تبلیغات
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد) - روایت شورانگیز یک گزارشگر آزاد
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به متخصصین و دانشجویان افغانستانی مقیم استان قم میباشد. هدف اصلی این وبلاگ، اطلاع رسانی هموطنان عزیز درباره مسائل آموزشی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و... افغانستان (در وهله اول) و جهان (در مرحله بعد) میباشد. گاهی نیز حرفهای ناگفته دلمان را ثبت خواهیم کرد.
دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند ما را با عنوان (مدآد) لینک کنند و در قسمت نظرات عنوان وبلاگ خود را بگذارند تا لینک شوند.
در صورت تمایل به همکاری در وبلاگ با ما ارتباط برقرار نمایید.
ایمیل مدیر وبلاگ
ahmad.ahmadi0069@gmail.com

مدیر وبلاگ : احمد احمدی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متخصصان ودانشجویان افغانستانی دانشگاه آزاد (مدآد)
اتحاد، برادری، دیانت، ایثار، علم و تلاش رمز موفقیت و پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 8 بهمن 1392 :: نویسنده : زهرا رضایی
نوشته های یک مسعود: فرض کنیم که سال ۲۰۰۵ است و شما یک جوان خوش تیپ و ۲۲ ساله هستید، چند روزی بیشتر نیست که از دانشگاه Yale در رشته ریاضیات در مقطع فوق لیسانس فارغ التحصیل شده‌اید، چند ماهی هم هست که چندین و چند پیشنهاد کاری بسیار بسیار جذاب و پردرآمد بخصوص از طرف گروه معظم Goldman Sachs برای شروع به کار داشته اید، خب چه کار میکنید؟

آقای آنجان سوندارام

تقریباً میشه پاسخ همه دوستان رو با تقریب خوبی حدس زد… ولی قهرمان ما «آنجان سوندارام – Anjan Sundaram» هرچه داشت و نداشت فروخت، یک کوله خوب خرید، وسایل شخصی و یکی دو دوربین و لپتاپش را درون آن گذاشت، به فرودگاه رفت و یک بلیط یک طرفه برای “هرجایی”! در کشور کنگو خرید و راهی سفری شد که فقط با یک کلمه می‌شد آن را توصیف نمود:

دیوانگی

سوندارام متولد هند است و مانند هزاران هموطن دیگرش که استعداد بسیار بالایی دارند، در همان کودکی راهی سرزمین رویاها شد، بسختی درس خواند ولی روح آزاده‌اش را مهار نکرد. سوندارام در حالیکه هنوز تصمیم نهاییش برای انتخاب موقعیت شغلی را نگرفته بود، در یکی از آخرین روزهای فارغ التحصیلی اش برای تسویه حساب نهاییش به دانشگاه برمی‌گردد، صندوقدار رنگین پوست بود، سوندارام (شاید با کمی شیطنت) از وی میپرسد: شما اهل کجایید؟ دخترک میگوید: زئیر (نام قدیم جمهوری کنگو)، سوندارام میگوید چه جالب، بدم نمی‌آید به آنجا بروم. و دخترک بر سرش فریاد میزند: شما بچه سوسول‌های Yale هم آنجا بروید، هیچ‌کاری نمی‌توانید انجام دهید…

این جمله تلنگری را بر روح پرشور سوندارام وارد آورد، وی کمی مطالعه کرد و از عمق فاجعه در کنگو و اینکه هیچ روزنامه و خبرگزاری معروفی در آنجا خبرنگار ندارد مطلع شد. وی همان شب تصمیمش را گرفت و در عین مخالفت شدید و تعجب همه و اشک‌های مادرش به صدای دلش گوش کرد و راهی کنگو شد. بدون اینکه کسی منتظرش باشد، بدون آنکه بداند باید به کجا برود، بدون آنکه کسی به وی پولی بدهد، بدون هیچ برنامه ریزی… البته قبل از رفتن با نیویورک تایمز و اسوشیتدپرس تلفنی صحبت کرده بود و آنها به وی گفتند که ما تو را استخدام نمی‌کنیم ولی اگر بصورت یک خبرنگار آزاد و نیمه وقت برای ما خبر یا گزارشی بفرستی، در ازای هر کلمه‌ای که ما چاپ کنیم (و نه هر کلمه ای که تو گزارش کنی) ۵۰ سنت به تو خواهیم پرداخت!!!! یعنی به تعبیری شما جان و آینده‌ات را در یکی از ناامن‌ترین و خطرناکترین نقاط دنیا برای کلمه ای ۵۰ سنت به خطر می‌اندازی حتی بدون بیمه! و تا سالها تنها خبرنگاری (شجاعی) باشی که در آن کشور حضور داری…

و اینچنین حماسه یک فارغ التحصیل ریاضیات Yale در کنگو شروع شد: گزارشها و عکسهای وی از یکی از بزرگترین قتلگاه‌های بشر، از معادن تحت استعمار چین و برده‌داری مدرن، از اربابان جنگ (جنگ سالاران)، از کودکان همیشه گرسنه، از تجاوزهای گروهی (در کنگو ساعتی ۴۸ زن مورد تجاوز قرار می‌گیرند)، از جنگ‌های قبیله‌ای، از جنون و مالیخولیای شرکتهای بزرگ اروپایی و آمریکایی برای یافتن معادن جدید، از دولت بی مسئولیت و البته از مردمی بسیار مهربان، یک تصویر بسیار کامل از کشوری را در برابر مردمان جهان قرار داد که تا قبل از این برای ما فقط یک کشور در مرکز آفریقا و یا عنوان یکی از کتابهای تن تن بود… همین و بس…

حدود یک سال و نیم پیش کتابی فوق‌العاده خواندنی، نفس‌گیر و آموزنده با نام «چرا ملت‌ها افول می‌کنند – Why Nation Fails» منتشر شد. کتابی که در آن نویسندگان «دارن عجم اوغلو – Daron Acemoglu» (اقتصاددان) و «جیمز رابینسون – James A. Robinson» (اقتصاددان و محقق علوم سیاسی) توصیفی علمی و البته با زبانی کاملاً روان و گویا، در باب داستان سقوط و شکوهمندی ملت‌های مختلف نوشته‌اند و به زیبایی هرچه تمام‌تر و با مثال‌هایی بسیار جذاب نشان میدهند چرا کره جنوبی و شمالی تا این اندازه متفاوند و یا مثالهای متعددی از علل تفاوتهای بنیادین ثروتمندی و رفاه آمریکا و کشورهای آمریکای جنوبی گفته می‌شود. پیشنهاد اکید کرده‌ام و میکنم که این کتاب ۴۰۰ صفحه‌ای را بخوانید، گویا همین یکی دو ماه قبل دنیای اقتصاد آن را ترجمه و چاپ کرده است که انشالله امانتدار بوده باشند…

کتاب چرا ملتها افول میکنند؟

در یکی از درخشانترین فرازهای این کتاب از کنگو اسم برده می‌شود: کشوری که رفتار انحصارگرایانه (Extractive) دولت آن موجبات ذلیل شدن و بدبختی و قتل عام سالانه ده‌ها و صدها هزاران تن در درگیری‌های قبیله ای و راهزنی شده است. این یازدهمین کشور بزرگ دنیا (چیزی نزدیک به کل مساحت اروپای غربی!)، یکی از غنی‌ترین منابع زیرزمینی کره زمین را دراختیار دارد: معادن بزرگ سنگ‌ها و فلزات کمیاب از جمله الماس، طلا، نیوبیوم و تانتالیوم، کبالت، جیوه، اورانیوم، مس و …. بخش کوچکی از ثروت بی انتهای این سرزمین است که در سایه بی‌تدبیری، خرافات و استعمار یکی از پایین ترین سطوح زندگی را برای مردمش ایجاد کرده است. در همین چهار سال گذشته ۵ میلیون نفر در عین بی‌خبری رسانه های دنیا در آن کشور کشته شده اند… ۵ میلیون انسان!!!!

آقای سوندارام در طول سالهای گذشته چند جایزه از سوی خبرگذاری‌ها و برخی نهادها دریافت کرده است ولی اصلی ترین دلیل شهرتش کتابی بود که تالیف کرد. آقای سوندارام براساس تجربیات و ماجراهایش کتابی نوشته است تحت عنوان «خبرنگار آزاد: سفر یک گزارشگر به کنگو – Stringer: A Reporter’s Journey in the Congo». کتاب در هرجا که منتشر شده است مورد تحسین و تمجید قرار گرفته است، کتاب در لیست پرفروشهای هندوستان و آمریکا و چندین و چند کشور اروپایی است. ویژگی منحصر به فرد این کتاب روایت دست اول و توصیف بی طرفانه حقیقت تلخ جاری در کنگو است.

کتاب خبرنگار آزاد: سفر یک گزارشگر به کنگو
ادامه متن رو در وبلاگ یک مسعود بخوانید...




نوع مطلب : عمومی، کتاب، 
برچسب ها : آنجان سوندارام، کتاب چرا ملت‌ها افول می‌کنند، Why Nation Fail، کتاب خبرنگار آزاد: سفر یک گزارشگر به کنگو، تن تن در کنگو،