تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - ۱۱ چهره شاخص جهان کتاب و ادبیات در سال ۲۰۱۱
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سال ۲۰۱۱ به روزهای پایانی اش نزدیک می شود. بسیاری از جوایز شاخص ادبی به برندگان دنیای داستان و شعر اهدا شده و کتاب های پرفروش و نویسندگان جنجالی (زنده و مرده) همچنان به رونق نشر جهانی کمک می کنند اما شاید مهم‌ترین چهره، مخاطبان یا همان خوانندگان باشند که مهم‌ترین بخش چرخه صنعت نشر محسوب می‌شوند. چهره سال ۲۰۱۱ در حوزه کتاب از آن خوانندگانی است که اگر دل خوشی نداشته باشند می‌توانند به زیر آورند چرخ نیلوفری ناشران سرتاسر دنیا را. مطلب زیر نگاهی است به یازده چهره و رخداد پراهمیت در دنیای ادبیات و کتاب در سال ۲۰۱۱.

توماس ترانسترومر، برنده نوبل ادبیات و انتخابی بحث‌برانگیز

توماس ترانسترومر، برنده نوبل ادبیات و انتخابی بحث‌برانگیز
جایزه نوبل سال ۲۰۱۱ به توماس ترانسترومر٬ شاعر سوئدی٬ تعلق گرفت. شاعری که به‌رغم پرآوازه بودن در کشور خودش نام چندان آشنایی برای منتقدان٬ ناشران و نویسندگان و مردم دنیا نیست. منتقدان ادبی دنیا هم می‌دانند که هر چند نوبل مهم‌ترین جایزه ادبی دنیا در مقیاس مالی است٬ اما در مقیاس ادبی اعتباری را که برای جایزه بوکر قائل‌اند٬ شاید برای این جایزه قائل نباشند. به فهرست این جایزه از سال ۱۹۰۱ تا امروز که نگاه کنید٬ جای بزرگان بی‌شماری را خالی می‌بینید٬ از مهم‌ترین‌هایشان می‌توان به لئو تولستوی٬ جیمز جویس و مارسل پروست و از نویسندگان معاصر آمریکا جی. دی. سلینجر و فیلیپ راث اشاره کرد که از این جایزه بی‌نصیب ماندند.

دبیر دائمی آکادمی نوبل هم درباره انتخاب این شاعر سوئدی به عنوان برنده نوبل ادبیات اعلام کرد که این انتخاب از دید مردم می‌تواند انتخاب بحث‌برانگیزی باشد٬ از این جهت که امسال یک سوئدی برای دریافت این جایزه انتخاب شده است٬ اما تقریبا ۴۰ سال بود نویسنده و شاعر دیگری از سوئد این جایزه را دریافت نکرده بود و جامعه بین‌الملل باید از این نکته مطمئن باشد که اعضای هیات داوران تمام تلاش خودشان را برای انتخاب بهترین گزینه انجام داده‌اند.

برگزیده‌ای از شعرهای توماس ترانسترومر را با عنوان «مجمع‌الجزایر رویا» به فارسی ترجمه شده است.

جنیفر ایگان، برنده جایزه پولیتزر؛ زندگی به شیوه آمریکایی

جنیفر ایگان، برنده جایزه پولیتزر؛ زندگی به شیوه آمریکایی
داوران جایزه پولیتزر طی سال‌های اخیر نشان داده‌اند که تصویر زندگی از نوع آمریکایی برای‌‌شان مهم بوده است. هر سه کاندیدای جایزه پولیتزر سال ۲۰۱۱ آثاری بوده‌اند که به حال و احوال زندگی آمریکایی پرداخته‌اند٬ به روابط میان آدم‌ها٬ به عشق‌ها و حساسیت‌های زندگی امروزی٬ به درگیری‌های ذهنی و عاطفی آدم‌ها و این که زندگی مدرن در طول سال‌های اخیر تا چه اندازه آدم‌ها را به هم دور یا نزدیک کرده یا این که چه قدر در تنها شدن‌شان موثر بوده است.

اشاره مستقیم جنیفر ایگان٬ با رمان "دیداری از طرف دسته بی شرف ها" (A Visit From Goon Squad) برنده جایزه پولیتزر ۲۰۱۱ هم به زندگی در دنیای مدرن آمریکایی و ذوب شدن در عصر دیجیتال است٬ زمانه‌ای که کامپیوتر در آن حرف اول را می‌زند و فرهنگی که لحظه به لحظه در حال تغییر است. درست است که جنیفر اگن با عنوانی که برای رمان‌اش انتخاب کرده اوایل نتوانسته بود خواننده‌ چندانی را جذب کند و به گفته خودش مدت‌ها فقط چاپ اول کتاب‌اش را امضا می‌کرد و به این و آن می‌داد٬ اما جایزه پولیتزر درهای موفقیت را به روی اگن باز کرد و اگن بعد از آن عمده جوایز ادبی سال را به خودش اختصاص داد. جایزه ادبی پولیتزر شاید از جنبه مالی به پای جایزه نوبل ادبیات (که چیزی نزدیک به یک میلیون دلار است) و جایزه بوکر (که ۵۰ هزار پوند است) نرسد٬ (جایزه نقدی پولیتزر ۱۰ هزار دلار است)٬ اما اعتباری که برای نویسنده‌اش به همراه می‌آورد٬ می‌تواند موفقیت مالی نویسنده را در طول عمرش تضمین کند٬ چیزی که حتی از جایزه بوکر در بریتانیا ساخته نیست.

جولیان بارنز، برنده جایزه بوکر؛ لاتاری ادبی

جولیان بارنز، برنده جایزه بوکر؛ لاتاری ادبی
بوکر از آن دست جایزه‌هایی است که از نظر منتقدان سنگ محک‌اش برای سنجیدن عیار آثار ادبی، بالا است. این جایزه البته اشکالات خودش را دارد٬ هم‌چنان که بریل بینبریج٬ نویسنده انگلیسی و خالق رمان «هر کسی مسئول جان خویش است»٬ پنج بار برای این جایزه نامزد شد و تا پیش از مرگش نتوانست برنده آن شود. بر اساس همین رمانِ خانم بینبریج٬ ‪جیمز کمرون‬ فیلم «تایتانیک» را ساخت که یکی از پرفروش‌ترین‌های تاریخ سینمای جهان است.

امسال جولیان بارنز با رمان نه چندان بلند «حس پایان» برنده جایزه بوکر شد و زمانی که جایزه را به او اهدا کردند٬ گفت خوشحال است که به عارضه بریل (بینبریج) دچار نشده و در زمان زنده بودن‌اش جایزه را به او داده‌اند. خود بارنز بیش از این سه بار نامزد دریافت بوکر شده بود. این روند از نظر نویسند‌ه‌های انگلیسی البته تا حدودی به شکنجه می‌ماند٬ بارنز درباره این جایزه می‌گوید٬ بلایی که بوکر سر آدم می‌آورد این است که ممکن است مجنون‌ات کند. بهترین راه برای مواجهه با بوکر این است که مثل لاتاری با آن برخورد کنی٬ اگر لاتاری را بردی که عالی٬ اگر هم نه که باید بی‌خیال‌اش شوی.

این اواخر٬ نویسندگان انگلیسی اعضای هیات داوری بوکر را متهم کرده بودند که به جای در نظر گرفتن اصالت ادبی آثار به دنبال انتخاب آثار عامه‌پسند و خواننده فراوان هستند. اما این بار رئیس هیات داوری بوکر اعلام کرد که آن‌ها علاوه بر این که می‌خواهند آثار منتخب‌شان خواننده فراوان داشته باشد٬ کیفیت آثار هم برای‌شان مهم است. او درباره دلیل انتخاب رمان جولیان بارنز گفت٬ این کتاب مایه‌های یک اثر کلاسیک انگلیسی را دارد٬ داستانی که با انسان در قرن ۲۱ حرف می‌زند.

هاروکی موراکامی؛ ادای دین به جورج اورول

هاروکی موراکامی؛ ادای دین به جورج اورول
بارزترین مصداق ادای دین هاروکی موراکامی، نویسنده ژاپنی، به جورج اورول عنوان رمان جدیدش است: ۱Q۸۴. هاروکی موراکامی از آن دست نویسنده‌هایی است که خودش را نابغه نمی‌داند٬ نویسنده‌ای که می داند مدام باید خودش را به لحاظ دیداری و شنیداری تقویت کند تا بتواند رمانی بنویسد که به مذاق مخاطبان‌اش خوش بیاید. خودش راز موفقیت‌اش را در سخت‌کوشی و کار پی‌گیر می‌داند٬ درست مثل همان رویه‌ای که در دویدن (ورزش موردعلاقه‌اش) در پیش گرفته است.

ماجرای آخرین رمان حجیم آقای موراکامی در سال ۱۹۸۴ می‌گذرد٬ درست مثل رمان اورول٬ با این تفاوت که جایگاه «برادر بزرگ» در رمان موراکامی از آن «آدم کوتوله‌ها» است و این کوتوله‌ها هستند که یک جورهایی زمام امور را دست‌شان گرفته‌اند و برای خودشان مسلکی دست و پا کرده‌اند. این رمان در سه جلد منتشر شده٬ اولین چاپ آن همان روز اول در ژاپن تمام شد و در عرض یک ماه یک میلیون نسخه در ژاپن فروخت. اولین فصل رمان هم با عنوان «شهر گربه‌ها»٬ پیش از آن که ترجمه انگلیسی کتاب در دنیا منتشر شود٬ در مجله نیویورکر منتشر شد‪.


سلمان رشدی؛ وقتی سلمان احمد می‌شود

اوایل نوامبر همه آن‌هایی که دلبستگی‌شان به فضای شبکه اجتماعی توییتر بیشتر است تا فیس‌بوک٬ از سروصدایی که آقای سلمان رشدی، نویسنده کتاب جنجالی آیات شیطانی، در توییتر به پا کرد٬ گل از گل‌شان شکفت. ماجرا از آن جا شروع شد که آقای رشدی روزی از خواب بیدار شد و دید دست‌اندرکاران شبکه اجتماعی فیس‌بوک صفحه شخصی و خصوصی آقای رشدی را بسته‌اند و در توضیح کار خود اعلام کرده‌اند که مطمئن نیستند این صفحه را خود آقای نویسنده باز و اداره کرده باشد. آقای رشدی هم که حسابی از دست فیس‌بوکی‌ها عصبانی شده بود٬ نامه‌ای به مسئولان نوشت و ماجرا را پی‌گیری کرد٬ اما خبری از جواب نشد. سلمان رشدی که ناراحت شده بود٬ ماجرای فیس‌بوک را به توییتر کشاند و در چند پست کوتاه اعلام کرد که چرا فیس‌بوکی‌ها این قدر بی‌مسئولیت هستند و جواب نامه‌اش را نمی‌دهند. او نسخه‌ای از پاسپورت خود را ضمیمه نامه‌ای کرد و برای‌شان فرستاد.

فیس‌بوکی‌ها پذیرفتند٬ اما از رشدی خواستند تا از اسم کامل‌اش یعنی سلمان احمد رشدی٬ نام احمد را به عنوان اسم کوچک خود انتخاب کند. این جا بود که آقای رشدی از کوره دررفت و در پست دیگری در توییتر نوشت: همه دنیا من را با اسم «سلمان رشدی» می‌شناسد٬ حالا من بیایم بعد از این همه سال اسم‌ام را تغییر بدهم؟ بعد هم در پست دیگری در همین شبکه اجتماعی مثال‌های فراوان دیگری از شخصیت‌های مشهور آورد که به خاطر بوروکراسی فیس‌بوک مجبور می شدند اسم‌شان را بعد از این تغییر بدهند٬ مثل پل مک‌کارتنی که باید از آن به بعد می‌شد: جیمز مک‌کارتنی.

سروصدایی که آقای رشدی در توییتر به پا کرد و حمایت گسترده‌ای که در کوتاه‌مدت از این نویسنده شد٬ باعث شد فیس‌بوک کوتاه بیاید و اسم سلمان رشدی را همان جور که بود بپذیرد. رشدی موفقیت‌اش را در این ماجرا مدیون توییتر اعلام کرد.

استیون کینگ؛ لانه خرگوش و رییس‌جمهور محبوب

استیون کینگ؛ لانه خرگوش و رییس‌جمهور محبوب
آخرین رمان استیون کینگ -۶۳/۱۱/۲۲ داستان جیک اپینگ٬ معلم دبیرستانی است که در شهر مین زندگی می‌کند و دوست نزدیکی دارد به اسم اَل که غذاخوری دارد و قیمت غذاهایش آن قدر ارزان است که انگار قیمت‌های چندین سال پیش باشد. واقعیت این است که اَل در حیاط پشتی غذاخوری کوچک‌اش حفره‌ای پیدا کرده است که اسمش را «لانه خرگوش» گذاشته و اَل از این حفره می‌رود به قدیم‌ندیم‌ها٬ مواد موردنیاز غذاخوری‌اش را به قیمت ارزان می‌خرد و دوباره برمی‌گردد به دنیای حاضر. جک هم از این موضوع خبر دارد و مدام با هم در موردش حرف می‌زنند.

حرف‌های این دو نفر در مورد «لانه خرگوش» اوایل به همین خریدها ختم می‌شود٬ اما بعد تصمیم می‌گیرند کاری کنند کارستان. تصمیم می‌گیرند به عقب برگردند و مانع ترور جان اف کندی٬ رییس‌جمهور محبوب آمریکایی‌ها٬ شوند. کینگ سی سال پیش در مین و زمانی که در مدرسه تدریس می‌کرد تصمیم گرفته بود که این رمان را بنویسد. خودش در باب اهمیت این موضوع در مصاحبه‌ای با رادیوی دولتی آمریکا گفته است: «۶۳/۱۱/۲۲ یازدهم سپتامبر نسل ما بود. همان سال‌ها وقتی می‌خواستم این رمان را بنویسم٬ احساس می‌کردم که هنوز داغ مردم خیلی تازه است و هنوز در خاطره‌جمعی مردم خیلی حضور دارد... خوشحالم که صبر کردم.»

منتقد نیویورک‌تایمز در تعریف از این رمان گفته است که بعد از "ماشین زمان" نوشته اچ. جی. ولز٬ رمان کینگ بهترین اثری است که به مسئله سفر در زمان و بازگشت به گذشته می‌پردازد.

ارنست همینگوی؛ آقای نویسنده و قایقش

ارنست همینگوی؛ آقای نویسنده و قایقش
همینگوی همه عمرش را ماجراجویی کرد. اگر در جبهه‌های جنگ به سر نمی‌برد٬ مشغول سفرهای توریستی بود٬ اگر خوشی‌های سفرهای توریستی ارضایش نمی‌کرد٬ می‌رفت سراغ حیات‌وحش آفریقا و روحیه ماجراجویی‌اش را از این طریق سیراب می‌کرد و اگر همه این‌ها کافی نبود٬ می‌زد به دل آب‌ها و ماهیگیری‌اش را می‌کرد. این روحیه ماجراجویی البته جایی امانش را برید٬ برای همین هم روزی تپانچه‌ای برداشت و به مغزش شلیک کرد٬ هر چند که همسر آن زمان‌اش٬ ماری٬ اعلام کرد که ارنست مشغول تمیز کردن تپانچه‌اش بوده که گلوله‌ای از آن دررفته و مغز آقای نویسنده را برای همیشه پریشان کرده است.

علاقه همینگوی به قایق و ماهیگیری از همان رمان کوتاه «پیرمرد و دریا» هم مشخص است. اما در سال ۱۹۳۴ وقتی از آفریقا برگشت٬ یک‌راست به بروکلین نیویورک رفت و برای خودش قایقی خرید و اسمش را گذاشت «پیلار». بعد ار آن بود که پیلار به رفیق گرمابه و گلستان همینگوی تبدیل شد٬ می‌گویند همینگوی روی این قایق تبدیل به آدم دیگری می‌شد٬ انگار که سرزمین‌اش را پیدا کرده باشد و توی این سرزمین آن جور که دل‌اش بخواهد زندگی کند. همینگوی روی آن قایق تبدیل به آدم اهل دلی می‌شد که همه دوست‌اش داشتند.

"پیرمرد و قایق‌اش" عنوان زندگی‌نامه جدیدی است که به‌تازگی پل هندریکسن درباره زندگی ارنست همینگوی منتشر کرده است. هندریکسون سال‌ها پیش مجموعه مقاله‌هایی را در دهه ۸۰ درباره این نویسنده در روزنامه‌ای منتشر کرده بود و چیزی که پسران همینگوی در مصاحبه‌هایشان مکرر به آن اشاره کرده بودند همین قایق بود. از آن زمان٬ هندریکسن می‌دانست که اصل داستان را برای نوشتن درباره همینگوی پیدا کرده است٬ ایده‌ای که تا سال ۲۰۱۱ طول کشید و بالاخره او زندگی‌نامه همینگوی را در اکتبر امسال منتشر کرد.

پنگوئن؛ کتاب های بی واسطه

پنگوئن؛ کتاب های بی واسطه
کمتر نویسنده‌ای روی زمین وجود دارد که نخواهد با ناشر شاخصی مثل انتشارات پنگوئن کار کند. پنگوئن از آن دست ناشرانی است که علاوه بر حسن‌سلیقه‌ای که در انتخاب نویسنده‌ و کتاب و ویراستار در طول حدود ۸۰ سال کار داشته٬ نشان داده که نبض کار نشر را به خوبی می‌شناسد. این نکته را می‌توان از مجموع برنامه‌های متنوعی که برای ارائه آثارش انتخاب می‌کند به‌راحتی فهمید.

تا سال‌ها کتاب‌های انتشارات پنگوئن فرمت مشخص داشت. طرح جلدهایی با زمینه سفید و رنگ‌های بنفش و سبز و نارنجی و... . پنگوئن هنوز هم همین فرمت کلاسیک را حفظ کرده است٬ اما در کنار آن ایده‌های درخشان دیگری را هم به کار بسته. از جمله این ایده‌ها ظرف چند سال گذشته این بود که کتاب‌هایی را منتشر کردند که جلد کاملا سفید داشتند و از خواننده‌ها خواستند تا جلد این کتاب‌ها را طراحی کنند.

ماه نوامبر امسال٬ انتشارات پنگوئن در ادامه برنامه‌های خاص خود٬ از نویسنده‌های گمنام حوزه ادبیات دعوت کرد که اگر علاقه‌مند به چاپ کتاب‌هایشان به صورت دیجیتال هستند می‌توانند مبلغی بین ۹۹ تا ۵۴۹ دلار (بسته به این که فرمت الکترونیکی کتاب را خودشان تولید کنند یا انتشارات آن را برای‌شان بسازد) بپردازند و این انتشارات از آن‌ها برای فروش و ارائه کتاب‌هایشان حمایت خواهد کرد. اگر قیمت کتابی بیش از ۲/۹۹ دلار باشد٬ ۷۰ درصد از فروش هر نسخه و اگر زیر این قیمت باشد٬ ۳۰ درصد از فروش هر نسخه به خالق اثر می‌رسد.

در راستای الکترونیکی شدن کتاب‌ها و بی‌واسطه شدن دنیا به‌واسطه ابزار الکترونیکی٬ این روش شاید راه راحت‌تری برای آن دسته از نویسند‌ه‌هایی باشد که هنوز مخاطب چندانی پیدا نکرده‌اند.

جک کرواک؛ داستان تنهایی سلطان نسل بیت

جک کرواک؛ داستان تنهایی سلطان نسل بیت
شاید اگر جک کروآک آدم خوش‌اقبال‌تری بود و به الکل هم آلوده نمی‌شد٬ می‌توانست دست‌کم ۳۰ سال بیشتر زندگی کند. می‌شد همان جور بی‌پروا بود و از هیچ چیز نترسید و همه راه‌های عجیب و غریب دنیا را هم امتحان کرد و باز هم زنده ماند. همان طور که اَلن گینزبرگ از همه "دیوانه‌بازی‌های نسل بیت" جان سالم به‌در برد٬ اما جنون کروآک میان این سه تفنگدار -اَلن گینزبرگ٬ جک کروآک و ویلیام اس. باروز- از همه بیشتر بود٬ برای همین هم آن‌ها سی و چند سال بیشتر از رفیق مجنون‌شان عمر کردند.

جک کروآک زنده نماند تا چاپ اولین رمانی را که در زندگی‌اش نوشته بود ببیند٬ رمانی که سال‌ها گم شده بود تا این که همین اواخر پیدا شد و انتشارات پنگوئن تصمیم به چاپش گرفت: "دریا برادر من است" داستان مردی است که از دست آدم‌ها فرار می‌کند و به قایقی روی دریا پناه می‌برد٬ اما دریا هم تنهایی عمیقی را به او تحمیل می‌کند٬ درست مثل مردی که انگار دارد محکومیتی را از سر می‌گذراند. جک کروآک این رمان ۱۵۸ صفحه‌ای را در ۲۱ سالگی نوشته و منتقدان می‌گویند که هر چند بارقه‌ای از کروآک سال‌های بعد در این رمان دیده می‌شود٬ اما این رمان اثر شسته‌رفته‌ای نیست و ممکن است انتشارش اتفاق ادبی چندان مهمی نباشد.

آمازون و شورش 'بادلیل' کتاب‌خوان‌های جهان

آمازون و شورش 'بادلیل' کتاب‌خوان‌های جهان
اواخر سال گذشته٬ روزنامه گاردین در خبری اعلام کرد که بسیاری از کتاب‌خوان‌ها اعتراض کرده‌اند که قیمت‌ کتاب‌های الکترونیکی در مقایسه با کتاب‌های چاپی بسیار گران است و اگر ناشران مهم این کتاب‌ها و در رأس‌شان کتاب‌فروشی اینترنتی آمازون فکری به حال قیمت این کتاب‌ها نکنند٬ آنها هم این نوع کتاب‌ها را تحریم خواهند کرد و حتی پا را فراتر گذاشتند و گفتند که برای این که این کتاب‌ها به فروش نروند٬ در سایت آمازون درباره نسخه‌های الکترونیکی کتاب‌ها نقد منفی خواهند نوشت و به این شکل باعث خواهند شد فروش این کتاب‌ها در مجموع کمتر شود.

کتاب جدید استیون کینگ در آن زمان جزء کتاب‌هایی بود که خواننده‌ها در اعتراض به قیمت‌ها به آن فقط یک ستاره دادند. اختلاف ناشران و مخاطبان از آن زمان شروع شد و به بحثی دامن زد که آیا قیمت کتاب‌های چاپی ارزان است یا قیمت کتاب‌های الکترونیکی بالا. نکته‌ای که مخالفان می‌گویند این است که انتشار کتاب‌های الکترونیکی از این جهت، صنعت مقرون به صرفه‌تری است که ناشر دیگر بابت کاغذ و چاپ و انبارداری هزینه نمی‌کند و همین‌ها باید باعث شود قیمت کتاب‌های الکترونیکی ارزان‌تر تمام شود. بحث بر سر قیمت ادامه داشت تا این که تابستان گذشته٬ سایت آمازون به ناشران پیشنهاد داد همگی با قیمت ۹.۹۹ دلار برای هر نسخه کتاب الکترونیکی توافق کنند.

از نظر آمازون این قیمتی بود که مخاطب هم می‌پسندید و با آن مشکلی نداشت٬ اما هنوز که هنوز است ناشران بین خودشان بر سر این قیمت یا پایین آوردن قیمت کتاب‌های الکترونیکی توافق نکرده‌اند و خوانندگان هم٬ که مهم‌ترین بخش زنجیره صنعت کتاب هستند٬ از موضع خودشان سر بالا بودن قیمت کتاب‌ها پایین نیامده‌اند.

ساموئل بکت؛ بله٬ بکت چنین نویسنده‌ای است

ساموئل بکت؛ بله٬ بکت چنین نویسنده‌ای است
می‌گویند زمانی که ساموئل بکت در دسامبر ۱۹۸۹ در بیمارستان سنت آن پاریس در بستر مرگ بود٬ برایش خبر آوردند که واتسلاو هاول، نمایشنامه نویس و رهبر انقلاب مخملی در پراگ که به تازگی از دنیا رفت، به سِمت رییس‌جمهوری چکسلواکی برگزیده شده است. لبخند رضایتی روی لب‌های بکت نشست.

به نوشته روزنامه آیریش‌تایمز٬ ظاهرا بکت و هاول احترام فراوانی برای هم قائل بودند و اعتقاد داشتند که هنرمند نباید سکوت کند. بکت که اصولا اهل فعالیت‌های سیاسی نبود٬ تنها نمایشنامه سیاسی‌اش را به نام «فاجعه» در سال ۱۹۸۲ (هاول آن زمان در زندان به سر می‌برد) نوشت و آن را به هاول تقدیم کرد.

هاول هم جواب محبت بکت را داد و بعد از آزاد شدن از زندان در سال ۱۹۸۳ نمایش‌نامه «اشتباه» را نوشت و آن را به بکت تقدیم کرد. بکت در دسامبر ۱۹۸۹ درگذشت و ۲۲ سال بعد در همین ماه دسامبر واتسلاو هاول هم به او پیوست. نمایش‌نامه «فاجعه» شبی در آوینیون پاریس به افتخار هاول اجرا شد. بعدها هاول برای بکت نامه‌ای نوشت که همسرش بیشتر از چهار بار در سال نمی‌توانست برای ملاقات او به زندان برود٬ ولی در یکی از همین دفعاتی که به زندان آمده بود درباره اجرای نمایش «فاجعه» در حمایت از او برای‌اش تعریف کرد و این قضیه تا مدت‌ها روح او را در زندان تسکین داد و به ادامه زندگی میان آن همه نکبت و سیاهی ترغیبش کرد.

جلد دوم «نامه‌های ساموئل بکت»٬ که نامه‌نگاری‌های بکت در فاصله سال‌های ۱۹۴۱ تا ۱۹۵۶ است٬ همین تازگی‌ها منتشر شده است. همه این مقدمه‌چینی‌ها برای این بود که میان این نامه‌ها٬ که خبر از دغدغه‌های هنری و انسانی بکت می‌دهند٬ می‌توان چیزهایی پیدا کرد که همه‌مان را به زندگی امیدوار کند. بله٬ بکت چنین نویسنده‌ای است.

ساره علوی




نوع مطلب : ادبیات، کتاب، 
برچسب ها : بهترین، نویسنده، 2011، جایزه بوکر، پولیتزر، نوبل، ادبیات، شعر،