تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - زندگینامه محمد کاظم کاظمی
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 30 بهمن 1392 :: نویسنده : احمد احمدی

محمد کاظم کاظمی

ملقب به: محمد خراسانی




زندگینامه :

محمدکاظم کاظمی فرزند حاج محمدعلی کاظمی، در ٢٠ دی ۱۳٤٦ خورشیدی، در خانواده‌أی از اهل ادب و فرهنگ كه در آن، سنّت شاعر و شعرپروری برپا بود، در شهر هرات به دنیا آمد. پدربزرگ‌اش حاج محمدکاظم نام داشت که بازرگانی بود، شاعر و صاحب دیوان. او که در دهۀ چهل درگذشت، مجموعه شعرهایش با عنوان "عشق و حماسه"، در سالهای اخیر به نشر رسیده است.

پدر کاظم کاظمی، یکی از فعالان سیاسی و اجتماعی هرات در حوالی دهه‌های چهل و پنجاه و از دوستان و همرزمان علامه سید اسماعیل بلخی بوده است. او شغل آزاد داشت و تجارت پیشه بود. گذشته از این، فردی بود اهل مطالعه و علاقه‌مند به ادبیات که چند قطعه شعری هم از وی باقی مانده است. کتاب خاطرات سیاسی‌اش که به صورت مصاحبه با وی تهیه شده است، در مراحل تدوین و آماده‌سازی است. حاج محمدعلی کاظمی، در زمستان ۱۳٨٧ خورشیدی در مشهد درگذشت.

ایام كودكی ‌کاظم کاظمی ویژگی خاصی نداشت، جز این كه او به مطالعه و آن هم مطالعه آزاد غیردرسی شوق داشت و این شوق تاکنون نیز در وی مانده است، چنان كه بیش از تحصیلات رســمی به دانش‌اندوزی از راه مطالعه آزاد پرداخته اســت.


وی دبستان را در زادگاه‌اش به پایان رساند و در سال ۱۳۵۴ باخانوادۀ خود به كابل، پایتخت افغانستان، كوچید و از سال ۱۳٦۳ به سبب وضعیت بحرانی كشور به ایران مهاجر شد. او بخشی از تحصیلات را در كابل دنبال كرد و بخشی دیگر را در شهر مشهد پی گرفت و سرانجام موفق به دریافت لیسانس در رشتۀ مهندسی عمران از دانشگاه فردوسی مشهد شد.

کاظمی از سال ۱۳٦۱ خورشیدی به سرودن شعر روی آورد، علاقه و استعدادی كه در این زمینه داشت، به‌تدریج جای رشته اصلی درس را كه مهندسی عمران بود گرفت و چنین شد كه با پایان یافتن دانشگاه به فعالیت‌های ادبی همچون سرایش شعر، پژوهشهای ادبی، روزنامه‌نگاری و ویراستاری پرداخت و این سلوك تاكنون ادامه دارد.

 

فعالیت‌های ادبی و فرهنگی:

از سال ۱۳۶۵ به فعالیت‌های ادبی خود افزود و آن را در دهه هفتاد ادامه داد. وی با سرودن مثنوی "بازگشت" در فروردین ۱۳۷۰ به شعر افغان درخششی تازه بخشید. چنان که آفتاب، ماهنامه‌ی ادبی - اجتماعی - فرهنگی دانشجویان دانشگاه واترلو، زیر عنوان "شعر همسایه" می‌نویسد:

"محمدکاظم کاظمی با سرودن مثنوی "بازگشت" در فروردین ٧٠ نگاه‌ها را به شعر افغان خیره ساخت و بخشی از غرور به تاراج رفته‌ی مردمش را بازگرداند. پس از آن در کنار تعمیق مطالعات به جد به نقد ادبی روی آورد و به تربیت نسل تازه‌ای از شاعران جوان افغان همت گماشت."

او خود می‌گوید: "فعلا عضو موسسه‌ی فرهنگی "درّ دری" هستم و به فعالیت‌های ادبی و فرهنگی اشتغال دارم."

او تاكنون مسئول دفتر ادبیات افغانستان در حوزه هنری مشهد. مسئول صفحه ادبی روزنامه قدس و عضو هیئت تحریریه نشریه خط سوم بوده است. همچنین همكاریهایی با نشریات سوره، شعر، فصلنامه دُرّ دری و روزنامه اطلاعات داشته است. او در نمایشگاه كتاب تهران (سال 82) به‌عنوان شاعر برگزیده انتخاب شد.

 

از کارنامه‌ی ادبی و فرهنگی او به‌طور کوتاه می‌توان چنین نام برد:

·        عضویت در گروه شعر حوزۀ هنری مشهد (١٣٦٧ تا اواسط دهۀ هفتاد)

·        عضویت در انجمن شاعران انقلاب اسلامی افغانستان (١٣٦٩ تا اواسط دهۀ هفتاد)

·        مسئولیت دفتر هنر و ادبیات افغانستان (١٣٦٩ تا ١٣٧۵)

·        همكاری با سرویس هنر و ادبیات روزنامۀ قدس و مسئولیت صفحۀ ادب این رونامه (اواسط دهۀ هفتاد).

·        همكاری با كانون شاعران و نویسندگان آموزش و پرورش خراسان.

·        عضویت در هیئت تحریر فصلنامۀ در دری و سپس خط سوم (از ١٣٧٦ تا كنون).

·        عضویت در هیئت تحریر نشریه‌های هری و نینوا (اواخر دهۀ هفتاد).

·        داوری بعضی مسابقات و جشنواره‌های شعر مثل "شهر بهشت"، "فلک‌الافلاک"، "آینۀ آفتاب هشتم"، "ملکوت هشتم"، "جشنوارۀ بین‌المللی شعر نبوی"، "جشنوارۀ حرفی از جنس زمان" و...

 

 

آثار:

کاظمی که چهره‌ای نام آشنا در ادبیات امروز افغانستان است، نقش برجسته‌ای در رشد و بالندگی شعر مقاومت داشته است. مجموعه آثار او عبارتند از:

·        شعر مقاومت افغانستان، (گردآوری، با همكاری محمدآصف رحمانی)، تهران‌، حوزۀ هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ١٣٦٩ (این كتاب به چاپ دوم رسید.)

·        صبح در زنجیر، (حاصل مسابقۀ ادبی صبح در زنجیر)، حوزۀ هنری سازمان تبلیغات اسلامی، تهران‌، ١٣٧٠

·        پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت (مجموعۀ شعر)، حوزۀ هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ١٣٧١ (این كتاب در سال ١٣٧۵ به چاپ دوم رسید.)

·        روزنه‌، (مجموعۀ آموزشی شعر، در سه جلد)، مشهد، كانون شاعران و نویسندگان امور تربیتی خراسان‌، جلد اول‌، ١٣٧٠، جلد دوم‌، ١٣٧٢ و جلد سوم‌، ١٣٧۴. چاپ بعدی (ویرایش تازه‌ای از جلد اول و دوم با عنوان چاپ اول‌): مشهد، ١٣٧٧، چاپ دوم‌، مشهد، ١٣٨٦.

·        گزیدۀ شعرهای محمدكاظم كاظمی، از سلسلۀ گزیدۀ ادبیات معاصر (شمارۀ ۴٩)، كتاب نیستان‌، چاپ اول‌: تهران‌، ١٣٧٨، (چاپ دوم‌: ١٣٨٠)

·        شعر پارسی، كانون شاعران و نویسندگان امور تربیتی خراسان‌، مشهد، ١٣٧٩

·        همزبانی و بی‌زبانی، ناشر: محمدابراهیم شریعتی افغانستانی، تهران‌، ١٣٨٢

·        قصۀ سنگ و خشت‌، گزینۀ شعر، كتاب نیستان‌، چاپ اول و دوم‌: تهران‌، ١٣٨۴ و چاپ سوم‌: تهران‌، ١٣٨۵ و چاپ چهارم‌: تهران‌، ١٣٨٦

·        خلیل‌الله خلیلی (گردآوری)، ناشر: محمدابراهیم شریعتی افغانستانی، تهران‌، ١٣٨۵

·        گزیدۀ غزلیات بیدل‌، ناشر: محمدابراهیم شریعتی افغانستانی، تهران‌، ١٣٨٦

·        کلید در باز، رهیافتهایی در شعر بیدل؛ انتشارات سوره مهر، تهران، ١٣٨٧

·        رصد صبح، خوانش و نقد شعر جوان امروز؛ انتشارات سوره مهر، تهران، ١٣٨٧

ü     به‌علاوه، مقالات وی در نشریات گوناگون از جمله: فصلنامۀ "درّ دری"، مجلۀ "شعر" و مجلۀ "سوره" به نشر رسیده است.

 

در پایان شعر "بازگشت" این شاعر توانمند را خواهیم خواند:

 

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌

پیاده آمده بودم‌، پیاده خواهم رفت‌

طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد

و سفره‌ای که تهی بود، بسته خواهد شد

و در حوالی شبهای عید، همسایه‌!

صدای گریه نخواهی شنید، همسایه‌!

همان غریبه که قلک نداشت‌، خواهد رفت‌

و کودکی که عروسک نداشت‌، خواهد رفت‌

منم تمام افق را به رنج گردیده‌،

منم که هر که مرا دیده‌، در گذر دیده‌

منم که نانی اگر داشتم‌، از آجر بود

و سفره‌ام ـ که نبود ـ از گرسنگی پر بود

به هرچه آینه‌، تصویری از شکست من است‌

به سنگ‌سنگ بناها، نشان دست من است‌

اگر به لطف و اگر قهر، می‌شناسندم‌

تمام مردم این شهر، می‌شناسندم‌

من ایستادم‌، اگر پشت آسمان خم شد

نماز خواندم‌، اگر دهر ابن‌ملجم شد

طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد

و سفره‌ام که تهی بود، بسته خواهد شد

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌

پیاده آمده بودم‌، پیاده خواهم رفت‌

چگونه باز نگردم‌، که سنگرم آنجاست‌

چگونه‌؟ آه‌، مزار برادرم آنجاست‌

چگونه باز نگردم که مسجد و محراب‌

و تیغ‌، منتظر بوسه بر سرم آنجاست‌

اقامه بود و اذان بود آنچه اینجا بود

قیام‌بستن و الله اکبرم آنجاست‌

شکسته‌بالی‌ام اینجا شکست طاقت نیست‌

کرانه‌ای که در آن خوب می‌پرم‌، آنجاست‌

مگیر خرده که یک پا و یک عصا دارم‌

مگیر خرده‌، که آن پای دیگرم آنجاست‌

شکسته می‌گذرم امشب از کنار شما

و شرمسارم از الطاف بی‌شمار شما

من از سکوت شب سردتان خبر دارم‌

شهید داده‌ام‌، از دردتان خبر دارم‌

تو هم به‌سان من از یک ستاره سر دیدی‌

پدر ندیدی و خاکستر پدر دیدی‌

تویی که کوچه غربت سپرده‌ای با من‌

و نعش سوخته بر شانه برده‌ای با من‌

تو زخم دیدی اگر تازیانه من خوردم‌

تو سنگ خوردی اگر آب و دانه من خوردم

اگرچه مزرع ما دانه‌های جو هم داشت‌

 و چند بته مستوجب درو هم داشت‌

اگرچه تلخ شد آرامش همیشه تان

اگرچه کودک من سنگ زد به شیشه تان‌

اگرچه متهم جرم مستند بودم‌

اگرچه لایق سنگینی لحد بودم‌

دم سفر مپسندید ناامید مرا

ولو دروغ‌، عزیزان‌! بغل کنید مرا

تمام آنچه ندارم‌، نهاده خواهم رفت‌

پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم رفت‌

به این امام قسم‌، چیز دیگری نبرم‌

به‌جز غبار حرم‌، چیز دیگری نبرم‌

خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتان‌

و مستجاب شود باقی دعاهاتان‌

همیشه قلک فرزندهایتان پر باد

و نان دشمنتان ـ هر که هست ـ آجر باد

مشهد ـ 27 / 1 / 1370




نوع مطلب : عمومی، افغانستان، ادبیات، 
برچسب ها : شاعر افغانستان، محمد کاظم کاظمی،