تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - مطالب روانشناسی
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 28 شهریور 1391 :: نویسنده : زهرا رضایی
 معمولا با چه لحنی با خودتان صحبت می کنید؟ اگر این لحن منفی است، بدانید که در حال نابودی اعتماد به نفس، عملکرد کاری و دیدگاه تان به زندگی هستید. این یک مسئله مهم بوده و تصحیح آن ضروری است. زیرا اگر کمی مهربان تر با خودتان صحبت کنید، ندای درون شما می تواند به یکی از قویترین نیروی های انگیزه دهنده برای پیمودن مسیر موفقیت تبدیل شود.

پس اگر شما نیز مانند بسیاری، مدام بد و بیراه به خودتان می گویید، ادامه مطلب را از دست ندهید.

نویسنده خاطره ای تعریف می کند از رفتن به کلاس دخترش و اینکه اتفاقات آن کلاس چقدر او را به فکر وا داشته:



ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : صحبت درونی، اعتماد به نفس، عزت نفس، روانشناسی،


یکشنبه 19 شهریور 1391 :: نویسنده : زهرا رضایی

آخرین باری که بازی کردید کی بود؟ آخرین باری که بلند خندیدید؟ آخرین باری که از کار و مسئولیت‌ها و تعهدهای روزانه جدا شدید و هر لحظه از روز را براساس احساس خود گذراندید؟ آخرین باری که با یک کودک هم‌بازی شدید و از این‌کار سرخوش شدید کی بود؟ آخرین باری که بازی و خاطرات کودکی خود را مرور کردید چه زمانی بوده؟ آیا هنوز هم از دیدن کارتون و انیمیشن لذت می‌برید؟ آیا ممکن است در پایان یک فیلم گریه کنید؟ آیا اخیرا کار خلاقانه‌ای انجام داده‌اید؟

در بحث تحلیل رفتار متقابل، رفتارِ انسان به سه بخش کودک، والد و بالغ تقسیم می‌شود. والد همان پیش‌داوری‌ها و قضاوت‌های ماست. وقتی در وضعیت والد قرار می‌گیریم، نقد می‌کنیم، قضاوت می‌کنیم و نتیجه گیری می‌کنیم. بالغ، منطق است. ما موضوع‌ها را می‌شنویم، تحلیل می‌کنیم و منطقی برخورد می‌کنیم. اما کودک شاید خیلی خلاصه، احساس ما باشد. کودک نه منطق دارد و نه قضاوت. کودک به‌دنبال سرخوشی است. به‌ دنبال ساختار شکنی است. کودک خلاق است.

هرچقدر که سن ما بیشتر می‌شود و بیشتر درگیر کارهای روزانه می‌شویم، کودک درون ما بیشتر فراموش می‌شود. شاید بتوان گفت هنرمندان جز دسته افرادی هستند که کودک درونشان تغذیه می‌شود. آن‌جایی که با احساس سر و کار داریم کودک درون ماست که نقش بازی می‌کند. اگر شغل شما یک روند منطقی، سیستماتیک و خشک دارد بد نیست نگاهی هم به کودک درون خود داشته باشید. اگر کودک درون شما فضای بازی پیدا کند، شما می‌توانید خلاق‌تر باشید و می‌توانید در زمان‌هایی که همه‌چیز سخت می‌شود احساس رضایت بیشتری داشته باشید.

با کودک درون خود ملاقات کنید!

کمی به خود فرصت دهید و به گذشته فکر کنید. در کودکی چه بازی مورد علاقه‌ای داشتید؟ لحظه‌هایی از کودکی که شما سرشار از شادی بوده‌اید چه‌شکلی بوده؟ شما چه کاری انجام می‌‌داده‌اید؟

بد نیست یک روز را برای ملاقات با کودک درون خود اختصاص بدهید. اجازه بدهید احساس شما به شما بگوید چه کاری دوست دارید انجام بدهید. دوست دارید وقت تلف کنید؟ تنبلی کنید؟ دوست دارید فیلم ببینید؟ بازی کنید؟ بستنی بخورید؟ یک کتاب نامتعارف با هرآنچه که همیشه می‌خواندید، بخوانید؟ موسیقی غیر از آن‌چه همیشه گوش می‌کردید، گوش کنید؟ دوست دارید در یک جمع شلوغ کنید یا از یک شلوغی به تنهایی بیایید؟

به خود فرصت بدهید و اجازه بدهید احساسات شما به شما بگوید که بهتر است چه کاری انجام بدهید. این‌گونه کودک درون شما بیدار می‌شود و به شما می‌گوید چه چیزی دوست دارد. کودک درون همان بخشی از ما هست که نیاز به توجه، دوست‌ داشته‌شدن و مورد محبت قرار گرفتن دارد. کودک درون بخش مهمی از وجود ماست که باید هر از گاهی با او ملاقات کرد. کودک درون ما منشاء خلاقیت و انسانیت ما است.

برای اطلاعات بیشتر این مطالب را مطالعه کنید:

کودک درون خود را پرورش بده

آشتی با کودک درون

کودک درون و انواع آن


منبع: The Coach




نوع مطلب : روانشناسی، نوآوری و خلاقیت، عمومی، 
برچسب ها :


افراد خودشکوفا

«موسیقیدان باید آهنگ بسازد، نقاش باید نقاشی کند، شاعر باید بسراید. اگر کسی کاملا با خودش در صلح باشد، همان چیزی که باید بشود، خواهد شد. آن فرد همان چیزی که طبیعت او اقتضا می کند، خواهد شد. این نیاز همان چیزی است که من آن را خودشکوفایی می نامم.»

اما مزلو به توصیف بالا از افراد خودشکوفا بسنده نکرد. علاوه بر او، روانشناسان بعد از او نیز در مورد ویژگی های این افراد بررسی هایی کردند و متوجه شدند که این افراد در بسیاری از زمینه ها دارای خصوصیات مشترکی هستند که عبارتند از:



ادامه مطلب


نوع مطلب : آموزشی، علمی، روانشناسی، 
برچسب ها : خودشکوفایی، مزلو، روانشناسی، جدول رشد، خلاقیت،


چهارشنبه 11 مرداد 1391 :: نویسنده : زهرا رضایی
جامعه ما آدم‌های موفق را دوست دارد. همینطور ماجراهای آدم‌های موفق را دوست دارد. به نظرمان زندگی ما در مقابل این داستان‌ها نیاز به تغییر دارد. آیا نباید ما هم "موفق" باشیم؟

من هیچ خانه‌ای نساخته‌ام. هیچ کتابی ننوشته‌ام. مدرک دکترا نگرفته‌ام. ثروتمند نیستم. بازنده و ناتوان نیستم، اما این احساس نیز مرا رها نمی‌کند که بیشتر از این‌ها جا دارم و بهترین چیزی که از دستم بر می‌آمده را انجام نداده‌ام.


احساس "به اندازه کافی خوب / موفق نبودن" امروزه در بین انسان‌ها بسیار گسترده است. دیگران خانواده‌های خوشبخت‌تری دارند، مسافرت‌های بهتری می‌روند، محبوب‌ترند ـ دیگران موفق‌اند و ما (انگار) در جاده موفقیت به دنبال آنان می‌لنگیم. این حس خود کم‌بینی، چندان بی‌دلیل نیست: امروزه، بیشتر از هر زمان دیگری، امکان مقایسه خود با دیگران به وجود آمده است. به دلیل وجود رسانه‌ها، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی شناخت بیشتری نسبت به زندگی دیگران پیدا کرده‌ایم، و به نظر می‌آید که آن‌ها در زندگی به چیزهای بسیار بیشتری نسبت به ما دست پیدا کرده‌اند. در گذشته، گروه انسان‌هایی که خود را با آنان مقایسه می‌کردیم، کوچک‌تر و قابل کنترل‌تر بود. آن زمان تنها خانواده، دوستان، همسایگان و برخی آشنایان دیگر بودند که اساس مقایسه ما را می‌ساختند. امروزه اما ما با روند زندگی‌های بی‌شماری رو‌به‌رو می‌شویم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : آموزشی، علمی، روانشناسی، 
برچسب ها :



اعتقادات ما در قدم اول از والدین، معلمین، همسالان، تلویزیون و رسانه ها نشات می گیرد. وقتی سنمان کم است فکر می کنیم بزرگترهایمان بیشتر از ما می دانند به همین خاطر به هرچه که می گویند اعتماد می کنیم. اما هرچه سنمان بالاتر می رود، دیگر خودمان اعتقادات و باورهایمان نسبت به دنیا را شکل می دهیم. اما کمی از ته نشین اعتقادات دوران کودکی در ما می ماند. گاهی اوقات بدون اینکه خودمان خبر داشته باشیم درونمان لانه می سازند.


در زیر به برخی از این باورها و اعتقادات اشاره می کنیم. آیا این اعتقادات را در خودتان می بینید و اگر دیدید سعی کنید آنها را تغییر دهید.


1. اگر در چیزی شکست خوردی، فردی مغلوب هستی!

این باور معمولاً در مدرسه و در روزهایی که می خواهیم وارد بزرگسالی شویم، شکل می گیرد. تشویقمان می کنند که به هر قیمتی که شده موفق شویم. من اگر شکست بخورم، که بسیار هم پیش می آید، دوباره تلاش می کنم، اینقدر آن را امتحان می کنم تا بالاخره موفق شوم. اگر باور داشته باشید که اگر در کاری شکست بخورید، فردی شکست خورده هستید، یعنی همه آدم های دنیا شکست خورده هستند. اجازه ندهید چنین باوری شما را از زندگی عقب بیندازد. یک باور جدید جای آن بگذارید.

2. تا وقتی خراب نشده، چرا باید عوضش کنیم؟

منظورم عوض کردن به منظور کم کردن نیست. در مورد ارتقاء وسایل، فرایندها و ... صحبت می کنم. برای حرکت کردن با سرعت زندگی ما نیاز به تغییر داریم و خیلی وقت ها با کسانی برخورد می کنید که مخالف تغییر هستند. تا می توانید از چنین افرادی دوری کنید. اگر می بینید چیزی را می توانید ارتقاء دهید، معطل نکنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : روانشناسی، موفقیت، شکست، پیروزی، شروع،


یکشنبه 1 مرداد 1391 :: نویسنده : زهرا رضایی
عکس از روزنامه گاردین

پیش‌گفتار و ویرایش: داکتر اسماعیل درمان


چه‌گونه زیستن و جستجو برای یافتنِ معنای زندگی از پُرسش‌های بنیادین مکاتب فلسفی، دینی، و روانشناسی است. در میان مکاتب فلسفی، مکتب وجودشناختی به این دغدغه بیشتر پرداخته است که تاثیر آن در روانشناسی وجودشناختی به وضاحت دیده می‌شود. به‌طور خلاصه، یکی از مسایلی که این شاخۀ روانشناسی به آن می‌پردازد، داشتنِ معنا یا یافتن معنا در زندگی، چگونگی مفید بودن، نگرانی‌های بنیادین یک انسان و چگونگی پرداختن به این دغدغه‌هاست. از شاخه‌های جدید روانشناسی، مکتبِ روانشناسی مثبت، موضوع داشتنِ معنا در زندگی را جدی گرفته است و روی این موضوع تحقیقات علمی و قابل سنجش را به راه انداخته است.  

آن‌چه درین‌جا می‌خوانید نیز دقیقاً به همین دغدغه‌ها ارتباط دارد. این‌که انسان وقتی به کهولت می‌رسد یا به زمان مرگِ خود نزدیک می‌شود، به بیشترین چیزی که فکر می‌کند، چیست و اگر فرصتی داشته باشد چه چیزی را دوست دارد اصلاح کند؟ این نوشته آن‌قدر جالب بود که نویسندۀ مشهور برازیلی، پائولو کوئلیو، آن‌را در وبلاگ خود که میلیون‌ها خواننده دارد نشر کرد. روزنامۀ گاردین چاپِ لندن نیز به این تحقیق که بر اساس مشاهدۀ فردی صورت گرفته توجه نشان داد و مطلبی که می‌خوانید ترجمۀ نوشتۀ گاردین است که نسخۀ فارسی آن برگرفته از وبسایت رادیو فردا است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : آموزشی، پزشکی، روانشناسی، 
برچسب ها : روانشناسی، حسرت، پایان عمر، معنا گرایی،


جمعه 26 خرداد 1391 :: نویسنده : زهرا رضایی
مارک البیون در کتاب خود تحت عنوان «ساختن زندگی و امرار معاش»، درباره یک مطالعه آشکارکننده از سوداگرانی می نویسد که دو مسیر کاملا متفاوت را پس از فراغت از تحصیل دانشگاهی طی کرده اند. وی چنین می گوید:

یک بررسی از فارغ التحصیلان دانشکده بازرگانی، سابقه 1500 نفر را از سال 1960 تا سال 1980 مورد مطالعه قرار داده است. در آغاز، فارغ التحصیلان به دو گروه تقسیم شدند:

  1. گروه الف: کسانی بودند که گفته بودند می خواستند اول پول درآورند تا بعداً هر کار خواستند بکنند. یعنی اول مشکلات مالی خود را حل و فصل کنند، بعداً به امور دیگر زندگی بپردازند.
  2. گروه ب: شامل کسانی بود که ابتدا به دنبال علاقه واقعی خود بودند و اطمینان داشتند که پول عاقبت خود به دنبال آن می آید.
چه درصدی در هر گروه وجود داشت؟ از 1500 فارغ التحصیل در مطالعه مورد نظر، کسانی که در گروه الف «اول پول» بودند 83 درصد کل یا 1245 نفر را تشکیل می دادند. گروه ب «اول علاقه واقعی» یعنی خطرپذیرها جمعاً 17 درصد یا 255 نفر بودند.

پس از بیست سال 101 نفر میلیونر در کل این دو گروه به وجود آمده بود که یک نفر از گروه «الف» و 100 نفر از گروه «ب» بودند…




نوع مطلب : روانشناسی، اقتصاد، 
برچسب ها : موفقیت، ثروت،


یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : زهرا رضایی
هر قدر ارتباط خود را با نیروی درونتان بیشتر کنید به همان نسبت در مراحل مختلف زندگی ازادانه تر عمل میکنید. برای دستیابی به این اهداف در درجه اول باید باور کنیم که تحقق انها واقعا امکان پذیر است. سپس باید خود را از تمامی القائاتی که در زندگی سبب بروز ناملایمات و مسایل ناخوشایند می شوند رها سازیم بدین ترتیب که به درون وجود خود رجوع نماییم و از نیروی درونی خود که دقیقا صلاح ما را می داند مساعدت بخواهیم.

اگر ما خود را در
زندگی به نیروی درون که دوستدار ماست و از ما حمایت می کند بسپاریم می توانیم سرچشمه عشق و ارامش باشیم. قدرت شخصی ما وابسته به امادگی ما برای پذیرش خوبی هاست. برخی اندیشه های نو برای اغاز کار این گونه اند:
-من با ارزش هستم.
-من خود را دوست دارم.
-من لیاقت خوبی
ها را دارم.

این افکار پایه ای بنیادین برای خودسازی شما خواهد بود و می توانید با تکیه بر ان و جملات تلقینی مناسب به هر انچه که ارزویش را دارید
برسید. من فقط به شما می گویم که شما توانایی انجام این کار را دارید بدون شک توانایی دارید زیرا نیروی برتری در وجود شما هست که اگر ان را به کار گیرید به شما کمک می کند تا خود را ازاد کنید. خیلی خوب است که همیشه مثبت بیندیشیم و احساسات خود را ابراز داریم. احساسات موهبتی است که طبیعت به شما داده تا به کمک ان در برابر اتفاقات خاصی تاب و تحمل داشته باشید. در صورتی که این احساسات را انکار کنیم فقط به درد و رنج خود می افزاییم.

دوست داشتن خود یعنی این که به خود ارج دهیم. به دوستان خود مراجعه کنید و از انها کمک بخواهید. تقاضای کمک از دیگران در
موقع نیاز نشانه قدرت است. نیروی درون ما اماده است تا زیباترین رویاهای ما را به واقعیت نزدیک کند و در یک چشم به هم زدن به ما دارایی و ثروت هدیه کند. می دانیم که اگر ارامش درونی خود را حفظ کنیم می توانیم با انسان های ارام و هم فکر در سراسر دنیا ارتباط برقرار کنیم. معنویت روح ما را در سراسر دنیا به هم پیوند می دهد. معنویت جهان هستی که ما اکنون از وجود ان اگاه می شویم دنیا را اصلاح خواهد کرد. درهای شادی، ارامش، شفاء، اسایش و عشق را به روی خود باز ببینید. درهای درک متقابل، همدردی، بخشش و ازادی، درهای ارزش قایل شدن برای خود، احترام به خود و عشق به خود. شما جاودانه هستید و همیشه در گذر از تجربه ای به تجربه دیگر خواهید بود. حتی وقتی اخرین خوان این سیاره خاکی را پشت سر می گذارید به پایان راه نمی رسید بلکه ماجراهای جدیدی اغاز می شوند.

شما هرگز نمی توانید دیگران را مجبور کنید که خود را تغییر دهند. شما فقط می
توانید فضای روحی مثبتی را برای انها فراهم کنید تا انها در صورت تمایل امکان تغییر خود را داشته باشند. هر انسانی به دنیا امده است تا درس خاص خود را بیاموزد. برادران و خواهران خود را دوست بدارید. به انها اجازه بدهید که خودشان باشند. حقیقت در وجود هر یک از ماست اگر ان ها بخواهند می توانند در هر زمانی خود را تغییر دهند.




نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها : اسرار درون،


چهارشنبه 30 فروردین 1391 :: نویسنده : زهرا رضایی

همه می‌خواهند بدانند موفقیت چیست. اما یکی از بهترین راه‌ها برای این‌که بدانیم چیزی چیست، این است که بدانیم چه نیست.

موفقیت به معنی مشکل نداشتن نیست. ما انسانیم و همه مشکلاتی داریم. همه آدم‌های موفق هم مشکلاتی دارند و گاه مشکلات بسیار بزرگی دارند. مهم طرز برخورد با مشکلات و نگرش درست نسبت به آنهاست. ما قرار نیست بی‌مشکل باشیم. مشکلات و چالش‌های زندگی، فرصت‌های رشد هستند. انسان‌های موفق آنهایی هستند که از "فرصت" مشکلات بهترین استفاده را می‌کنند.

موفقیت به معنی بیمار نشدن نیست. بیماری‌ها و ناتوانی‌های جسمی نیز مثل بقیه مشکلات زندگی، می‌توانند فرصت‌های رشد باشند. همه ما انسان‌ها گاهی بیمار می‌شویم و حتی ممکن است با بیماری و محدودیت و ناتوانی جسمی به دنیا بیاییم. انسان‌های موفق آنهایی هستند که این محدودیت‌ها را در هم می‌شکنند و با نیروی شدید ناشی از تمرکز روی آن‌چه می‌خواهند پیش می‌روند.

موفقیت به معنی بی‌غم بودن نیست. همه ما گاهی دلتنگ و غصه‌دار می‌شویم و هوای دلمان گرفته و ابری می‌شود. ما انسان هستیم و در طول زندگیمان انواع عواطف را تجربه می‌کنیم. هیچ‌کس نمی‌تواند بی‌وقفه شاد باشد. آدم‌های موفق هم گریه می‌کنند و گاهی خیلی گریه می‌کنند. اما آنها همیشه تصویر بزرگ‌تر را پیش چشم دارند و در سخت‌ترین شرایط و در اوج اندوه و غم نیز ناامید نمی‌شوند.




ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی، نوآوری و خلاقیت، 
برچسب ها : موفقیت، روانشناسی، رضایت درونی،


پنجشنبه 11 اسفند 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
نخست بخواه٬ آنگاه صبر کن. چندان نخواهد گذشت که پاسخ خواهد آمد.
مثل این همه مردم نباش که حتی پیش از آنکه بیازمایند٬ دست می کشند.
قلبا متقاعد باش که کامیاب خواهی شد٬ تا کامیاب شوی.
جایی برای شک و تردید نگذار.




نوع مطلب : نوآوری و خلاقیت، روانشناسی، 
برچسب ها : قانون جذب،




( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...