تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - مطالب زهرا رضایی
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 8 بهمن 1392 :: نویسنده : زهرا رضایی
نوشته های یک مسعود: فرض کنیم که سال ۲۰۰۵ است و شما یک جوان خوش تیپ و ۲۲ ساله هستید، چند روزی بیشتر نیست که از دانشگاه Yale در رشته ریاضیات در مقطع فوق لیسانس فارغ التحصیل شده‌اید، چند ماهی هم هست که چندین و چند پیشنهاد کاری بسیار بسیار جذاب و پردرآمد بخصوص از طرف گروه معظم Goldman Sachs برای شروع به کار داشته اید، خب چه کار میکنید؟

آقای آنجان سوندارام

تقریباً میشه پاسخ همه دوستان رو با تقریب خوبی حدس زد… ولی قهرمان ما «آنجان سوندارام – Anjan Sundaram» هرچه داشت و نداشت فروخت، یک کوله خوب خرید، وسایل شخصی و یکی دو دوربین و لپتاپش را درون آن گذاشت، به فرودگاه رفت و یک بلیط یک طرفه برای “هرجایی”! در کشور کنگو خرید و راهی سفری شد که فقط با یک کلمه می‌شد آن را توصیف نمود:

دیوانگی

سوندارام متولد هند است و مانند هزاران هموطن دیگرش که استعداد بسیار بالایی دارند، در همان کودکی راهی سرزمین رویاها شد، بسختی درس خواند ولی روح آزاده‌اش را مهار نکرد. سوندارام در حالیکه هنوز تصمیم نهاییش برای انتخاب موقعیت شغلی را نگرفته بود، در یکی از آخرین روزهای فارغ التحصیلی اش برای تسویه حساب نهاییش به دانشگاه برمی‌گردد، صندوقدار رنگین پوست بود، سوندارام (شاید با کمی شیطنت) از وی میپرسد: شما اهل کجایید؟ دخترک میگوید: زئیر (نام قدیم جمهوری کنگو)، سوندارام میگوید چه جالب، بدم نمی‌آید به آنجا بروم. و دخترک بر سرش فریاد میزند: شما بچه سوسول‌های Yale هم آنجا بروید، هیچ‌کاری نمی‌توانید انجام دهید…

این جمله تلنگری را بر روح پرشور سوندارام وارد آورد، وی کمی مطالعه کرد و از عمق فاجعه در کنگو و اینکه هیچ روزنامه و خبرگزاری معروفی در آنجا خبرنگار ندارد مطلع شد. وی همان شب تصمیمش را گرفت و در عین مخالفت شدید و تعجب همه و اشک‌های مادرش به صدای دلش گوش کرد و راهی کنگو شد. بدون اینکه کسی منتظرش باشد، بدون آنکه بداند باید به کجا برود، بدون آنکه کسی به وی پولی بدهد، بدون هیچ برنامه ریزی… البته قبل از رفتن با نیویورک تایمز و اسوشیتدپرس تلفنی صحبت کرده بود و آنها به وی گفتند که ما تو را استخدام نمی‌کنیم ولی اگر بصورت یک خبرنگار آزاد و نیمه وقت برای ما خبر یا گزارشی بفرستی، در ازای هر کلمه‌ای که ما چاپ کنیم (و نه هر کلمه ای که تو گزارش کنی) ۵۰ سنت به تو خواهیم پرداخت!!!! یعنی به تعبیری شما جان و آینده‌ات را در یکی از ناامن‌ترین و خطرناکترین نقاط دنیا برای کلمه ای ۵۰ سنت به خطر می‌اندازی حتی بدون بیمه! و تا سالها تنها خبرنگاری (شجاعی) باشی که در آن کشور حضور داری…



ادامه مطلب


نوع مطلب : عمومی، کتاب، 
برچسب ها : آنجان سوندارام، کتاب چرا ملت‌ها افول می‌کنند، Why Nation Fail، کتاب خبرنگار آزاد: سفر یک گزارشگر به کنگو، تن تن در کنگو،


سانتریفوژ چندمحوری
"پدرم همیشه از زندگی مردی به نام محمد حسین صادقی نیلی صحبت می كند. او همولایتی ما بود و سالها پیش، در نیلی مركز ولایت دایكندی افغانستان زندگی می كرد و تنها تحصیلكرده آنجا محسوب می شد. سالها با خوانین مبارزه كرد تا دست انها را از تكه زمینها و آلونكهای كشاورزان كوتاه كند. به مشكلات مردم فكر می كرد و با خودش می گفت تا كی این وضع ادامه دارد؟ و به كودكانی فكر می كرد كه باید همپای خانواده شان نان آوری می كردند. نه مكتبی و مدرسه ای بود نه درس و بحثی. یك روز تصمیم گرفت با معاش زندگیش مكتب بسازد. برخی كودكان با رضایت خانواده و برخی به زور به مكتب فرستاده شدند. آخر، خانواده ها خیلی فقیر بودند و روی كار كودكانشان حساب می كردند. آن موقع شاید كمتر كسی باور می كرد كه كودكان ان سالها، مردان عرصه های فرهنگی و سیاسی جامعه افغانستان شوند. بنظر من او كسی است كه به مشكلات عادت نكرد و به آسانی از كنارشان رد نشد و سعی كرد راهی برای رفع مشكلات پیدا كند. من از طرز نگاهش به زندگی درس گرفتم."

این بخشی از حرفهای مصطفی رضایی جوان افغانستانی است كه برای اولین بار در دنیا سانتریفیوژ چند محوری را اختراع كرده است.

مصطفی هر چند كه هیچ وقت این همولایتی پدرش را ندید اما همواره می دید كه پدرش هم با چنین تفكری زندگی می كند. به مشكلات عادت نمی كند و راهی نو جستجو می كند. مهاجرت خانواده مصطفی به ایران هم از همین نوع چاره جویی ها بود. سی و دو سال پیش در بحبوحه حمله شوروی سابق، ‌پدر مصطفی به مهاجرت تن داد و دو دل بود كه ایران برود یا اروپا. از یك طرف پیشرفت های اروپا او را به فكر وا می داشت كه اگر در انجا ساكن شود خانواده اش می تواند پیشرفت آموزشی و اقتصادی بیشتری كند. از طرف دیگر نزدیكانش به او توصیه می كردند كه ایران بیاید چون زندگی در كشور همسایه، همزبان، هم فرهنگ و هم مذهب بهتر از كشورهای دیگر است. بالاخره مشورت اطرافیان موثر افتاد و او ایران را انتخاب كرد و به مشهد کوچید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : افغانستان، 
برچسب ها : زهرا حسین زاده، سانتریفوژ چندمحوری، مصطفی رضایی، مجید احمدی، سامان كبیری، کشتی گیر، مازندران،


شنبه 30 آذر 1392 :: نویسنده : زهرا رضایی


دور است کاروان سحر زین جا                      شمعی به باید این شب یلدا را




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : شب یلدا، شب چله، اخرین شب پاییز، یلدا مبارک،


با کوتاه شدن روز و پایین آمدن دمای هوا،ابتلا به افسردگی زمستانی امری متداول است. در این مواقع تنها کاری که دوست دارید انجام دهید کز کردن گوشه خانه و غذا خوردن است. نکته های زیر ممکن است به بهبود این حالت کمک کند:

1. تمهیدی بیاندیشید تا نیم ساعت قبل از زمانی که قرار است از خواب بیدار شوید، چراغهای اتاقتان روشن شوند.
وقتی به افسردگی زمستانی مبتلا باشید صبح زود بیدار شدن سخت تر از مواقع دیگر است، حتی اگر شب قبل به اندازه کافی خوابیده باشید.

استفاده از یک لامپ فلئورسنت تایمر دار، قبل از اینکه ساعت زنگ بزند، طلوع آفتاب را برایتان شبیه سازی می کند. این کار احتمالا به شما کمک می کند تا دست از سر دکمه تکرار آلارم ساعتتان بردارید.

2. هرچه سریعتر از رخت خواب بیرون بیایید و خودتان را در مقابل نور صبحگاهی خورشید قرار دهید.
برای اینکه بیشترین استفاده از ساعات روشن روز را داشته باشید، صبح زود بیدار شوید و پرده ها را کنار بزنید یا به محض بیدار شدن از خواب از خانه بیرون بزنید.

3. از نور مصنوعی استفاده کنید.
بعضی از مردم از یک جعبه نور (light box) که اشعه طبیعی خورشید را شبیه سازی می کند استفاده می کنند. این جعبه ها بین 2500 تا 10000 لوکس (واحد انتشار نور بر واحد مساحت/ lux) منتشر می کنند. لامپ های معمولی بین 250 تا 500 لاکس منتشر می کنند. برای گرفتن بهترین نتیجه به صورت روزانه از یک لایت باکس بین سی دقیقه تا 2 ساعت استفاده کنید. خیلی از مردم با استفاده 2 هفته ای روند بهبود را تجربه کرده اند. می توانید از لایت باکس برای طولانی کردن روشنایی روز هم استفاده کنید. استفاده از این جعبه ها قبل از روشنایی روز، به مدت 2 ساعت می تواند موثر باشد.

این جعبه ها از قبل تنظیم نشده اند. بنابراین در صورت استفاده بدون توصیه پزشک، جعبه ای را انتخاب کنید که در مطالعات کارشناسی آزمایشگاهی تست شده و فیلتر مقاوم در برابر اشعه ماورا بنفش داشته باشد. متاسفانه این جعبه ها گران هستند اما تحت پوشش بعضی از بیمه ها قرار می گیرند.

به عنوان جایگزین می توان از لامپ های با طیف کامل نور، که میزان انتشار نورشان از 2500 کمتر نباشد استفاده کرد. در نهایت و در حالت اضطرار، استفاده از تخت های سولاریوم به مدت 5 دقیقه ممکن است موثر واقع شود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : عمومی، پزشکی، آموزشی، 
برچسب ها : افسردگی زمستانی،


سه شنبه 19 آذر 1392 :: نویسنده : زهرا رضایی
سرزمین ما افغانستان لایق و سزاوار چنین رفتاری از سوی ایران نیست.

رئیس جمهور کرزی، سفر به تهران، کابل، ایران، افغانستان، روحانی




نوع مطلب : افغانستان، 
برچسب ها : رئیس جمهور، کرزی، سفر به تهران، کابل، ایران، افغانستان، روحانی،


در تازه ترین جدول رده بندی فیفا، تیم ملی فوتبال افغانستان با داشتن ۲۲۶ امتیاز جایگاه ۱۲۹ را کسب کرد. پیش از این، افغانستان، تیم ۱۳۳ م جدول رده بندی فیفا بود. فدراسیون فوتبال افغانستان می گوید که صعود تیم ملی فوتبال آن کشور در جدول های مختلف فیفا، بی سابقه بوده است. در حال حاضر افغانستان در صدر جدول تیم های جنوب آسیا، هشت تیم اشتراک کنندۀ چلنج کپ ۲۰۱۴ مالدیف و در مقام هژدهم تیم های آسیایی جا دارد.

رده بندی تیم های فوتبال فیفا بر اساس کارکردگی و انجام مسابقات صورت می گیرد. انتظار می رود تیم ملی فوتبال افغانستان در سال آینده میلادی بتواند با برگزاری مسابقات دوستانۀ بین المللی، جایگاه خود را در جدول رده بندی بلندتر برود. مرتضی دانش، سخنگوی فدراسیون فوتبال افغانستان به صدای امریکا گفت که صعود چهار پلۀ تیم فوتبال آن کشور تنها به خاطر کارکردگی و قهرمانی جام کشور های جنوب آسیا نبوده "بلکه دو پیروزی و یک تساوی که تیم فوتبال افغانستان در اوایل سال ۲۰۱۳ میلادی در مسابقات راه یابی به چلنج کپ آسیا کسب کرد، جایگاه ۱۲۹ جدول رده بندی فیفا را از آن خود کرد."

آقای دانش، برنامه ریزی های جدید فدراسیون فوتبال، راه اندازی لیگ برتر در سطح افغانستان و برنامه ریزی اشتراک اطفال و نوجوانان و به ویژه بانوان را در عرصۀ فوتبال، از دلایلی توجه فیفا به فوتبال افغانستان می داند. همین اکنون فوتبال لیگ بانوان در شهر کابل وارد دومین دور خود شده و اکنون از شانزده تیم اشتراک کننده در لیگ، چهار تیم به دور نیمه نهایی رقابت ها راه یافتند. رشد فوتبال بانوان و نوجوانان در افغانستان از گام های مثمری در عرصۀ ریشه یی و حرفه یی ساختن فوتبال در آن کشور به شمار می رود.

راه یابی به جام ملت های آسیا
قرار است تیم ملی فوتبال افغانستان، در ماه می سال ۲۰۱۴ میلادی با اشتراک  در رقابت های چلنج کپ آسیا، یکی از مدعیان آن جام باشد. یکی از امتیازات لقب قهرمانی چلنج کپ آسیا، ورود مستقیم قهرمان آن جام به مسابقات فوتبال ملت های آسیا خواهد بود. فوتبال افغانستان در این اواخر رشد قابل ملاحظه یی داشته و کسب لقب قهرمانی جام فوتبال کشور های جنوب آسیا، پای بازیکنان آن تیم را در کلپ های فوتبال کشور های مانند هند نیز باز کرد. همین اکنون چهار بازیکن تیم ملی فوتبال افغانستان در لیگ برتر هند - در شهر ممبئی - بازی می کنند.

حضور بازیکنان افغان ساکن در خارج، برگ برندۀ دیگری برای تیم فوتبال افغانستان حساب شده است. در جام کشور های جنوب آسیا، درخشش بازیکنان لیگ های فوتبال آلمان در تیم ملی فوتبال افغانستان، این امیدواری را ایجاد کرد که فدراسیون فوتبال آن کشور در آینده نیز در پی بازیکنان افغانی الاصل ساکن در خارج از افغانستان باشد. همین اکنون ندیم امیری بازیکن آلمانی افغانی تبار در تیم ملی نوجوانان آلمان انتخاب شده است. کارشناسان ورزش به این باور اند که تلاش فدراسیون فوتبال افغانستان و توافق مسوؤلین  فدراسیون فوتبال آلمان، زمینۀ حضور آن بازیکنان را در تیم ملی افغانستان میسر ساخته می تواند.

رادیو دری امریکا




نوع مطلب : افغانستان، ورزشی، 
برچسب ها : تیم ملی فوتبال افغانستان، رده بندی فیفا،



می دانید؟ خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر و آزار، گاهی یک نگاه است. نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنی وقتی که دولا شده و چایی تعارف می کند. نگاه برادری است به خواهرش وقتی در مهمانی بلند خندیده. نگاهی که ما نمی بیینیم. که نمی دانیم ادامه اش وقتی چشم های ما در مجلس نیستند چیست. ترسی است که آرام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته.

خشونت بی‌کلام، بی‌تماس بدنی، مردی است که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می‌شود، غمگین می‌شود. نمی‌داند چرا. در حضور مرد انگار کلافه باشد. انگار خودش نباشد. انگار بترسد که خوب نیست. که کم است. که باید لاغرتر باشد، چاق‌تر باشد، زیباتر باشد، خوشحال‌تر باشد، سنگین‌تر باشد، خانه‌دارتر باشد، عاقل‌تر باشد. خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر می‌کند باید باشد. خشونت آن نقابی است که زن می‌زند به صورتش تا خودش نباشد، تا برای مرد کافی باشد. مرد می‌تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس‌اش کند. بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند.


+




نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : روز جهانی حذف خشونت علیه زنان،



صبح‌گاه سه‌شنبه گذشته (۲۱ عقرب/آبان) نمایشگاه صنایع دستی افغانستان با عنوان 'فیروزکوه: سنت و تداوم در هنر افغانستان' در موزه لیتون هاوس لندن بازگشایی شد. که به مدت سه ماه در لندن جریان خواهد داشت. این نمایشگاه تلاش مشترکی است از سوی 'موزه هنر اسلامی دوحه'، 'نهاد فیروزکوه در کابل' و 'موزه لیتون هاوس در لندن' برای معرفی صنایع دستی افغانستان در چهار بخش حکاکی، سرامیک، خطاطی و تزیین زیورات.


ناصر منصوری، یکی از اساتید برجسته کنده‌کاری افغانستان به لندن آمده و به دیدارکنندگان نمایشگاه در مورد این آثار معلومات می‌دهد. در میان این آثار برجسته‌ترین آنها قفسه تزیینی است که تحت نظر ناصر منصوری، در کابل ساخته شده و به گفته آقای منصوری ترکیبی است از سبک‌های طراحی کابلی، نورستانی، تیموری و شمسی. این قفسه که از شکل خورشید الهام شده، با لاجورد بدخشان تزیین شده و از چوب چارمغز (گردو) که دو رنگ طبیعی روشن و تاریک دارد، ساخته شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : هنر، افغانستان، 
برچسب ها : موسسه فیروزکوه، صنایع دستی افغانستان، نمایشگاه لندن،


سکینه یعقوبی رئیس انستیتوی آموزشی افغان برنده جایزه یک میلیون دلاری 'اوپس' در سال ۲۰۱۳ شد. این جایزه به کسانی داده می‌شود که برای حل مشکلات جامعه شان کاری انجام داده باشند. فعالیت انسان دوستانه و اجتماعی آنها باید در عرصه مبارزه با فقر، بیسوادی، گرسنگی، بیماری و بی عدالتی صورت گرفته باشد. مرکز برکلی دانشگاه جورج تاون برای دین، صلح و امور جهانی' در آمریکا این جایزه را به خاطر فعالیت‌های چندین ساله خانم سکینه یعقوبی در عرصه آموزش و پرورش و بهداشت به او داده است.

سکینه یعقوبی پس از حضور نیروهای ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی سابق در افغانستان، به آمریکا رفته و تحصیلات خود را در دانشگاه کالیفورنیا در استوکتون انجام داده است. او کارشناسی ارشد در رشته بهداشت عمومی از دانشگاه لوما لیندا دارد. خانم یعقوبی برای یک سال در دانشگاه دیترویت کار کرده و بعدا از سوی کمیته بین المللی صلیب سرخ استخدام شده است. آغاز فعالیت‌های اجتماعی و بشردوستانه او از همین جا شروع می‌شود، زمانی که او به اردوگاه های مهاجرین افغان در پاکستان می‌رود.

او با درک اهمیت آموزش و پرورش، به همکاری عالمان دین، کلاس‌های درسی را راه اندازی کرد که به زودی در آن بیش از ۳۰۰ دانش آموز ثبت نام کردند. در سال بعد سکینه ۱۵ مدرسه برای ۲۷ هزار دانش آموز با حمایت مالی کمیته بین المللی مهاجرین ایجاد کرد. او تمام مدارس را نظارت می کرد، معلمان را آموزش می داد و مسایل بهداشتی و صلح را در مضامین درسی آنان گنجانده بود. وقتی کمیته بین المللی مهاجرین در سال ۱۹۹۵ با کمبود بودجه مواجه شد، مدارس بسته شد و خانم یعقوبی، انستیتوی آموزش افغان را با ۲۰ هزار دلار شخصی خودش تاسیس کرد.

فعالیت های خانم یعقوبی، گسترش یافت و اکنون او با جواز رسمی از وزارت‌های صحت/بهداشت، معارف/آموزش و پرورش، امور زنان و کار و امور اجتماعی افغانستان در ولایات کابل و هرات فعالیت می‌کند. انستیتوی آموزشی افغان اکنون ۵۲ مرکز آموزش ابتدایی، عالی، فرهنگ و هنر و فعالیت های در زمینه تامین معیشت دارد. دولت افغانستان به این نهادها هیج گونه کمک مالی نمی‌کند و تمام خدمات این مراکز رایگان است. تربیت معلم و خدمات آموزشی و بهداشتی برای زنان و کودکان مهمترین فعالیت‌های این نهاد است که با بودجه ۱.۷ میلیون دلار با ۴۸۰ کارمند فعال است.

خانم سکینه یعقوبی می‌گوید که از جایزه اوپس برای گسترش فعالیت‌های انستیتوی آموزشی افغان استفاده خواهد کرد. آرزوی او، افغانستانی آزاد با شهروندان تحصیل کرده است.

منبع: بی بی سی




نوع مطلب : افغانستان، 
برچسب ها : سکینه یعقوبی، جایزه یک میلیون دلاری اوپس، افغانستان،


اسدالله سعادتی: با یک نگاه کنجکاوانه به پیرامون، به‌درستی درمی‌یابیم که مسلمانان امروز دقیقاً در لبه میانی دو دیدگاه متفاوت و حتا متعارض زندگی می‌کنند. از یک‌سو هوای مسموم دنیازدگی محض و روزمرگی بی‌هدف، ذهن و ضمیر ما را به‌سختی می‌آزارد و از سوی دیگر غبار غمبار افراط‌گرایی و قرائت‌های ناصواب از دین، باورها و فرهنگ دینی را تنفس می‌کنیم. هر‌دو نگاه، ستون فقرات آرمان‌های دینی و معنوی ما را به‌طور یکسان؛ اما با شیوه‌های متفاوت، می‌شکنند.

در زمانه‌ای که ما زیست می‌کنیم آنچه کم‌سو و بی‌رمق است، شمع نگاه معتدل، میانی و معطوف به حقیقت است. نه رفتارهای دینی ما، روح تشنه دینداران «معرفت‌اندیش» عصر ما را سیراب می‌کند و نه افکار دنیا‌‌اندیشان منکر معنویت، به معماهای ما پاسخ می‌دهد. به نظر می‌رسد، بسیاری از کسانی که سودای دین دارند؛ اما مشعل خرد‌شان در اثر گرمای تنور احساسات‌شان خاموش نیست، از چنین وضعیتی ناراحت‌اند.

پرسش اساسی در این میان اما این است که چگونه می‌توان از این وضعیت برزخی رهایی یافت؟ آیا راهی هست که بتواند مسلمانان را هم از خطر سقوط در اعماق تاریکی‌های دنیاگرایی و روزمرگی محض برهاند و هم ارزش‌های دینی و معنوی آنان را در دل دنیای‌شان، آنگونه که شایسته دین است، به بار و بر برساند؟ آیا اساساً تجلیل از سالمرگ مردان اصلاح‌گری ‌چون حسین،‌ که بار و برگ قیام اصلاح‌گرانه‌اش از دل دریای خون رویید و بالید،‌ فرصتی برای رهایی از چنگال احساسات و افراط‌گرایی و مبارزه منطقی با انحرافات است یا برعکس؟ چه‌چیزی را از قیام و انقلاب امام حسین باید دید؟ تن خونبار و زخم‌آلود او را یا روح بزرگ و اصلاح‌گرش را؟ به مظلومیتش باید گریست و میراث مرگ سرخ او را تنها به سرو‌سینه‌زدن خلاصه کرد یا با درک درست از هدف قیام، و با آموختن درس‌های انسانی از او، درخت کهنسال و تنومند آزادی و عدالت را سبزتر و پربار‌تر ساخت؟ به‌یقین که این پرسش، یا این پرسش‌ها، پرسش‌هایی سخت و با‌صلابتند. پاسخ درست به این پرسش‌ها، مجال دیگر و قلم توانمند دیگری می‌طلبد؛ اما با تسامح و اجمال می‌توان نکات زیرین را پاسخگونه‌ای به این پرسش‌های باصلابت تلقی کرد:

یکم؛
عاشورا را نباید به رسم بی‌روحی برای گریستن و به سرو‌سینه‌زدن تبدیل کرد. تا جایی که می‌دانیم حسین زینبش را به استقامت و پایداری توصیه کرد و از گریه و زاری به‌شدت برحذر داشت. او زینب را پیامبر یا پیام‌آور ‌یا روایتگر زخم‌های بی‌شمار بدن‌های شهدا نمی‌دانست؛ بلکه رساننده و تفسیر‌کننده پیام فلسفه قیامش تلقی می‌کرد. امام حسین نگفت که زینب تا می‌توانی در بازار شام اشک بریز! او می‌خواست زینب در بازار شام خطبه بخواند و بگوید که ایهاالناس! حسین برای برچیدن کج‌اندیشی‌ها و کجروی‌ها قیام کرد و جان داد.

دوم؛
عاشورا اختصاصی به یک مذهب ندارد. عاشورا در قدم نخست مکتب انسان‌سازی است که هرجا روح تشنه‌ای در جست‌وجوی عدالت، آزادی و ارزش‌های انسانی باشد، خود را در عمق دریای عظیم عاشورا احساس می‌کند. همه انسان‌های اصلاح‌گر و آزاده، عاشورایی‌اند. عاشورا فرصتی است برای بازاندیشی هر‌انسان آزاده و مسلمان. مجالی است برای یافتن پاسخ به این پرسش از خود که آیا واقعاً رفتارهایم انسانی است؟ آیا رفتارهای من می‌تواند سرمشقی باشد برای همه آنانی که در جست‌‌وجوی راهی برای اصلاح و رعایت حقوق دیگران است؟

تکرار همه‌ساله عاشورا باید به‌منزله دریچه‌ای درک شود که همه‌ساله از عالم بالا به روی انسان‌های مسلمان و آزاده باز می‌شود تا عظمت و ارزش‌ها و آرمان‌های برینی چون عزت، آزادگی، ایثار و از خودگذری در راه رفاه خلق را یاد آوری کند. پیام عاشورا بدون شک، باید تازیانه بیدارباشی باشد بر ‌بناگوش آن‌هایی که «خدا» را و «خلق»‌ را فراموش کرده‌اند و در «خویشتن» و هواهای نفسانی «خویشتن» فرو رفته‌اند. حادثه‌ای که در عاشورا اتفاق افتاد، تنها یک پیام محوری داشت؛ پیامی‌که از امتداد قرن‌ها و از ورای نسل‌ها، هنوز هم به گوش می‌رسد: «…طلب الاصلاح فی امت جدی» جامعه باید اصلاح شود؛ خرافات و کج‌اندیشی‌ها باید از جامعه رخت بربندد.

سوم؛
عزاداران باید این ندای عظیم را باگوش جان بنیوشند که: «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امت جدی». آزادی برای برگزاری مراسم دینی‌ـ‌مذهبی حق همه است؛ اما این آزادی نباید با آزادی‌های دیگر در تعارض قرار گیرد.

البته آزادی برگزاری مراسم عاشورا مثل برخی از آزادی‌های دیگر در کابل نوپدید نیست. کابل از سالیان دیر، فرهنگ تجلیل از عاشورا را در سینه‌اش پرورانده است. شاید با اندکی تفاوت و شدت و ضعف در زمان‌های مختلف. مردم کابل اعم از شیعه و سنی از دیرباز تا‌کنون، بر‌خلاف رسم برخی از کشورهای پیرامون، متحدانه به عاشورا با دیده قدر نگریسته و از آن تجلیل به عمل آورده‌اند. به‌یقین که این نوع برخورد فرامذهبی با عاشورا، پاسداشتنی است. هوشیاری عزاداران و سقوط‌نکردن در کام انحرافات و احساسات، نور این نوع نگاه را پُرسو‌تر می‌کند.

خون‌آلود‌کردن پشت و پهلوی خود با تیغ‌های تیز در مساجد و مکان‌های عمومی‌که امکان دارد باعث تنفر دیگران شود، ‌نیز سد‌کردن راه‌ها و جاده‌ها، نصب بلندگوهای بیرونی و برخی از موارد دیگری که باعث آزار دیگران می‌شود، با روح عزاداری و با هدف و فلسفه قیام امام حسین سازگار نیست. بنا‌بر‌این، حق آزادی برگزاری مراسم عاشورا، اگر سبب می‌شود که حق دیگری از کف برود، یا آزادی‌ای سلب شود، دقیقاً با هدف قیام امام حسین زاویه منفرجه ایجاد می‌کند.

آزار‌رساندن به دیگران، ضد ارزش است. سلب آزادی از انسان‌ها، پشت‌کردن به انگیزه قیام امام حسین و افول در قعر ضد ارزش‌هایی است که امام حسین، ارجمند‌ترین سرمایه‌هایش را که همانا جان خود و عزیزانش بود؛ برای رهایی جامعه از آن، در طبق اخلاص گذاشت و فدا کرد. اینک برماست که اجازه ندهیم این فرهنگ تجلیل از عاشورا، آنگونه که امام حسین می‌خواست، فدای رفتار ‌و نگاه‌های انحرافی ما شود.


منبع: جامعه باز




نوع مطلب : افغانستان، 
برچسب ها : عاشوار، فلسفه عاشورا، قیام امام حسین، کربلا، کابل، افغانستان،




( کل صفحات : 68 )    1   2   3   4   5   6   7   ...