تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - سینمای هند و مردم افغانستان؛ به بهانه صدسالگی سینمای هند
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
مردی به‌نام «دادا صاحب فالکی» اولین کارگردانی بود که فلم بلند داستانی هندی را به‌نام «راجا هاریش چندرا» درست صدسال قبل از امروز در هند ساخت. او در سال 1913 میلادی آن فلم را قریه به قریه به نمایش برد و از موفقیت چشمگیری برخوردار شد. پس از آن نام دادا صاحب زبان‌زد همه شد و لقب پدر سینمای هند را گرفت. در سال 1920 میلادی که هنوز سینما به‌عنوان هنری تازه، پایش به بسیاری از کشورهای جهان نرسیده بود، کشور هند سالانه بیشتر از سی فلم تولید و روانه بازار می‌کرد. در سال‌های 1930 میلادی با ظهور سینمای ناطق، تولیدات سالانه سینمای هند از دوصد فلم نیز فراتر رفت.

اولین فلم ناطق سینمای هند «عالم‌آرا» به زبان هندی در سال 1931 میلادی ساخته شد و آهنگ و موسیقی را به‌صورت دوامداری وارد سینمای هند کرد. این فلم با گفتگوهایی به زبان هندی و هفت آهنگش، نمونه و الگویی برای آینده سینمای هند شد و اکثریت فلم‌های سینمایی آن کشور، آن را سرمشق خود قرار دادند. رواج سریع سینمای صوتی در زمانی‌که بعضی سینماگران مشهور بر ضد آن تحول جدید مقاومت می‌کردند، در تمام شبه‌قاره هند به تمام زبان‌های رایج آن کشور، مایه تعجب است. در حال حاضر کشور هند دارای بیشتر از 13هزار تالار سینمایی می‌باشد و با وجود پیشرفت تلویزیون، هر روزه در حدود سی‌میلیون تماشاچی به دیدن فلم‌های هندی به سینما می‌روند. هنوز هم سالون‌های قدیمی سینمای سال‌های 1930 پابرجاست.

جشنواره بین‌المللی فلم «کن» در سال 1947 میلادی برای اولین‌بار یکی از ساخته‌های «ستیا جیت رای» کارگردان بنگالی را انتخاب کرد. در دهه پنجاه، فلم دیگری از او در همین جشنواره جایزه هیات داوری را نصیب شد. با به روی پرده رفتن «پتر پنچالی» اثر معروف او، سینمای هند به یک موفقیت نسبی بین‌المللی دست یافت. انقلاب بزرگ سینمای هند با ظهور «راج کپور» در همان سال‌ها آغاز شد. فلم «آواره» که به تقلید از فلم خانه‌به‌دوش چارلی چاپلین ساخته شده بود، شهرت سینمای هند را فراتر از مرزهای آن کشور برد.

هند در حال حاضر با تهیه بیش از 1200 فلم در سال، در شمار بزرگ‌ترین تولیدکنندگان فلم در جهان می‌باشد. فلم‌های هندی به نوع قابل توجهی از هر نوع فلم تولیدی کشورهای دیگر متمایز است. بسیاری از فلم‌ها به نوع «ملودراماتیک» ساخته شده و طول‌شان در حدود سه ساعت است. این سبک هنری که از تیاتر قرن نوزده برای سینما به ارث رسیده است، با تشدید احساسات، گفتگوهای پر تمطراق، و فراز و نشیب‌های داستانی زیاد، ماجراهای باور نکردنی را بر روی صحنه می‌آورد. بین لحظات خوشی و اضطراب تفاوت‌های زیادی را به نمایش می‌گذارد. گاهی باورنکردنی‌ترین راه‌ حلها منجر به پیروزی قهرمانان فلم می‌شود. ملودرام که بر محور افراط بصری می‌چرخد، عموما اختلافات و درگیری‌ها بین آدم‌هایی متعلق به طبقه‌های مختلف جامعه را بر روی صحنه می‌آورد. پارچه‌های متعدد موسیقی، حالت روحی شخصیت‌های فلم را عموما به‌صورت مبالغه‌آمیزی ترسیم می‌کند.

گرچه طول فلم‌های هندی دراز است، اما باز هم سینمای آن کشور به‌عنوان رقیب سرسختی برای سینمای هالیوود عرض اندام کرده است. سینمای هند در سال‌های اخیر با موجودیت بیشتر از 3.6 میلیارد تماشاچی، گوی سبقت را از رقیبش برده است. سینمای امریکا در حدود یک میلیارد کم‌تر مشتری دارد. از دیدگاه همایون کریم‌پور، نویسنده این مطلب حضور هنرپیشه‌های مرد و زن نیک‌صورت و خوش‌اندام، موجودیت صحنه‌های نسبتا آزاد، پرداختن به موضوعات عشقی، مشکلات طبقاتی و دردسرهای اجتماعی به‌صورت شتاب‌زده و بدون دردسر، تا اندازه‌ای در افسون بینندگان نقش مهمی بازی می‌کند.

موسیقی نقش مهمی را در سینمای هند دارد و به‌عنوان یک پشتوانه روایتی با فلم‌نامه ممزوج شده و اشتراک بینندگان را در سینمایی که مانند جشن بزرگی برای چشمان و احساسات و تاثرات است، ساده می‌سازد.

شهرت سینمای هند، با وجود بزرگ‌ترین صنعت سینمایی در دنیا، شهرتی است قابل بحث. بینندگان پرشور، تالارهای سینما را اشغال می‌کنند، تا با تماشای فلم‌های خیلی دور از واقعیت‌های دردناک اجتماعی، مشکلات و مصایب زندگی روزمره‌شان را از یاد ببرند. به این صورت سینما در تقویت قوای حاکم سهم بزرگی می‌گیرد. در بین تعداد کثیر فلم‌های تولیدی به ندرت می‌توان شاهکاری را سراغ کرد. بعضی‌ها معتقدند که در طول ده‌سال اخیر، فقط در حدود ده فلم هندی را می‌شود به‌شمار فلم‌های واقعا خوب حساب کرد. بقیه همه معجونی از صحنه‌های تفریحی منفردند که بدون یک بافت داستانی عمیق و قانع‌کننده، پهلوی هم چیده شده‌اند.

کارشناسان انحطاط سینمای هند را مربوط به مسایلی می‌دانند که قابل فهم‌ است: سینمای هند در کل توسط چند خانواده بزرگی چون خانواده اختر اعظمی، خانواده آناند، خانواده بابر، خانواده باچهن، خانواده برجاتیا، خانواده چوپراه جوهر، خانواده دت، خانواده کهنا، خانواده موکیش، خانواده خان‌روشان، خانواده کپور و... کنترول می‌شود که بیشتر فرزندان آن‌ها با خودپسندی زیاد، آرزومند آن نیستند تا خود و خانواده خود را مورد سوال قرار دهند. نقش‌های مهم و خوب در همه امور فلم‌سازی بین اهل خانواده تقسیم می‌شود و چوکی‌های مهم و حساس به وارث‌های آنان تعلق می‌گیرد. هیچ‌کسی مایل نیست تا نسخه‌های کارآزموده و تکراری سینمایی را که در جلب مشتری امتحان‌شان را داده‌اند، عوض کند و در پی نوآوری شود.

به این ترتیب، حاکمیت مشتی از ثروتمندان در تعیین سرنوشت سینمای هند، مانع تحول این هنر می‌شود. به‌عنوان مثال ابهیشک بچهن، پسر امیتا بچهن، که گروهی او را بازیگر متوسطی تلقی می‌کنند، نمونه‌ای از این تاثیر منفی در سینمای هند است. بعضی‌ها ادعا دارند که مافیای هند نقش مهمی در تمویل فلم‌های بالیوود دارد و با تهیه فلم، می‌کوشد تا نمای خارجی قابل احترامی از خود ارایه بدهد. بعضی از هنرپیشه‌ها با وضاحت تمام با داشتن روابط نزدیک با مافیا بر خود می‌بالند و در گرفتن نقش‌های خوب از آن گروه کمک می‌خواهند.

در پهلوی این مسایل، عدم موجودیت آزادی بیان و مردمی که از قانون محافظه‌کارترند، سینماگران را بسیار محتاط بار آورده است. همه فکر می‌کنند که طرح مسایل داغ روز و سوژه‌های اجتماعی خالی از خطر نیست. فلم «جمعه سیاه» که در مورد سوقصدهایی در بمبی ساخته شده بود، سال‌ها در بند سانسور و قیود دولتی از پخش باز ماند. در زمانی‌که همه از درگیری با قانون می‌گریزند، طغیان و تمرد از پرده‌ها گم شده‌ است. نمایش رنگ و نور که کارگردانان هندی توسط آن کشورشان را به کشور رنگ‌ها شهرت داده‌اند، با هرج و مرج و زنندگی واقعیت‌های هند در تضاد است.

از نگاه بعضی از بینندگان، کشور هند مشهور به ساختن فلم‌هایی است که از بعضی جهات نابالغ و کم‌اهمیت هستند؛ سینمایی کاملا تفریحی و تفننی. سینمایی که توسط نقادان غربی مورد تمسخر قرار می‌گرفت و مبتذل شمرده می‌شد. حتا هندوستانی‌های غربزده نیز در این تمسخر سهم می‌گیرند، اما گاهی برای دیدن تازه‌ترین فلم‌ها از بازار سیاه تکت‌ها را شش الی هفت چند گران‌تر از قیمت رسمی می‌خرند. تنها نامی که موجب افتخارشان است نام «ستیا جیت رای» است و بس. اما ظاهرا این وضع در حال تحول است. سینمای هند با حفظ خصیصه‌های ملی‌اش با معیارهای سینمای جهانی نزدیک‌تر شده و طرفداران روزافزونی در تمام کشورهای دنیا پیدا کرده است. از طریق سینما، موسیقی هند راهش را به‌سوی جهان غرب باز کرده است. آوازخوانان مشهور غربی، گاهی در ساختن کلیپ‌های‌شان از فلم‌ها و رقص‌های هندی الهام می‌گیرند. حتا در موسیقی بعضی از گروپ‌ها، تاثیر میلودی‌های هندی‌گونه با همراهی آلات موسیقی هندی به‌چشم می‌خورد.

در کشور ما

در سال‌های قبل از جنگ، طنین آهنگ‌های هندی با آوازهای گیرای رفیع و لتامنگیشکر و کیشور و موکیش، فضای مرکز شهر کابل را لبریز می‌کرد. از مهمان‌خانه‌ها صدای موسیقی هندی می‌آمد. بایسکل‌سواران آهنگ‌های هندی را با اندکی تغییر زیر لب زمزمه می‌کردند. در اتوبوس‌های شهری، آهنگ‌های هندی فاصله‌های دور را کوتاه می‌ساخت. آوازخوانان ما از کمپوز آهنگ‌های فلم‌های هندی استفاده می‌کردند. ریکوردهای فروخته‌شده با یک درصد زیاد هندی بودند. بر در و دیوار پوسترهای هندی نصب می‌شد. تصویرهایی از ستارگان زیبای هندی در قاب‌هایی بر دیوار رستوران‌ها آویزان می‌شد. جوانان عکس‌های ستارگان را از مجلات قیچی می‌کردند و قاب می‌گرفتند. در پرازدحام‌ترین رستوران‌ها آوازهای جدید و قدیمی هندی بلند می‌بود. کسانی‌که حتا به اردو آشنایی نداشتند، مجله‌های سینمای هند را می‌خریدند و فقط با نگاه کردن عکس‌های هنرپیشگان دل خوش می‌کردند.

اگر ستاره‌ای به کابل می‌آمد، خرد و بزرگ به دیدنش سر می‌شکست. رادیوها آهنگ هندی می‌گذاشتند. بچه‌های کوچک به تقلید از زد و خوردهای افراط‌آمیز صحنه‌های جنگی، به روی هم‌دیگر شمشیر ساختگی و پنجه‌بوکس می‌کشیدند و به هم‌دیگر نام فلم‌های هندی و یا بدمعاش‌های آن را می‌دادند. دل‌دادگان جوان شباهت‌هایی بین شخص مورد علاقه خود و ستارگان هندی می‌جستند. آخرهای هفته، سینماها پرازدحام می‌شد. جوانان سر و وضع خویش را بادقت می‌آراستند و عشق‌های بی‌درمان‌شان را با شنیدن خواندن‌های رمانتیک تسلی می‌بخشیدند. دیدن دوامدار جنس مخالف در زیر یک سقف تنها در تالار سینماها میسر بود. بی‌سوادترین آدم‌ها نام ستارگان و فلم‌ها را می‌شناختند و با زبان هندی آشنا بودند. موفقیت بعضی از فلم‌ها چنان چشمگیر بود که در بازار سیاه بلیط سینما دوچند و سه‌چند قیمت اصلی به فروش می‌رسید. در کشوری که فرصت گلگشت و سیر و صفا کم بود، سینما به‌عنوان عمده‌ترین سرگرمی تفریحی به‌حساب می‌رفت. صرف یک خوراک کباب لذیذ با رفقا و عازم سینما شدن از جمله عیاشی‌های کمیاب به‌شمار می‌رفت.

اما اکنون در کابل اکثر سینماها، شان و شوکت گذشته‌شان را از یاد برده‌اند. سینما رفتن دبدبه قدیمی‌اش را از دست داده است. مشتریان سینماها را اکثرا گروه جوانان بی‌کار و بی‌روزگار تشکیل می‌دهد. گاه‌گاه در جریان فلم، تبصره‌های دور از اخلاق رایج قدیمی به آواز بلند، مد روز شده است. خانواده‌ها دیگر دسته‌جمعی به سینما نمی‌روند. در خیل سینماروها به مشکل می‌توان زن و یا دختری را دید. اما هنوزهم بالیوود مد روز تمام کشور است و خرد و بزرگ را وسوسه می‌کند.

گفته می‌شود که تعداد قابل توجهی از هنرپیشه‌ها و تولیدکنندگان و حتا فلم‌نامه‌نویس‌های مشهور سینمای هند، افغانی‌الاصل بوده‌اند. کسانی هم‌چون اکبرخان، فیروزخان، عامرخان، فردین‌خان، عمران‌خان، سنجی‌خان، شاهرخ‌خان، زیدخان، دلیپ کمار، سلمان‌خان، اربازخان، سهیل‌خان و حشمت‌خان.

عکس‌های شاهرخ‌خان و ایشواریا رای و دیگر ستارگان مشهور هندی بر دیوار رستوران‌ها، سلمانی‌ها، اتاق‌های انتظار، دکان‌ها و منازل مردم آویزان است؛ آهنگ‌های هندی از هر سویی به‌گوش می‌رسد. رادیوها به کثرت چنین آهنگ‌ها را پخش می‌کنند. از روزی که پخش دی‌وی‌دی و سی‌دی عام شده است، تمام آهنگ‌های تازه و قدیمی هندی با بهای نسبتا کم در دسترس همگان قرار گرفته است. غریب و گدا تا توانمند و دانشمند، مانند افسون‌زدگانی از زیبایی بی‌مثال ایشورایا رای و از هنرنمایی‌های استادانه شاهرخ‌خان حرف می‌زنند.

این تهاجم فرهنگی با ملایمت خاصی دل‌ها را تسخیر کرده است. ذوق مردم را به‌ نوعی شکل داده است که در نزد بعضی‌ها این علاقمندی به شکل اعتیاد تبدیل شده است. همه آرزوی دیدن بازیگران فلم را چون خیال عزیزی در سر می‌پرورند. بعضی‌ها در جستجوی عوالم سینمایی شوق سفر به هند را دارند. در ذهن‌ها فاصله بین واقعیت‌های اجتماعی و دنیای سراسر خواب سینمایی گسسته است. بعضی از خبرنگاران هندی از این‌که حتا بعضی از سیاست‌مداران افغان، چند آهنگ هندی را از یاد دارند و به یاری فلم‌های هندی به اردو صحبت کرده می‌توانند، دچار تعجب می‌شوند. نمی‌شود قیاس کرد که این تاثیر عمیق فرهنگی تا چه حدی در تصمیم‌های سیاسی کمک خواهد کرد. حتا گروهی از جنگ‌سالاران به این اعتراف دارند که دیدن یک فلم هندی بعد از یک درگیری سخت جنگی، باعث استراحت و راحتی خاطرشان می‌شد.

نبود یک سینمای مستقل و برابر با معیارهای جهانی، عدم موجودیت ستاره‌های زن و مرد در افغانستان، علاقمندی شهروندان افغان را به سینمای هند زیادتر کرده است. فلم‌های هندی مثل سیاحت دلگشایی تماشاچیانش را از مشکلات روزمره‌شان برای لحظات پایداری دور می‌سازد. یک فلم هندی علاوه بر بازگویی یک قصه، هم صحنه کنسرتی است با آوازهای رنگین، صحنه رقصی است با پارچه‌های دلکش و یا نمایش‌نامه‌ای پر از جهش‌های غیرمترقبه. مجموع این نمایش‌ها با رنگین‌ترین صحنه‌ها و مناظر، بیننده معمولی را در عوالمی دور از دسترس می‌برد که در آن‌جا هیچ‌نوع خواب و خیالی ممنوع نیست. او رنج‌های روزمره‌اش را از یاد می‌برد. بیرون از ساحه تنگ زندگی خود، افق‌های روشن‌تری را می‌بیند. گاهی هم به فردایی هرچند قلابی اما بهتر، امیدوار می‌گردد. راز اصلی بدبختی‌هایش را نمی‌داند و در این دنیای دور از واقعیت‌ها، تنفسگاهی برای خود می‌سازد. دستگاه‌های تازه‌بنیاد تلویزیون‌های افغانستان، با آگاهی از این مسایل، با نشر و پخش سریال‌های کم‌مایه هندی (این روز‌ها سریال‌های هندی جایش را به سریال‌های ترکی گذاشته است) توانسته‌اند که تعداد عظیمی از تماشاچیان را به خود جلب کنند.

دیپلومات‌های امریکایی می‌گویند: «ما متوجه‌ایم که فلم‌های بالیوودی در افغانستان طرفداران بسیاری دارد، لذا می‌توان از هنرپیشگان نامی و مشتاق هند درخواست کرد تا به افغانستان سفر کرده و در سوق دادن توجه‌ها به‌سمت مسایل اجتماعی کمک کنند.»

سینمای تفریحی هند در افغانستان با ضدیت گروه‌های محافظه‌کار برخورده است که در صدد آن هستند تا سانسور وطنی را بر بعضی از صحنه‌های فلم‌های سینمایی و تلویزیونی هندی تحمیل کنند، با مستطیلی مغشوش، عورت نیمه‌عریان زیبارویان هندی را از صدمه نگاه برهنه و پرتمنای جوانان و مردان در امان سازند. اما معلوم نیست که تا چه اندازه‌ای می‌توان با ممنوعیت‌ها، جلو وسوسه‌های طبیعی را گرفت و مانع علاقمندی روزافزون بینندگان شد.

همایون کریم‌پور
روزنامه 8 صبح افغانستان




نوع مطلب : سینما، افغانستان، 
برچسب ها :