تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - مطالب کتاب
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
داستان‌هایی درباره شور و اشتیاق

در سال 2007، ایزابل آلنده، نویسنده نامدار اهل شیلی در کنفرانس TED (فناوری سرگرمی و طراحی) سخنرانی کرد. محور صحبت‌های او حول و حوش شور و اشتیاق می‌چرخد. همچنین او به تمجید و ستایش از زنانی می‌پردازد که با استقامت و فداکاری خود، معنای فمینیسم مدرن را تغییر داده‌اند. متن پیش رو ترجمه سخنرانی زیبا و تاثیرگذار آلنده در این کنفرانس است.

ترسناک است که اینجا در میان باهوش‌ترین باهوش‌ها باشی. من اینجا هستم تا چند داستان درباره شور و اشتیاق نقل کنم. یک گفته مشهور یهودی هست که من دوست دارم.
پرسش: چه چیزی حقیقی‌تر از حقیقت است؟
جواب: داستان.
می‌خواهم به‌عنوان یک داستان‌نویس چیزی حقیقی‌تر از حقیقت درباره طبیعت بشری مشترکمان بیان کنم. تمام ماجراها توجه من را جلب می‌کنند اما برخی از آنها تا زمانی که نوشتن‌شان را به پایان نرسانم دست از سرم برنمی‌دارند. نمی‌شود از کنار برخی موضوعات گذشت. مانند: عدالت، وفاداری، خشونت، عشق، مرگ، مسایل سیاسی و اجتماعی و آزادی. من از چیزهای اسرارآمیزی که در اطراف ماست اطلاع دارم، به همین جهت همچنین درباره سازگاری‌ها، دلواپسی‌ها، رویاها، احساسات، نیروی ذات و سحر و جادو می‌نویسم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، کتاب، 
برچسب ها : ایزابل النده، کنفرانس، فناوری، سخنرانی،


یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که جامعه ایران به صورت خاص (و همچنین افغانستان) و کل جوامع به طور عام، با آن روبرو است و شخصا هر روز به شیوه‌های مختلف این مشکل را مشاهده می‌کنم، ناتوانی عده قابل توجهی از مردم در درست فکر کردن است. یعنی عده قابل توجهی از مردم نمی‌توانند شخصا و به صورت مستقل، اطلاعات را از منابع مختلف جمع کنند، به صورت منطقی اطلاعات خام را از آلودگی‌های خبری و تفسیرهایی که نام خبر دارند بزدایند، اطلاعات را وارد سیستم مغزی کنند و با یک پردازش درست به نتیجه درست برسند.

بنابراین همین مردم، در مقابل اعداد و ارقام آسیب‌پذیر هستند، مرزی بین علم و خرافه قائل نیستند، شک نمی‌کنند و در نهایت همین شیوه فکری در ابعادی بزرگ باعث جدایی لایه‌های مختلف مردم از هم می‌شود، لایه‌ای که می‌بیند و فکر می‌کند از لایه‌ای که نمی‌بییند یا نمی‌تواند ببیند یا نمی‌خواهد ببیند، دوری می‌جویند و لایه دومی از لایه اول که خود را دگراندیش، ‌روشنفکر، به‌روز، مدرن یا … می‌داند، متنفر می‌شود، چرا که تصور می‌کند لایه اول قصد فخر فروختن و به رخ کشیدن برتری دارد.

ناتوانی دسته اول، یک ناتوانی فطری یا ژنتیکی نیست. استدلال و درست فکر کردن، چیزی است که برای عملی شدنش نه‌تنها آموزش و استمرار لازم است، بلکه نیازمند خواستن و جرأت و انگیزه هم است.


ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، کتاب، 
برچسب ها : خلاقیت، پرورش، کتاب، چگونه بیندیشیم؟،


دانشکده های من
دانشکده‌های من
نویسنده: ماکسیم گورکی
ترجمه: علی اصغر هلالیان
انتشارات نگاه
۲۳۲ صفحه

مقدمه مترجم:

به‌‌‌طوری ‌‌که خوانندگان گرامی اطلاع دارند ماکسیم گورگی با همه میل وافری که برای رفتن به دانشکده داشت، موفق به انجام این مقصود نشد و در مدت زندگی خویش برای تحصیل پا به درون دانشکده نگذارد. خودش وقتی که به قازان آمده و از دشواری تحصیل در دانشکده‌‌های زمان تزاریسم مطلع می‌‌‌شود، می‌‌گوید: «من اگر فکر رفتن به ایران را می‌‌کردم، از فکر رفتن به دانشکده عاقلانه‌‌تر بود.»
ولی مقصود او از «دانشکده‌‌های من» در این کتاب چیز دیگری‌‌ست. او محیط خود را که ظالمانه‌‌ترین قوانین اجتماعی در آن حکمفرما بود، به دانشکده‌‌هایی تشبیه می‌‌کند که وی در آن رشد نمود و تاثیرات همین محیط پر از فساد بود که قریحه وی را برانگیخت و بزرگترین کتب اجتماعی و انقلابی گیتی را بوجود را آورد. او یکی از دانشکده‌‌های خود را چنین تصویر می‌‌کند:
«… منازل این میدان در اثر حریقی از بین رفته و بجای آنها گیاهان گوناگون روئیده بود. در زیر این گیاهان زیرزمین بزرگی از آسیب روزگار مصون مانده و سگهای ولگرد در آنجا زندگی کرده بعد هم می‌‌مردند. برای اینکه سربار خانواده فقیر یورینف نباشم، صبح خیلی زود از خانه بیرون می‌‌آمدم تا صبحانه صرف نکنم. اصولا یک قطعه از نان ایشان مانند سنگی در دلم جایگزین می‌‌‌شد. روزهای بارانی و طوفانی به این زیرزمین پناهنده می‌‌شدم، این زیرزمین که من آنرا خوب به خاطر دارم یکی از دانشکده‌‌های من بود…»



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، کتاب، 
برچسب ها : ماکسیم گورکی، دنشکده های من، کتاب، ادبیات روس، ادبیات کلاسیک،


وقتی نوجوون بودم یه کرم کتاب واقعی بودم هر کتابی به دستم میرسید با ولع سیری ناپذیری میخوندم. بگذریم که الان به خاطر مشغله زندگی خلی کم وقت کتاب خوندن بدست میارم. ولی همیشه سعی میکنم حداقل خودم رو از حال و هوای کتاب و فضای ادبیات دور نکنم و هر چند وقت یکبار کتابی دست بگیرم و به قولی حداقل از دور دستی بر اتش داشته باشم.
یکی از دغدغه هام از همون اوایل این بود که کتابهای خوب بخونم به همین دلیل یکی از چیزهایی که باعث میشد یک کتاب رو بخونم نام و اعتبار نویسنده بود. (مثلا اینکه جایزه نوبل گرفته یا نه) و یادش بخیر یه کتاب دایره المعارف قدیمی تو خونمون داشتیم که توی بخش ادبیاتش نام صد رمان برتر یک قرن اخیر رو نام برده بود و فهرستی از تمامی برندگان نوبل که من همیشه توش چشمم دنبال برندکان نوبل ادبیات بود. و همیشه ارزوم این بود که این صد تا کتاب رو کامل کنم و همه اش رو بخونم ولی متاسفانه هیچ وقت نشد. یعنی اون موقع که محدودیت منابع داشتم و بدست اوردن بعضی کتابها سخت بود و الان هم که منابع فت و فراوان، وقت زیادی ندارم.
الان البته به مدد اینترنت، دیگه این همه سخت نیست که بدونی که چه کتابایی از چه نویسنده هایی بخونی. در زیر یک سری لیست از توی اینترنت سرچ کردم که لیستهای خوبی هستن که توسط افراد اهل کتاب و ادبیات تهیه شده و خیلی میتونه به جوونایی که به دنبال این هستند که چه کتابی بخونند کمک کنه. امیدوارم که به دردتون بخوره.



ادامه مطلب


نوع مطلب : کتاب، ادبیات، 
برچسب ها : 100 کتاب، نوبل، ادبیات، کتاب قرن،


زندگی کلیشه ای و از آرزو و معنا تهی‌شده طبقه متوسط جامعه آمریکای معاصر از منظر نویسنده ای خلاق که با نگاهی تیز ابعاد کمیک را در تراژدی شکست بازیافته و در ساختارهای منسجم و فرم های پیراسته و سنجیده به داستان بر می کشد، درون مایه بسیاری از آثار جان آپدایک است و رمان "سنتائور" آپدایک نیز، که ترجمه فارسی آن با حذف برخی جمله ها و پاراگراف ها، در مهر ماه سال جاری منتشر شد، بر همین درون مایه شکل گرفته است.

رمان سنتائور را سهیل سمی به فارسی ترجمه و انتشارات مروارید منتشر کرده است.

رمان سنتائور The Centaur، که نسخه اصلی آن در سال ۱۹۶۳ منتشر شد، از نخستین آثار جان آپدایک است که جایزه ملی ادبی آمریکا و جایزه‌ بهترین رمان غیر فرانسوی فرانسه را برای نویسنده به ارمغان آورد.




ادامه مطلب


نوع مطلب : کتاب، 
برچسب ها : هاروکی موراکامی، جان اپدایک، گربه های ادمخوار، کافکا در ساحل، چوب نروژی، جنکل نروژی،


آنتون چخوف
«دوست دارم در زندگی کوتاهم، هر چیزی را که در دسترس انسان است در آغوش بگیرم. دوست دارم حرف بزنم، مطالعه کنم، در کارخانه بزرگی چکش به دست بگیرم و کار کنم، نگهبانی بدهم، شخم بزنم، مناظر زیبا را تماشا کنم، به تماشای اقیانوس‌ها بروم، سفر کنم، به اسپانیا بروم، به آفریقا...» زندگی آنتوان چخوف کوتاه بود. او فقط 44 سال زندگی کرد و با این همه وقتی که می‌مرد، حسرتی از زندگی به دل نداشت. در 1860 از پدری متولد شد که زندگیش در بردگی گذشته بود. شاید همین بود که بزرگ‌ترین آرزوی آنتوان این بود که مردم در آزادی کامل زندگی بکنند. 12 ساله بود که اولین داستانش را نوشت، اما تنگنای اقتصادی خانواده‌اش بود که پای او را به مجلات فکاهی باز کرد. دوران دبیرستان را می‌گذراند که عهده‌دار معاش خانواده‌اش شد. ابتدا تدریس می‌کرد و چندی بعد با نوشتن قطعات طنزآمیز برای مجلات به کمک خانواده‌اش شتافت. هر وقت پس‌اندازش را برای خانواده می‌فرستاد، نامه‌ای هم ضمیمه‌اش می‌کرد. این نامه‌ها آکنده از شوخی و مسخرگی بود. می‌دانست پدر و مادر و خواهر و برادرانش روزهای سخت و شب‌های سیاهی را می‌گذرانند. می‌کوشید با خنده و شوخی به آن‌ها روحیه بدهد. سرانجام به مسکو رفت و در دانشکده پزشکی ثبت ‌نام کرد. در دوران دانشجویی هم نوشتن قطعات فکاهی را ادامه داد. البته این قطعات را فقط برای حق‌الزحمه‌اش می‌نوشت و با ده‌ها نام مستعار منتشر می‌کرد. از جمله این نام‌ها «برادر برادرم»، «مرد بدون طحال» و «دکتر بدون بیمار» بود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : کتاب، ادبیات، 
برچسب ها : انتوان چخوف، سامرست موام، جی جی بالارد، لویی فردیناند سلین، نویسندگان امریکا، معاصر،


پنجشنبه 19 آبان 1390 :: نویسنده : زهرا رضایی
صد سال تنهایی
وقتی صحبت از رمان می‌شود صدها عنوان در ذهن آدم کتابخوان چرخ می‌خورد. اما برای من فکر به کتاب کافی‌ست تا شخصیت‌های رمان صد سال تنهایی روبه‌روی چشمم قدم بزنند. از سرهنگ گرفته تا رمدیوس و دیگران...
صدسال تنهایی برای من فراتر از یک رمان است. خواندن صد سال تنهایی برای من کافی بود تا تصمیم بگیرم بنویسم. برای همین هیچ رمان یا کتابی در جهان به اندازه‌ی این رمان مارکز اهمیت ندارد. صد سال تنهایی که به نظر بسیاری رمان قرن بود به بیش‌تر زبان‌های دنیا ترجمه شده است برای مارکز نوبل ادبی را به ارمغان آورد و او را تبدیل به یکی از اسطوره‌های ادبیات جهان کرد. برای این‌که متوجه ارزش صد سال تنهایی شویم بد نیست به اظهار نظر یوسا (برنده‌ی نوبل ادبی سال 2010) که با مارکز اختلافی قدیمی دارد توجه کنیم که می‌گوید: «مارکز با نوشتن صد سال تنهایی به ادبیات آمریکای لاتین خیانت کرد. چرا که با نوشتن این رمان باقی نویسندگان را در حد آگهی‌نویسان روزنامه پایین آورد».
شخصیت‌های مهم رمان عبارتند از: خوزه آرکادیو بوئندیا که اولین مردی که بنای شهر ماکوندو را می‌گذارد. زن او به نام اورسولا  اداره کردن خانواده را با تحمیل مقررات خود به بچه‌ها عهده دار می‌شود و تولد چندین نسل را به چشم می‌بیند. اورسولا به ساختن آب نبات‌های کوچک به شکل حیوانات می‌پردازد تا مخارج خانواده را تامین کند. دو پسر او آئورلیانو و خوزه آرکادیو هستند که اولی در جنگ شرکت می‌کند و به‌عنوان سرهنگ و رهبر آزادی‌خواهان به مبارزه با دولت محافظه‌کار می‌پردازد و دومی ‌به سفر می‌رود و بعد از بازگشت به دهکده‌ی ماکوندو به کارهای خلاف اخلاق می‌پردازد. سرهنگ آئورلیانو بوئندیا در طی سال‌های جنگ از زنهایی که با آن‌ها در جبهه‌ی جنگ آشنا شده صاحب پسران بسیار می‌شود. دختر اورسولا به نام آمارانتا بر خلاف دو برادر خود تا آخر عمر مجرد می‌ماند و سرپرستی بچه‌های دیگران را برعهده می‌گیرد. در این رمان به شرح زندگی شش نسل خانواده بوئندیا پرداخته شده‌است. که هر کدام سرنوشتی غریب دارند.
اخیرا بعد از سال‌ها دوباره این رمان در ایران منتشر شده است. هرچند نسبت به نسخه‌ی قدیمی این کتاب با ترجمه‌ی بهمن فرزانه تغییراتی دارد اما باز هم می‌تواند لذت ورود به جهان صد سال تنهایی را به ما هدیه دهد. جهانی نیمه‌جادویی و نفس‌گیر که برای زمین نگذاشتن کتاب نیز شما را جادو می‌کند.
نخواندن صد سال تنهایی مثل ندیدن دریا غم‌انگیز است. نخواندن صد سال تنهایی یعنی شما بسیار بد سلیقه‌اید و به این موضوع شک نکنید.

منبع: سایت هزار کتاب




نوع مطلب : ادبیات، کتاب، 
برچسب ها : صد سال تنهایی، گابریل گارسیا مارکز، کتاب، امریکای لاتین، ادبیات،


وقتی ارنست همینگوی معروف به عنوان خبرنگار در جنگ‌جهانی دوم در اروپا خدمت می‌کرد،‌ از طرف سرباز آماده به خدمتی به نام جروم نامه‌ای دریافت کرد. او برای همینگوی جری بود و برای خیلی از ما اسمش جی‌.دی؛ همان کسی که سال‌ها بعد رمان «ناتوردشت» را نوشت. سلینجر همیشه همینگوی را تحسین می‌کرد. البته به سبک خودش که در متن نامه هم معلوم است. او این نامه را در سال 1946 برای همینگوی فرستاد و درباره نوشتن و اسکات فیتز جرالد می‌نویسد و زمزمه‌هایی درباره شخصیتی به نام هولدن کالفیلد می‌کند. شخصیتی که در تعداد زیادی از داستان‌های سروکله‌اش پیدا می‌شود. این نامه و محتویاتش جزء اموال همینگوی در کتابخانه جان اف کندی است که تا قبل از این منتشر نشده بود و اولین بار بعد از مرگ سلینجر منتشر شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : کتاب، ادبیات، 
برچسب ها : ارنست همینگوی، سلینجر، نامه،


به شخصه، پست‌های معرفی کتاب را خیلی دوست دارم، اگر این پست‌ها باعث شوند که از هر کتاب معرفی‌شده تنها ۱۰ جلد بیشتر فروخته شود، بهترین پاداش را دریافت کرده‌ام.

در ساعاتی که وضعیت دسترسی‌ام به اینترنت تعریفی نداشت با خودم گفتم که بهترین کار آفلاین‌نویسی است و معرفی تازه‌ترین کتاب‌هایی که دیده‌ام. آفلاین بودن اجباری هم گاهی، توفیق اجباری است!

در این پست ۱۰ کتاب که بیشتر آنها جدید هستند به شما معرفی خواهم کرد تلاش کرده‌ام که کتاب‌هایی متنوع، مناسب با سلیقه‌های گوناگون را معرفی کنم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : کتاب، 
برچسب ها : کتاب،


سه شنبه 17 آبان 1390 :: نویسنده : احمد احمدی

امتحان

یکی از روزها، پادشاهی سه وزیرش را فراخواند و از آن ها خواست کیسه ای برداشته و به باغ قصر بروند و این کیسه ها را برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند. همچنین از ان ها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند. وزیران با تعجب هر کدام کیسه ای برداشته و به سوی باغ به راه افتادند!

وزیر اول که به دنبال راضی کردن شاه بود، بهترین میوه ها و با کیفیت ترین محصولات را جمع اوری کرد، تا اینکه کیسه اش پر شد.

وزیر دوم با خود فکر کرد، شاه که این میوه ها را برای خود نمی خواهد و درون کیسه را نگاه نمی کند، سپس با تنبلی و اهمال، شروع به جمع آوری همهی میوه ها(خوب و بد) کرد تا اینکه کیسه اش پر شد.

وزیر سوم که اعتقاد داشت شاه به محتویات این کیسه اصلا توجه نمی کند، کیسه را با علف و برگ درختان و خاشاک پر کرد!

روز بعد پادشاه دستور داد که وزیران را به همراه کیسه هایی که پر کرده اند، بیاورند و وقتی وزیران نزد شاه آمدند، به سربازانش دستور داد، سه وزیر را گرفته و هر کدام را جداگانه همراه با کیسه اش به مدت سه ماه بدون غذا زندانی کنند!

نتیجه اخلاقی:

انسان بایستی همیشه کاری را که به وی سپرده می شود به نحو درست و و به طور کامل و از روی تکلیف و وظیفه شرعی و انسانی انجام دهد و از سرسری و ماست مالی کردن کار هایی که به وی واگذار می شود، پرهیز کند، چرا که بر اساس آموزه های دینی و حتی روال طبیعی و نظم موجود در جهان نیز عمل انسان چه خوب و چه بد به خودش بر میگردد، پس باید به گونه ای کارهایمان را انجام دهیم که بعدها حسرت این را نخوریم که چرا آن ها را به درستی انجام نداده ایم.





نوع مطلب : کتاب، ادبیات، 
برچسب ها : داستان،




( کل صفحات : 5 )    ...   2   3   4   5