تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - رُمان تازۀ خالد حسینی
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : زهرا رضایی

خالد حسینی، نویسندۀ به کمال رسیده ای است. او از کودکی آغاز به نویسندگی کرد. انتشارِ رُمانی از وی به گفتۀ خودش ”یک رویای پنهانی و شخصی بود، یک رویایی که حتا خود من نیز نمی توانستم آن را بپذیرم.” اما در سال ۲۰03 همه چیز تغییر می یابد؛ هنگامی که وی رُمان ”کاغذ پران باز” را راهی بازار می کند؛ رُمانی که برای شهرتِ جهانی آورد. این رُمان در افغانستان مبدل شد به یکی از پُرفروشترین رُمان ها…


دومین رُمان خالد حسینی با نام ”یک هزار خورشید درخشان” نیز به همین گونه در سال ۲۰۰۷ به بازار آمد. حالا، خالد حسینی ۴۲ ساله که با همسر و دو کودکش در سن جوس ایالات متحدۀ امریکا زندگی می کند، می گوید که سومین رُمانش نیز در راه است. وی در پیوند با این رُمانش می گوید که این رُمان رویکردِ تازه یی در خود دارد: ”درون مایۀ این رُمان در مقایسه با دو رُمان پیشین متفاوت است. این رمان یکی دو تا شخصیت اصلی داستانی دارد. خانه ی اصلی آنان هنوز هم افغانستان است و شخصیت های اصلی بافت های با افغانستان دارد.”

این کتاب از یک تصویر الهام گرفته است: تصویری که در آن یک مرد در میانه های یک کویر، یک واگون را می کشد. در داخل آن موتر واگون دار یک دختر جوان نشسته است و چند گام پشت سر آن پسر بر می دارد. خالد حسینی ادامه می دهد که:” این آدم ها کی بودند و کجا می رفتند، من اصلن آن را نمی دانم. اما آن تصویر برای من کامل شفاف بود.” انتظار میرود این رُمان نیز به همین زودی ها از چاپ بر آید.

حسینی ده ساله بود که افغانستان را ترک کرد. پدرش، یک دیپلمات افغان بود که با خانواده اش در سال ۱۹۷۶ به پاریس کوچ کردند. آنان همه چیز را در افغانستان رها کردند؛ می گفتند که شاید چهار سال بعد پس بیایند. پس از تهاجم شوروی سابق، به خانوادۀ این افراد پناهندگی سیاسی در سن جوز ِ ایالات متحدۀ امریکا داده شد. جایی که وی به مطالعات پزشکی آغاز کرد.

خالد حسینی اما در آغاز داستان های کوتاه می نوشت و بعد ها نیز کاغذ پران باز را نوشت. رمانی که این همه برای خالد حسینی پیروزی و شهرت به بار آورد. او پس از این پیروزی درک کرد که باید یکی را انتخاب کند؛ پزشکی یا نویسندگی. او اما انتخاب اش را کرد. رشتۀ پزشکی را ترک کرد و به نویسندگی آغاز کرد.

گزارشگر: قیام نوری
منبع: چادری




نوع مطلب : ادبیات، افغانستان، کتاب، 
برچسب ها : کاغذ پران باز، خالد حسینی، کتاب جدید، هزاران خورشید تابان، بادبادک باز، نویسندگان افغانی، ادبیات افغانستان،