطه دوستانه و عاقلانه:

ما والدین با مراقبت دوستانه و عاقلانه خود احساس ایمنی و اطمینان را در وجود نوجوان ایجاد می‌کنیم.

6- اعتماد سازی:

باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و جذب کنیم، چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شود او برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه می‌کند.

7- ارتباط کلامی مقدمه ارتباط عاطفی:

ما والدین با تنظیم ساعات کار خود و بسترسازی مناسب در منزل بایستی فرصت کافی برای «ارتباط‌های کلامی» با اعضای خانواده به ویژه نوجوان را فراهم آوریم چرا که ارتباط کلامی خود مقدمه «ارتباط عاطفی» است که نوجوان سخت به آن نیازمند است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، عمومی، 
برچسب ها : مشکلات نوجوانان، نوجوانان و خانواده،


جمعه 4 آذر 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
تاثیر اخلاق بر موفقیت

مهار خشم

آیا تا به حال با بروز خشمی ناگهانی و نابجا، به موفقیت‌تان پشت پا زده‌اید؟ مسلماً هر بار بعد از این که آتش چنین خشمی فروکش می‌کند، تازه به یادمان می‌آید که چه موقعیت‌هایی را از دست داده‌ایم، و اگر آن طور عصبانی نشده بودیم، چقدر بهتر می‌توانستیم موضوع را همسو با موفقیت خود در هر زمینه‌ای‌ از خانوادگی و شغلی تا اجتماعی و مانند آن‌ مدیریت کنیم.

چرا عصبانی می‌شویم؟ آیا واقعاً نمی‌شود بدون خشمگین شدن کارها را پیش بُرد؟ در چه موقعیت‌هایی و با چه ویژگی‌هایی باید و یا نباید عصبانیت را بروز داد؟ حتی در داستان‌ها و فیلم‌ها هم آدم‌های موفق و پیروز معمولا اشخاصی هستند كه هیچ‌چیز باعث نمی‌شود كنترل رفتارشان را از دست بدهند و این اشخاص معمولا عصبانیتشان را كنترل می‌كنند و با خونسری نقشه‌شان را به پیش می‌برند. اگر موفقیت‌تان برایتان اهمیت دارد، حتما به یكی از عوامل بازدارنده آن كه همین خشم است باید توجه كنید و پیش‌گیری‌های لازم را انجام دهید.

نمی‌دانم در منزلتان گل و گیاه نگهداری می‌کنید یا نه؟ ولی کسانی که چندتایی گلدان در خانه دارند و یا حیاط منزلشان‌ـ کم یا زیاد‌ـ با درخت و چمن و گل و بوته آراسته شده، خوب می‌دانند که این موجودات چشم‌نواز، تا چه حد به نگهداری و توجه نیازمند هستند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : پزشکی، روانشناسی، 
برچسب ها : عصبانیت، تعریف، خشم، مهار، غلبه بر خشم، تاثیر اخلاق بر موفقیت،


پنجشنبه 3 آذر 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
همیشه در پس ذهن همه ما تصویری وجود دارد از آینده. می‌گم همیشه چون واقعا این تصویر وجود دارد و شرایط و فشارهای زندگی و کار و روزمرگی باعث می‌شود که آن را فراموش کنیم. در این پادکست در مورد تاثیر در نظر گرفتن ویژن در کار و زندگی صحبت می‌کنم. در ضمن این پادکست در پاسخ به سوال یکی از خوانندگان بلاگ تهیه شده است.





نوع مطلب : روانشناسی، نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : ویژن، موفقیت، کسب و کار،


چهارشنبه 2 آذر 1390 :: نویسنده : احمد احمدی
کارهای زیادی هست که می‌خواهیم انجام بدیم. کارهایی که می‌دونیم انجام دادنشون چه تاثیری مثبتی می‌تونه داشته باشه. اما انجام نمی‌دیم. دست روی دست می‌گذاریم. وقتی به مسیر پیش‌رو نگاه می‌کنیم، موانع زیادی می‌بینیم و همین موانع کافی است برای این‌که به اندازه کافی بترسیم و حرکتی نکنیم. می‌خواهیم کتاب بنویسم اما از خودمون می‌پرسیم اگر با استقبال روبرو نشه چی؟ یک کتاب دیگه بنویسم که چی‌بشه؟ می‌خواهیم کسب و کار راه بیاندازیم و از خودمون می‌پرسیم اگر شکست بخورم چی می‌شه؟ می‌خواهیم تغییری در شرایط شغلی خود ایجاد کنیم و از خودمون می‌پرسیم که اگر همه چیز اونطوری که فکر می‌کنم جلو نره چی؟ هزاران کار هست که می‌خواهیم انجام بدیم و از خودمون سوال می‌کنیم که اگر نشه چی؟

بله موانع زیادی در پیش رو وجود داره. موانعی که بزرگ و سخت هستند. اما همه موانع در ذهن شما متولد شده‌اند. همه سدهای پیش‌رو در تخیل شما ساخته‌‌شده‌اند. همه این سوالات زاییده ذهن شما هستند. اگر گوش کنید می‌‌شنوید که همه کتاب‌ها، همه فیلم‌ها، نمایش‌ها، نقاشی‌ها، همه آدم‌های اطراف زمزمه می‌کنند که باید حرکت کرد. باید این سد را شکست. برای نوشتن کتاب باید جمله اول را نوشت. خیلی ساده نوشت. برای ایجاد کسب و کار و تغییر در وضعیت کار باید اولین جلسه را برگزار کرد. ممکنه همه چیز در اولین قدم خوب پیش‌نره. اما برداشتن اولین قدم بسیار مهمه. شکستن یک سد بزرگ از ضربه‌های کوچک شروع می‌شود.

منبع: the coach





نوع مطلب : روانشناسی، نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : موفقیت،


با هیجان بالا کاری را شروع می‌کنید. یک کسب و کار راه می‌اندازید یا یک موقعیت کاری جدید رو انتخاب می‌کنید. در نقطه شروع هستید و دورنمای بسیار زیبا و موفقی را از آینده می‌بینید. در آینده‌ای که قرار هست شما آنجا باشید، پول، موفقیت، آرامش، رشد شخصی و همه ایده‌آل‌ها وجود دارند. کار خودتون رو شروع می‌کنید اما به هزاران دلیل کارها آنطور که تصور می‌کردید پیش نمی‌رود. کم‌کم آن دورنمای زیبا رنگ می‌بازد و شما متوجه می‌شوید که دارید به نقطه مقابل موفقیت یعنی شکست می‌رسید.

شکست بخشی از زندگی است. بخشی حقیقی و دردناک. هیچ شخصی دوست ندارد با برچسب شکست‌خورده شناخته شود. اما شکست یک حقیقت است و ما و اطرافیان ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در زمان شکست می‌توان همه چیز را تمام شده دانست یا می‌توان از آن درس گرفت و دوباره انرژی و توان را جمع کرد برای شروع دوباره. اگر شکست خورده‌اید و می‌خواهید دوباره شروع کنید، پاسخ دادن به پنج سوال زیر می‌تواند به شما کمک بزرگی کند:



ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : شکست، موفقیت،


چهارشنبه 2 آذر 1390 :: نویسنده : احمد احمدی
پروفسور سیمیون رییس انستیتوی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه شفیلد هالام در انگلیس است و خلاصه ای از تحقیقش درباره اس ام اس های زنان و مردان را در زیر می‌خوانید:

- مردها از کلمات و پیام‌های کوتاهتر استفاده می‌کنند.

- مردها موقع تماس با مردها، پیغامهای کوتاهتر ولی در تماس با زنها پیامهای طولانی تری می‌فرستند.

- پیغامهای خانمها هنگام تماس با خانمها، طولانی تر از پیامهایشان به آقایان است.

- پیغامهای خانمها به خانمها، اکثرا دارای یک شروع و یک پایان و مقدار زیادی سوژه و توضیحات بین آغاز و پایان و یک به اصطلاح گپ شیرین است و سپس با ارسال بوسه و بهترین آرزوها تمام میشه. اما پیامهای مردها به مردها معمولا بسیار کوتاه، بی احساس و فقط درباره یک موضوع/سوژه خاص است.

- پیغامهای خانمها به خانمها معمولا احساساتی، تشویق کننده و حمایت کننده است. ولی پیامهای آقایان به یکدیگر معمولا حالتی نیمه خشن و تحقیر آمیز (البته غیرعمد) و بسیار رک و جنبه شخصی دارد. اما مردها بهنگام ارسال پیام به زنها تغییر شخصیت و تغییر لحن میدهند، ژست مودبانه گرفته و پیغامشان طولانی تر و پر محتواتر می‌شود.

- بسیاری از پیامهایی که جنبه متلک دارند را مردها به زنها میفرستند (که البته خانمها هم اینها را به سایر خانمها میفرستند فوروارد می کنند که بگویند ببین این یارو ایندفعه چی برام فرستاده!) در حالیکه اکثر فحش ها و جوکهای بد را مردها برای مردها میفرستند.

- جالب اینکه بسیاری از مردها وقتی موبایلشون زنگ میزنه یا SMS میگیرند، اگر در حضور یک خانم هستند زود بهش جواب میدهند ولی وقتی یک مرد در کنارشون است بعدا بهش جواب میدهند.

- بیشتر ارتباط مردها با مردها با موبایل و SMS است اما خانمها ترجیح میدهند که بیشتر از نزدیک و رو در رو با همجنسهایشان صحبت کنند.

- خانمها (بیشتر از آقایان) ترجیح میدهند که حرفها یا پیامهای مثبت و تشویق آمیز بکار ببرند.




نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : اس ام اس، زنان، روانشناسی، مردان،


  1. انگشت شست
  2. انگشت اشاره
  3. انگشت وسط
  4. انگشت انگشتری
  5. انگشت کوچک
  6. انگشتر به دست نمی کنم.
جواب تست

انگشت شست: شما مجذوب کالاهای مدرن و روز هستید از مورد توجه قرار گرفتن لذت می برید شما تفریح کردن را دوست دارید از زندگی لذت می برید و همشه آماده هستید تا با چیزهای جدید رو به رو شوید.

انگشت اشاره: شما دارای اعتماد به نفس و مسئولیت پذیر هستید رهبری و هدایت را دوست دارید و می توانید در ظاهر بسیار جدی و خشن باشید اما در باطن ملایم و حساس هستید.

انگشت وسط: بیشتر افرادی که در این گروه قرار دارند از رشد و بالندگی سر باز می زنند و بیشتر خودمحور هستند با و جود این همشه بی ریا هستند بخصوص نسبت به خانواده و دوستانشان.

انگشت انگشتری: شما فردی حساس و رومانتیک هستید عمیقا امید دارید تا عشقی بیابید که گرما بخش دل و ابدی باشد.

انگشت کوچک: شما فردی مهربان و متواضع هستید به جزئیات توجه می کنید و دوست ندارید در کارهایتان کوچکترین اشتباهی از شما سر بزند شما بیش از حد خود را به کار مشغول می کنید.

در چند انگشت: آن عده از افراد که در دو انگشت یا بیشتر انگشتر دارند اعتماد به نفس ندارند و همیشه مراقب هستند تا عشق واقعی شان را بیابند عاشق تجملات هستند اما آن را جایگزین ناقابلی برای دوستان و عاشق خود می دانند.

انگشتر به دست نمی کنید: شما خواستار زندگی ساده و بدون تجملات هستید فردی بی ریا، قابل اطمینان، آرام، باهوش و سختکوش هستید و همیشه دوستدار آموختن چیزهای تازه اید. به دلیل احساس خجالتی که دارید از جمع دوری کرده و تا جایی که بتوانید از مشاجره پرهیز می کنید.




نوع مطلب : روانشناسی، عمومی، 
برچسب ها : انگشتر، دست، تست روانشناسی،


یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند.

اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.

اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.

در نگاه اول شاید این عدد 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.

68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد!؟

خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟

بسیار عالی است! امتحان کنید.

خواهید دید که هنوز 18 ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود.

ایده‌ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در می آید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و ...

ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم.

ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط 68 ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.

بدون اینکه 68 ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.
آرزو

هر ساعت 60 دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این 1440 دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم 68 ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!

به راستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند 68 ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟!

فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد.

پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.

فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.

باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و 68 ثانیه آن را مهار کنیم.

68 ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.

68 ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.

68 ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و 68 ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.

کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم.

اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.

68 ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.

آن وقت می بینی که می توانی.




نوع مطلب : روانشناسی، عمومی، 
برچسب ها : قانون جذب، موفقیت، هدف، تمرکز، کاینات،




( کل صفحات : 9 )    ...   4   5   6   7   8   9