تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - خالد حسینی از تاثیر جنگ عراق بر افغانستان می‌گوید
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
مصاحبه خالد حسینی با نیویورک تایمز:

- در کتاب جدیدت «و کوهستان‌ها انعکاس می‌دادند»، یکی از شخصیت‌های اصلی‌، یک داکتر افغان متولد امریکا است. او از تشریح جزییات خانه جدیدش، در حالی‌که مردم کشورش در رنج به‌سر می‌برند، می‌شرمد. آیا شما هم، که یک داکتر متولد امریکا هستید، احساس گناه مشابه دارید؟


یقینا که همیشه داشته‌ام. تنها دلیل این‌که من در افغانستان حضور ندارم، چانس محض است -فقط یک بخت‌آزمایی ژنتیکی کور- داشتن یک چنین زندگی، یک موهبت ناشایست است. کتاب‌های من فراتر از هر انتظار معقولی، موفق و درباره همان مردم عادی بوده‌اند. یک قسمی احساس می‌کنم که از بدبختی آن‌ها فایده کرده‌ام.

- «گدی‌پران‌باز» را هر صبح پیش از رفتن به کار نوشتی، آیا تصور یک نویسنده پرفروش را داشتی؟

نخیر. هرگز قصد انتشار آن کتاب را نداشتم. هرگز فکر نمی‌کردم که کار خوبی از آب در بیاید. فقط می‌خواستم به خودم بگویم که یک رمان نوشته‌ام. همسرم ویراستار خانگی‌ام است و هرچه را که می‌نویسم می‌خواند. تا ۱۱ سپتامبر، سه‌چهارم آن را نوشته بودم که همسرم گفت: «اگر این کتاب را خلاص کردی، حقیقتا باید بفرستی برای چاپ، چرا که هر داستانی در باره افغانستان حاوی همان چیزهای ترسناک است -تروریست‌ها، مواد مخدر، بن‌لادن، طالبان- کتاب ما به یک شکلی زیباست. یک برداشت متفاوت از افغانستان است.»

- تصور می‌کردی در صورتی‌که ۱۱ سپتامبر اتفاق نمی‌افتاد، کتابت منتشر شود؟

کی می‌داند؟ رو راست باشیم. ۱۱ سپتامبر دروازه را باز کرد. اما چه باور بکنی یا نکنی، وقتی در پی یافتن وکیل در ماه جون ۲۰۰۲ بودم یک ردیه دریافت کردم که نوشته بود:« کتاب‌تان را خوش کردیم، اما راستش اکنون دنبال داستان‌هایی راجع به عراق هستیم.»

- عجبا! حتا ناشر از اشغال عراق انتظاراتی داشت؟

شما انتظار رد شدن را دارید، اما آن چیزی‌که سبب ناراحتی من از آن حرف شد معنی آن برای افغانستان بود. این حرف هشداری بود راجع به آن چه اتفاق افتاده بود. این که عراق، جنگ افغانستان را تحت تاثیر قرار داده و منابع نظامی را به‌سمت خود جذب خواهد کرد. من روز قبل از لشکرکشی به عراق، وارد کابل شدم و شما به غیر از شکایت همگانی چیزی نمی‌شنیدید.

- یک نگرانی وجود دارد که بعد از خروج سربازان امریکایی در سال ۲۰۱۴ گروه‌های مختلف افغانی وارد جنگ داخلی خواهند شد. در این صورت چه ماموریتی در آن‌جا تکمیل شده است؟

این‌که افغان‌ها قادر به دفاع از مردم خود هستند یا خیر معلوم نیست. اما خیلی مهم است یادآوری کنیم که کم‌از‌کم ۱۲ سال هدر نرفته است. آزادی‌های فردی در افغانستان به‌وجود آمده است؛ میلیون‌ها کودک از جمله دختران اکنون به مکتب می‌روند که در سال ۲۰۰۱ خبری از این‌ها نبود. زنان نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری می‌شوند و در پارلمان کار می‌کنند. امید به زندگی در افغانستان خیلی بهتر شده و کاهش زیادی در مرگ‌ومیر مادران و نوزادان به‌وجود آمده است.

- اما آیا این دست‌آوردها شکننده نیست، چنان‌که با روی کارآمدن طالبان در دهه ۹۰ این طور شد؟

بلی، اما به تدریج روندهای صلح‌آمیز در افغانستان شکل خواهند گرفت. مردم افغانستان از جنگ بسیار خسته‌اند. خیلی مهم است که برای داشتن یک راه‌حل، عجله نکنیم و مذاکرات همه‌شمول باشند و زنان هم در آن حضور داشته باشند.

- برای نمایش فلم گدی‌پران‌باز، به کاخ سفید رفتی و لورا بوش نامت را در فهرست مردان موثر سال ۲۰۰۸ مجله تایم وارد کرد. آیا از این‌که یک افغان - امریکایی مورد علاقه بوش استی، احساس خوبی داری؟

شما باید قادر به داد و گرفت با مردمی که با سیاست‌های‌شان موافق نیستید، باشید. من این دعوت را خوشایند یافتم و بانو بوش خیلی مهربان بوده که آن یادداشت را نوشته. با بسیاری از سیاست‌های شوهرش موافق نیستم، اما به این معنا نیست که رفتار رئوفانه وی را قبول نکنم.

- آیا از سال ۲۰۱۱ به بعد سفر کردن برایت آسان بوده؟

برخی مواقع از پیش‌خوان بالا می‌شوم و یک نفر نگاهی به کارت هویتم می‌اندازد و بعد خیلی مودبانه می‌خواهد منتظر باشم. آن‌ها به اتاق عقبی می‌روند و برای دلایلی که هرگز توضیح داده نمی‌شود ۲۰ دقیقه‌ای گم می‌شوند و بعد می‌گویند مشکلی ندارم. به گمان من، این یک مساله خیلی جزیی و ناچیز است.

- می‌شود در یکی از لباس‌های شبیه صحنه‌های فلم «گدی‌پران‌باز» مسافرت کنی؟

مسایلی وجود دارند که ترجیح می‌دهم به آن‌ها متوسل نشوم. ترجیح می‌دهم که به همان اتاق عقب برده شوم و مورد سوال و جواب قرار بگیرم، تا انجام این کار.

نیویورک‌تایمز
برگردان: حمید حسینی

منبع: 8صبح




نوع مطلب : ادبیات، افغانستان، کتاب، 
برچسب ها : خالد حسینی، مصاحبه، نیویورک تایمز،