تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - چگونه از راه کثیف پولدار شوید؟
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 8 اسفند 1391 :: نویسنده : زهرا رضایی

محسن حمید نویسنده پاکستانی الاصلِ امریکایی- انگلیسی، بخشی از تحصیلات عالیه اش را در امریکا گذراند. در کلاسهای آموزش نویسندگی تونی موریسون شرکت کرد و در کمپانی های بزرگ مشغول کار شد ولی بعد از مدتی فکر قصه نویسی او را واداشت تا به تدریج از کاری که دوست ندارد فاصله بگیرد.



رمان «چگونه در آسیای پر رونق، ثروت کثیف به هم زد» سومین اثر اوست. سبک نوشته اش تلفیقی است از مقاله نویسی و داستان، شگردی که به او فرصت می دهد از دانش اکادمیک خود بهترین استفاده خلاق را داشته باشد. در رمان جدیدش، زندگی مرد مسنی را از کودکی سرشار از فقر، تبدیل شدنش به یک ثروتمند نوکیسه  تا مرگ وی دنبال می کند.


یکی دیگر از شیوه های محسن حمید، این است که داستان را به صورت کتاب های آموزشی و خودآموز می نویسد. شگردی که در دو داستان دیگرش نیز تا حدودی به کار برده است. داستان جدیدش، هم یک راوی دارد که با زبان تیزِ ریشخند، متلک و کنایه مشغول توضیح شیوه معیشت در جهان سوم است و اینکه چگونه انسانها، به دلیل داشتن زندگی سخت، امیال سرکوب شده و عقده ها، تن به هر کاری می دهند تا از چرخه فقر خارج گردند.

محسن حمید در کنارِ گماردن یک روایت کننده قصهِ، شیوه خطاب به خواننده را به عنوان یک نوشته خودآموز نیز در داستان گنجانده است. او به بهانه ارائه توصیه های عملی و سرمشق گرفته از کارهایی که قهرمان داستانش در طول زندگی انجام می دهد به صورت غیر مستقیم خطابش به سمت همه خوانندگانش است. او از راوی دوم شخص مفرد استفاده می کند  و با «تو» سعی می کند همه ما را متوجه این حقیقت کند که انسانها، همگی قادر به تکرار زندگی قهرمان قصه اش هستند.

تصاویری که او از شهری خیالی که البته بسیار شبیه لاهور است ارائه می دهد آکنده از میل سیری ناپذیر برای به دست اوردن پول به هر بهایی است. محسن حمید با هوشمندی تمام، جلوه های از یک  بلندپروازی عمومی که در رسانه ها و فرهنگ عمومی جهان در غالب فیلم و ترانه به خورد مردم داده می شود را ترسیم می کند.

هیچکس نمی خواهد در آلونک ها، در روستاهای بدون آب و بهداشت و مملو از فقر زندگی کند. خواهشی که حق طبیعی هر انسانی است ولی او نشان می دهد که به دلیل نبودن سیستم اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی درست، همه آدم های بلازده و در چنگال فقر مانده ناگزیر به یکی از راه های اصلی برای فرار از نکبت تن می دهند. راهی که سریع، بسیار خشن و بدون کمترین عطوفت و احساس نسبت به همنوع است.

نویسنده باتلاقی از فساد، رشوه، زد و بند، قاچاق، کلاهبرداری و سوء استفاده از قدرت سیاسی و مذهبی را به تصویر می کشد، باتلاقی که تنها راه برون رفت از آن، گذاشتن دست بر روی سر سایر افراد است. برای فرار و بالاتر رفتن از باتلاق، آدمها همدیگر را با بی رحمی تمام در باتلاق مشترک دفن می کنند.

قهرمان بی نام قصه از نوجوانی به همراه پدر آشپزش که در شهر کار می کند به اجتماع بزرگتر کوچ می کند و شروع کارش با دستفروشی و کار بخور و نمیر است. او دوره های کوچک آموزش های اولیه موجود در شهر را طی می کند و اولین شغل خلافش، فروش وسائلی است که تاریخ مصرف شان گذشته است ولی مهر تاریخ مصرق معتبر به روی آن نصب شده است. بعد از آن به آرامی راهش به سمت فروش بطری های آب می افتد. بطری هایی نیمه مصرف شده و خالی که از خیابانها و رستورانها  جمع آوری می گردند و با پر کردن مجدد ان با آب لوله کشی، به مردم فروخته می شود.

روایت محسن حمید از دنیای  تنیده شده با فقر، دنیایی که  زمزمه اصلی آن خروج هر چه سریعتر به هر شکل ممکن است در حقیقت زنجیره هر لحظه وخیم تر شونده ایی است که فاصله طبقاتی در آن بیداد می کند. نوکیسه های ثروتمند بر تعداد و طمع شان افزوده می شود. دنیایی که به حال خود رها شده است. دنیایی که همه انسان های جهان سوم از اسیا تا افریقا با ان آشنا هستند. محسن حمید آب پاکی را بر هیچ اجتماعی نمی ریزد و کل سیستم اقتصادی بازار آزاد را مسبب این چرخه نکبت می داند. باتلاق بزرگی که او ترسیم می کند در همه اجتماعات بشری در هر نقطه زمین به اشکال مختلف دیده می شود. ولی تجربه زندگی برای محسن حمید که بخش اصلی عمرش را در نیویورک، لندن و لاهور گذرانده است به ذهن تیزبین او این حس را اورده است که درباره شیوه های بی رحمِ آسیایی که می شناسد بنویسد.

منبع: مجله مرد روز




نوع مطلب : اقتصاد، ادبیات، کتاب، 
برچسب ها : محسن حمید، کتاب، ادبیات، پاکستان، نوسنده، اقتصاد،